آزادی بیان - سخنرانیهای دکتر حسن عباسی

سخنرانیهای دکتر حسن عباسی

حکومت نرم و دکترین اقدام نامتقارن در جهاد نرم
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٥  کلمات کلیدی:

هوالحکیم

حکومت نرم و دکترین اقدام نامتقارن در جهاد نرم

دیدار دانشجویان با رهبر انقلاب اسلامی: افسران جوان جنگ نرم!
دیدار استادان دانشگاه‌ها با رهبر انقلاب اسلامی: فرماندهان جنگ نرم!
گلایه‌ی رهبر انقلاب از کثرت میلیونی دانشجویان علوم انسانی در دانشگاه‌ها، در برابر قلت استادان مجرب در این حوزه ما را بر آن د اشت تا به سراغ حسن عباسی برویم تا دو مسأله را با توجه به تجربیات وی، با او در میان بگذاریم: ترسیم صحنه‌ی جنگ نرم از زاویه نگاه یک متخصص استراتژی، و بررسی ابعاد و جوانب بومی کردن علوم انسانی، از منظر کسی که در هشت سال گذشته، بزرگترین کلاس آزاد پایتخت را با بیش از 4000 نفر دانشجو و طلبه، در کرسی بومی سازی دانش دکترینولوژی، اداره کرده است. پرسش اساسی این است: جنگ نرم چیست؟ و نسبت آن با تولید علم بومی به ویژه در حوزه‌ی علوم انسانی کدام است؟

- رهبر معظم انقلاب، استادان را فرماندهان و دانشجویان را افسران جنگ نرم توصیف کردند. برای ورود به بحث، ابتدا ابعاد و ویژگی‌های جنگ نرم را تشریح کنید.
- بسم‌الله الرحمن الرحیم. انشاءالله که عبادت همه‌ی روزه‌داران در این ماه ضیافت الهی مورد قبول حضرت باری تعالی واقع شود.
با توجه به اینکه هدف خلقت ما عبادت و عبودیت است، ماه رمضان فرصت خوبی برای تحقق نسبی این هدف خلقت است، به ویژه برای امثال ما، که اشتغال دنیوی در طول سال مجال عبادت را کم می‌کند.
جنگ به عنوان بخشی از طبیعت بشر شناخته می‌شود که در تاریخی به قدمت تاریخ خود بشر، فراز و نشیب‌ها و روی-کردهای مختلفی پیدا کرده است. در فلسفه‌ی جنگ، شناخته شده‌ترین نوع آن بر اساس «شدت» تقسیم ‌بندی می‌شود که از آن به منازعات کم‌شدت low Intensity conflict، منازعات شدید، و منازعات تمام‌عیار نام می‌برند. در نوع دوم دسته‌بندی جنگ، آن را از نظر بکارگیری سلاح به طیف‌های جنگ گرم و جنگ سرد تفکیک می‌کنند. هم‌چنین از حیث علنی یا مخفی بودن منازعه، به جنگ آشکار، جنگ نیمه‌پنهان و جنگ‌ پنهان- مانند عملیات نیروهای ویژه- تقسیم می‌گردد. دسته‌بندی بعدی طیف شناسی جنگ از حیث موضوع و حوزه‌ی آن است مانند جنگ سیاسی، جنگ اقتصادی، جنگ فرهنگی، جنگ نظامی.

- جنگ نرم بر اساس چه متغیری دسته‌بندی می‌شود؟
- نوع دیگر طیف‌شناسی منازعات، دسته‌بندی آن‌ها بر اساس «صلابت» منازعه است که به سه طیف منازعه‌ی سخت hard conflict منازعه‌ی نیمه‌سخت semi hard conflict منازعه‌ی نرم soft conflict تقسیم می‌شود. تفکیک اولیه‌ی منازعات از حیث صلابت، توسط جوزف نای صورت گرفت، و اکنون توسط اندیشمندان مختلف تکامل یافته است. به طور مشخص در طیف‌شناسی جنگ‌ها مبتنی بر صلابت، جنگ سخت، نزاعی است که به شیوه‌ی نظامی، و با هدف پیروزی سنتی از طریق اشغال و تصرف سرزمین دشمن صورت می‌گیرد. این نوع جنگ در عصر استعمار کلاسیک، عمده‌ترین نوع نزاع بود.
در دسته‌ی دوم، جنگ نیمه‌سخت قرار دارد، که نزاعی است مربوط به عصر استعمار نو که در طی آن، به جای تصرف سرزمین دشمن با قدرت نظامی، به تصرف حکومت آن و ایجاد حکومت دست‌نشانده در کشور دشمن مبادرت می‌نمودند.
در واقع در جنگ نیمه‌سخت، با ترفندهای سیاسی حکومت را به کسانی می‌سپردند که هر چند از شهروندان همان کشور بودند، اما برای دشمنان و قدرت‌های بیگانه کشور خود را اداره می‌کردند مانند حکومت ایران در عصر پهلوی. امروز البته جنگ نیمه‌سخت تصرف بازارها در رقابت اقتصادی، و تصرف حکومت‌ها در رقابت سیاسی را نیز در بر ‌می‌گیرد.


جنگ سخت اقدام نظامی عصــــر
استعمار کلاسیک
تصرف سرزمین
جنگ نیمه‌سخت اقدام سیاسی / اقتصادی عصــــر
استعمار نو
تصرف حکومت / بازار
جنگ نرم اقدام فرهنگی عصــــر
استعمار فرانو
تصرف قلب‌ها و ذهن‌ها



در دسته‌ی سوم، جنگ نرم قرار دارد که دکترین آن حاکی از این است که به جای تصرف نظامی سرزمین دشمن و حکومت مستقیم بر آن، یا تصرف سیاسی و حکومت غیر مستقیم از طریق گماردن یک دولت دست نشانده در آن، می‌توان خود مردم آن کشور را تسخیر کرد و از طریق مردم دشمن بر آنان حکومت کرد. خب! پرسش این است: راه تسخیر مردم به گونه‌ای که خود آنان خواسته‌های دشمن‌شان را محقق سازند چیست؟ این راه بسیار ساده و در عین حال دشوار است: تصرف قلب‌ها و سیادت بر ذهن‌ها. در دکترین جنگ نرم، قاعده این است که قلب و مغز افراد تصرف شود، آن‌گاه آن کسانی که قلب و ذهن‌اشان تسخیر شد، در راستای اهداف دشمن خود عمل می‌کنند.
- قلب‌ها و مغزها چگونه تصرف می‌شوند؟
تصرف قلب افراد با ارضاء انجام می‌شود. سیادت بر ذهن‌ها هم با اقناع صورت می‌گیرد. رضایت افراد از چیزی موجب زمینه‌سازی تصرف قلب آنان می‌شود. هم‌چنین اگر آن افراد نسبت به مسأله‌ای قانع شدند، زمینه برای سیادت بر مغز آنان فراهم شده است. روش ارضاء برای تصرف قلب مقوله‌ی حب و بغض است؛ قلبی که مملو از بغض نسبت به چیزی یا کسی باشد امکان تصرف ندارد، اما اگر آکنده از حب نسبت به آن چیز یا آن کس بود، توسط آن تصرف شده است. روش اقناع برای سیادت بر مغزها نیز مقوله‌ی شک و یقین است. در واقع اگر ذهن کسی نسبت به مسأله‌ای شک داشت، تا این شک تبدیل به یقین نشود، ذهن آن شخص قانع نخواهد شد.
در جنگ نرم، دشمنان از طریق برتری رسانه‌ای خود، با روش مدیریت حب و بغض، و هم‌چنین مدیریت شک و یقین در توده‌های انسانی، آن‌ها را تسخیر نموده و در مسیر اهداف خود به حرکت و عمل وا می‌دارند.
کیفیت این تسخیر در حدی است که فرد تصرف شده، نسبت به دشمنی که او را تسخیر نموده، هیچ کینه و نفرتی ندارد و برعکس، نسبت به او علاقه‌مند است. این نکته است که متغیر «صلابت» در تقسیم‌بندی جنگ سخت و نیمه‌سخت و نرم را نشان می‌دهد. یعنی صلابت از نظر ابزار و روش‌ها، و صلابت از نظر مقاومت دشمن. طبیعتاً هر قدر منازعه به سمت روش‌های جنگ سخت پیش برود، صلابت اقدام، و صلابت مقاومت بیشتر می‌شود، و هر قدر که به سمت روش‌های جنگ نرم نیل کند، صلابت اقدام و هم‌چنین صلابت مقاومت رقیق‌تر و سست‌تر می‌گردد.


 
استاد عباسی: شیخ‌الاسلام شیخ‌الشهداء کردستان
ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٠  کلمات کلیدی:
زمستان 1382 برای چند برنامه سخنرانی به کردستان دعوت شدم. مقاومت مردم کــرد در منطقــه غــرب کشـور در مقابل خصومت‌های بیگانگان، رشادت‌های جنبش پیش‌مرگان کرد مسلمان و خاطرات سال‌های دفاع مقدس از آن منطقه، همواره موجب این است که انسان با شنیدن نام کردستان، سر تعظیم فرو آورد. به همراه دوستان میزبان، از فرودگاه کرمانشاه، جاده سنندج را در پیش گرفتیم. سنندج در میان کوه‌هایی که نماد ایستادگی و پایمردی کردمردان و کردزنان است، با غرور آرمیده و پلک‌های خود را زیر قطره‌های ریز باران برهم نهاده بود و گونه‌های خود را شست‌وشو می‌داد.

یکی از برنامه‌ها در آن 2 روز، حضور در جمع روحانیان و ائمه جمعه کردستان بود. موضوع سخن به حوزه سیاست بین‌الملل مرتبط بود و بانیان جلسه مایل بودند که طرح آمریکایی خاورمیانه بزرگ که از مطرح شدن آن در رسانه‌ها تنها چند روزی بیشتر نمی‌گذشت، مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.

به دلیل فشردگی برنامه‌های پیاپی، به ناچار سخنرانی در جمع روحانیان و ائمه جمعه استان به شب موکول شد. گرمی محفل اهل ایمان استان کردستان، سرمای بیرون از تالار را در نظر ناچیز می‌نمایاند. ساعت 22 سخنان خود را با مبحث روند استراتژی‌های صلیبیون وصهیونیون در منطقه‌ای که یکصد سال است از سوی آنگلوصهیون‌ها خاورمیانه خوانده شده است، آغاز کردم.

در صندلی‌های ردیف جلو، یک روحانی مسن که جاذب احترام همگان بود نور خود را به اطراف می‌افشاند، آنگونه که چشم به زحمت دیگران را از میان پرتو نور وجود او می‌توانست ببیند و تشخیص دهد.

مرکب سخن در جاده زمان به تجزیه عثمانی به دست انگلیسی‌ها و سپس آغاز دوره جفای مضاعف به مسلمین در منطقه، کاشتن خنجر صهیونیسم در قلب فلسطین و سایه افکندن بال‌های جغد شوم اسرائیل بر قبله نخست مسلمین، مسجدالاقصی که رسید فضای جلسه احساسی شد و در این میان آن پیر محفل، از ذکر مصیبتی که بر مسلمانان رفته و می‌رود، پس از غلتیدن قطره‌های اشک بر گونه‌ها و محاسنش، به مرور شانه‌هایش نیز در اثر گریه قلبی به تکان‌های منظم افتاد.

ساعت 24 سخن را به انجام رساندم و وقتی در طنین صلوات کسان حاضر در تالار از سکو به پایین آمدم، آن پیر روحانی که اکنون ایستاده بود، عبا و دستان خود را گشود و مرا در آغوش گرفت و پس از بوسیدن پیشانی من، ابتدا درگوش راست و سپس در گوش چپم، یک دعای طولانی را به عربی زمزمه کرد.

همچنان که به سمت در خروجی می‌رفتیم، حضرت ماموستا شیخ‌الاسلام فرمود: «حق مسلمین، سیطره اجنبی بر بلاد آنها نیست. به جوانان در دانشگاه‌ها این 2 قرن جفای صلیبیون را یادآوری کنید». عصر جمعه‌ 27 شهریور 1388 که خبر شهادت او را شنیدم، لحظه‌ای مبهوت ماندم؛ خوشحال از اینکه پایان یک عمر خدمت به مردم و اسلام، مرگ هنرمندانه است که به فرموده امام خمینی(ره)، «شهادت، هنر مردان خداست.» اما متأثر و متاسف به خاطر از دست دادن نیک مردان به دست اهل شقاوت.

شیخ‌الشهدای کردستان نیز همچون امام علی(ع)‌ که در ماه رمضان به شهادت رسید، در ماه ضیافت خدا به خون خود غلتید، تا روزه خود را در محضر خدا افطار کند که «عند ربهم یرزقون». شهید محراب، چه علی(ع) باشد، چه دستغیب و صدوقی و مدنی و اشرفی‌اصفهانی، و چه شیخ‌الاسلام، همگی به تیغ کین خوارج و منافقان و متحجرین که روایتشان از اسلام آغشته به جهل و تعصب کور است، کشته شده و می‌شوند.

امروز پیکر جهان اسلام از جریان‌های مدرنیست، وهابیست، صهیونیست، منافق و متحجر، زخم زیادی برداشته است و التیام و درمان آن تنها به تقوا و بصیرت و وحدت میسر است.

در شب جمعه آخر ماه رمضان، جمعه‌ای که مسلمین عالم برای اعلام انزجار از صهیونیسم و همبستگی و همدردی با مردم مظلوم فلسطین به خیابان‌ها روانه می‌شوند، به شهادت رساندن یک پیرمرد روحانی و یک مرد خدا، در راستای منافع چه کسانی است؟! پیرمردی چون شیخ‌یاسین که بر صندلی چرخ‌دار می‌نشست هنگام خروج از مسجد به تیغ ترکش بمب هلی‌کوپتر اسرائیلی به شهادت رسید و پیرمردی چون شیخ‌الاسلام نیز به هنگام خروج از مسجد به شهادت می‌رسد، پیام این چیست؟!

روزگاری تنها در پهنه عالم سیاست یک طیف صهیونیستی وجود داشت، صهیونیست‌های یهودی! به مرور در سال‌های قبل، جهان با پیدایش طیف دوّمی از صهیونیست‌ها مواجه شد، صهیونیست‌های مسیحی که با انگاره‌های هزاره‌گرایی حتی از صهیونیست‌های یهودی نیز در خباثت و جنایت پیشی گرفتند و به اشغال عراق و افغانستان پرداختند.

اکنون نوبت طیف سوم است و چهره صهیونیسم اسلامی به مرور آشکار می‌شود. صهیونیست‌های مسلمان که تا چندی پیش تنها در حیطه روشنفکری غربگرا، تسهیل‌کننده مطامع صهیونیست‌های یهودی علیه کلیت اسلام بودند، اکنون از موضع تئوریک به موضع پراتیک رسیده‌اند و در قالب موج‌های تروریستی به بلوا و آشوب در جهان اسلام ادامه می‌دهند. یک صهیونیست مسلمان، کسی است که هر چند خود را مسلمان می‌داند اما در زمین دشمن بازی کرده و در عمل، آگاهانه به نفع صهیونیسم جهانی فعالیت می‌کند. این فعالیت چه جنبه نظری و فرهنگی داشته باشد- همچون تلاش‌های نصرحامد ابوزید، محمد آرکون، تسلیمه نسرین یا سلمان رشدی- و چه جنبه عملی داشته باشد – مانند رفتار القاعده یا تروریست‌هایی که در شب روز جهانی قدس، شیخ‌الاسلام را به شهادت رساندند یا آشوبگرانی که در روز قدس، مأموریت دارند تا شعار مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا و مرگ بر انگلیس را تغییر دهند و حرکت یکپارچه و اعتراضی مسلمین جهان علیه دشمن مشترک را به فتنه داخلی و درگیری خانوادگی مسلمانان تبدیل کنند- و چه جنبه حکومتی داشته باشد- مانند رفتار دولت عربستان- همگی یک نتیجه را در بر دارد و آن‌هم تفرقه در میان مسلمین و لاجرم استمرار سلطه‌ و سیطره و استیلای نظام آنگلوصهیون بر جهان اسلام است. بی‌شک، شهادت شیخ‌الاسلام و دیگر نیکمردان کردستان، در آستانه روز قدس، بیانگر پیوند خون آنان با خون شهدای مسلمان در غزه و عراق و لبنان و افغانستان و سایر نقاط جهان اسلام است. ایدئولوژی‌هایی چون وهابیسم، بهائیسم و قادیانیسم در درون جهان اسلام که به دست آنگلوصهیون‌ها پدید آمدند، نمادهای کهنه صهیونیسم اسلامی محسوب می‌شوند، آن‌هم اسلامی از نوع اسلام صهیونیستی! نمادهای نوین صهیونیست‌های مسلمان اما شاخص‌ها و مؤلفه‌های امروزی‌تر و متفاوت‌تری دارند مثلاً مدرن، لیبرال، بورژوا، سکولار و... هستند. اسلام آغشته به صهیونیسم یا صهیونیسم به رنگ اسلام درآمده و اسلام آلوده به مدرنیسم و لیبرالیسم و سکولاریسم و امانیسم و بورژویسم، همان اسلام التقاطی است، اسلام خائنین و غاوین، که پیر جماران فرمود؛ «التقاطی فکر کردن خیانتی بزرگ به اسلام و مسلمین است». شهادت ماموستا شیخ‌الاسلام، عضو مجلس خبرگان رهبری به دست کج‌اندیشان و منحرفان، بر مردم استان محروم


 
غرب شناسی استراتژیک
ساعت ٥:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٦  کلمات کلیدی:

مدتی بود به روز نکرده بودم اینم از سلسله مباحث غرب شناسی که تا مطلب یا سخنرانی جدیدی به دستم برسه گوش کنید و بهره ببرید

- غرب شناسی استراتژیک؛ عصر خرافه گرایی - دکتر حسن عباسی

====================================

احتمالآ در پست بعدی از برخی ادا اطوارهای برخی مغزپسته ای ها و مسخره بازی های یک سبز استرالیایی خواهم نوشت هرچند که این وبلاگ تنها برای انتشار سخنان و مطالب دکتر عباسی است اما این مورد از موارد استثناست تا شما دوستان و خوانندگان ببینید حماقت تا کجا می تواند پیش رود