آزادی بیان - سخنرانیهای دکتر حسن عباسی

سخنرانیهای دکتر حسن عباسی

کنترل حیرت انگیز آژانس امنیت ملی آمریکا بر تمام فعالیت های اکترونیکی دنیا
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٧  کلمات کلیدی: nsa ، آزانس امنیت ملی آمریکا ، عباسی و جنگ آمریکا

سخنان دکتر عباسی در مورد آزانس امنیت ملی آمریکا رو فکر کنم قبلآ توی سایت گذاشته بودم اما تو این ویدئو به صورتی کاملآ مستند سخنان دکت عباسی رو روی تصاویر مربوط به سازمان NSA که در سال 1997 گرفته شده گذاشته و دیگه کسی نمی تونه ادعا کنه دکتر عباسی مبتلا به توهم توطئه شده . خودتون فیلم و سخنرانی دکتر عباسی رو ببینید

برای دیدن فیلم کلیک کنید


 
فیلمی از هشدار ها و پیش بینی حیرت انگیز دو سال پیش دکتر عباسی درباره گلشیفته فرا
ساعت ۳:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٥  کلمات کلیدی: گلشیفته فراهانی ، عکس ، فیلم، دکتر حسن عباسی ، مستهجن

لینک صفحه حاوی فیلم

مشرق: اخبار متعددی درباره اکران فیلم جدید گلشیفته فراهانی در سایتها به چشم می خورد.

مرجان ساتراپی، کارگردان سیاه این فیلم که با پوششی سفید و نیمه عریان پا روی فرش قرمز رونمایی فیلمش گذاشته ، بار دیگر ثابت کرد دلارهای غربی و لقمه حرام کمپانی صهیونیستی هالیوود خوب به او ساخته تا نقش اول در به فحشا کشیدن زن ایرانی در مقابل دوربین داشته باشد.

گزارش این مجال به بررسی فیلم نمی پردازد بلکه به هشدارهای مردی توجه دارد که نه دو هفته پیش بلکه دو سال پیش درباره گلشیفته فریاد شد و مورد بی توجهی قرار گرفت.

در فیلمی که به تازگی تماشای آن در اینترنت رونقی دوباره گرفته ، آقای عباسی در جمعی به سخنرانی پرداخته و با اشاره به فیلم "جایی دیگر" به نویسندگی و کارگردانی مهدی کرم پور و با بازی گلشیفته فراهانی، می گوید:

روزی که داستان فرار گلشیفته به عنوان یک دختر فراری جنوبی (که از راه غیرمشروع باردار شده است) به عنوان یک فیلم اکران شد این پیام هشدار وجود داشت که سناریوی بزرگتری طراحی شده است.

به گزارش البرز، حسن عباسی همچنین دو سال پیش، از اینکه چند کارگردان گلشیفته را به عنوان شخصیت اصلی در فیلمهای دفاع مقدس بازی دادند نیز انتقاد نمود.

این استراتژیست در تحلیل فیلم "پیکره دروغین" که در آن لئوناردو دیکاپریو به این بازیگر زن ایرانی ابراز علاقه می کند توضیح می دهد که "زن نماد سرزمین و عقیده است" و ابراز علاقه یک غربی از بیرون بیمارستان به این فرد ، وانمود کردن علاقه غرب به میهن ایران است.

عباسی هشدار می دهد که:
این فیلم فقط برای جلب اعتماد مخاطب داخلی ساخته شده و به زودی زن ایرانی را به صورت عریان در رختخواب مرد غربی خواهند خواباند!

نکته تاسف برانگیز این فیلم همینجاست. دو سال قبل عباسی هشدار داد اما مدیران و مسئولان فرهنگی چه کردند؟ منتقدان سینمایی که در نشریات تیتر زددند: "بالاخره دیده شدیم!" آیا حالا باز جرات دارند بگویند دیده شدیم؟!


----------------------------

عکس ها/ پله پله تا سقوط گلشیفته فراهانی


 
عکسی منشر نشده از زمان تکاوری دکتر حسن عباسی
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٢  کلمات کلیدی:

عکس زیر مربوط به دکتر حسن عباس رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز در سال 1362 در زمانی که ایشان به عنوان تکاور و نیروی ویژه در عراق و هور و بصره  عملیات چریکی می کردند.

مناظره غیرمستقیم علی شمخانی و حسن عباسی درباره علت پذیرش قطعنامه 598 از سوی امام خمینی (ره) که از برنامه یکشنبه شب دیروز امروز فردا آغاز شد، دوشنبه شب و در یک همایش دانشجویی از سوی حسن عباسی ادامه یافت. در برنامه یکشنبه شب «دیروز، امروز، فردا» که به بررسی وضعیت جنگ پس از آزادسازی خرمشهر اختصاص داشت، دریادار علی شمخانی به عنوان میهمان حضور پیدا کرد و به بررسی نحوه انجام عملیات بیت‌المقدس و تبعات آزادسازی خرمشهر برای رژیم بعث عراق پرداخت. در اواسط برنامه وحید یامین‌پور از شمخانی درباره علت پذیرش قطعنامه 598 از سوی امام و پایان جنگ پرسید. یامین‌پور همچنین این موضوع را مطرح کرد که بخشی از سیاسیون اعتقاد دارند که برخی از مسؤولان کشور در آن برهه زمانی، با ارائه تحلیل‌هایی مبنی بر ناتوانی کشور در ادامه جنگ، امام را مجبور به پذیرش قطعنامه کردند. شمخانی در پاسخ، این اظهارنظر را رد و علت پذیرش قطعنامه را ضعف تجهیزاتی نیروهای دفاعی ایران و اقدامات گسترده غیرقانونی صدام نظیر استفاده گسترده از بمب‌های شیمیایی علیه ایران عنوان کرد. در این زمان و هنگامی که یک میان برنامه پخش می‌شد، حسن عباسی - تحلیلگر مسائل استراتژیک - با این برنامه تماس گرفت و از آقای شمخانی پرسید: «اگر علت پذیرش اتمام جنگ، به خاطر استفاده عراق از سلاح شیمیایی بود، خب الان هم احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای در مقابل ایران وجود دارد؛ پس ما باید تسلیم شویم؟!» عباسی پیش از این و در یک سخنرانی اعلام کرده بود که «مثلث ما نمی‌توانیم» (حجت‌الاسلام و‌المسلمین هاشمی‌رفسنجانی، میرحسین موسوی و محسن رضایی) در آن زمان، با بیان اینکه نمی‌توانیم دیگر به اداره کشور و جنگ ادامه دهیم، امام را به تصمیم برای پذیرش قطعنامه رساندند. طرح این سوال از سوی حسن عباسی، شمخانی را به واکنش واداشت. شمخانی در اظهاراتی عباسی را فردی دانست که در جبهه نبوده است و شرایط آن زمان را نمی‌داند. هر چند این اظهارنظر شمخانی در یک برنامه زنده و پربیننده تلویزیونی مطرح شد اما حسن عباسی در نشست دانشجویی «من امپریالیستم، پس هستم» که دوشنبه شب در تالار ابن‌سینای دانشکده پزشکی دانشگاه تهران برگزار ‌شد، به اظهارات شمخانی واکنش نشان داد. به گزارش فارس، حسن عباسی در بخشی از سخنان خود در این همایش گفت: در ابتدای جنگ تحمیلی کشورمان رودرروی عراق قرار گرفته بود و در اواسط جنگ، ایران وعراق در هور مقابل یکدیگر ایستاده بودند، این در شرایطی بود که برخی دوستان زیر کولر جنگ را اداره می‌کردند و آنهایی که اکنون متهم می‌شوند در جنگ تحمیلی حضور نداشتند به آن سمت هور رفته و در بصره و حتی عراق جنگ چریکی می‌کردند. وی افزود:‌ این دوستان پس از جنگ تحمیلی به تهران آمده و تهران‌نشین شده و وزیر و وکیل شدند و یال و کوپال‌هایی چون درجه و مدارک دکترا دریافت کردند و آنهایی که در آن سمت هور در جنگ‌های چریکی شرکت داشتند امروز متهم به عدم حضور در جبهه‌های جنگ تحمیلی می‌شوند. عباسی خطاب به شمخانی خاطرنشان کرد: روزی که شما وزیر دفاع شدید چرا در مقابل نامه 130 نماینده مجلس که درباره بحث هسته‌ای به مقام معظم رهبری فشار می‌‌آوردند نایستادید؟ آیا شما با آن یال و کوپال و درجه‌های خود به عنوان وزیر دفاع در مقابل اینگونه اقدامات ایستادید؟ رئیس «مرکز دکترینال امنیت بدون مرز» در ادامه تصریح کرد: این درحالی است که این فرد اکنون 2 مسؤولیت تصمیم‌سازی بزرگ در حوزه استراتژیک کشور را دارد اما براحتی در یک برنامه تلویزیونی اعلام می‌کند «ما در اواخر جنگ ترسیدیم». عباسی در ادامه اظهار داشت: افرادی با هویت رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح، عضو دائم شورای روابط خارجی کشور و یال و کوپال نظامی پیام‌های ضدو نقیضی می‌فرستند و هنگامی که به آنها هشدار می‌دهیم اعلام می‌کنند شما که در جنگ تحمیلی حضور نداشتید که در اینجا باید گفت، بیایید عریان شویم تا ببینیم تیر و ترکش در بدن شما بیشتر است یا در بدن کسانی که امروز متهم به عدم حضور در جنگ تحمیلی می‌شوند؟


 
دکتر حسن عباسی: احتمال جنگ‌افروزی امریکا در سال 2012
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۸  کلمات کلیدی:

رئیس مرکز مطالعات دکترینال بدون مرز گفت: بدهی خارجی ایالات متحده امریکا بر اساس گفته های مسئولان خزانه داری این کشور به 15 تریلیون دلار رسیده است.

به گزارش واحد مرکزی خبر، حسن عباسی در جمع دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی افزود: این درحالی است که بودجه سالانه امریکا حداکثر سه ونیم تریلیون دلار است و با این وضع اقتصاد امریکا شکست خورده است.

وی با بیان اینکه بودجه سالانه ایران 350 میلیارد دلار در سال است، افزود: حداکثر بدهی خارجی ایران آن هم در شرایط تحریم به 50 میلیارد دلار می رسد.

عباسی با بیان اینکه این آمارها نشان از ورشکستگی اقتصاد امریکاست، یادآور شد: در طول هشت سال گذشته هزار بانک امریکا که هر کدام هم تراز بانک های تجارت و صادرات ایران هستند، اعلام ورشکستگی کردند.

وی شرایط کنونی اقتصادی امریکا را از هم گسیخته دانست و گفت: اقتصادی که هدف آن رسیدن به سود با هر روش و قیمتی است و درآمد آن از راه فروش اسلحه در زمان بحران ها بدست می آید طبیعی است که به چنین وضعی دچار شود.

رئیس مرکز مطالعات دکترینال بدون مرز همچنین نظریه لیبرال دمکراسی در جهان بویژه میان ملت های مسلمان منطقه را شکست خورده ارزیابی کرد و افزود : ده‌ها سال است که مسلمانان شعار دمکراسی خواهی امریکا را می شنوند اما مشاهده می کنند که امریکا از دولت های دیکتاتور و مستبد این ملت‌ها حمایت مستمر می کند، بنابراین ایالات متحده در طول دهه های گذشته نتوانسته است پاسخ قانع کننده ای به این رفتار دو گانه خود بدهد.

عباسی در ادامه با اشاره به تبلیغ آخرالزمان در سال 2012 بویژه در هالیوود و رسانه های تبلیغاتی امریکا گفت: همزمان عده ای نیز در داخل کشور به یک‌باره فیلمی به اصطلاح مستند به نام ظهور بسیار نزدیک است می سازند که این دو موضوع در شرایط کنونی یا در خوشبینانه ترین حالت از سادگی افراد است یا نگاه مغرضانه به مهدویت دارند چرا که موضوع داخلی با موضوع خارجی به هم ارتباط پیدا کرده است و برای ظهور زمان تعیین کرده اند.

عباسی با اشاره به نظریه کلازویتس مبنی بر جنگ افروزی امریکا در زمانی که اقتصاد کشورش بد یا خوب است گفت: بعید نیست تا رسیدن به 2012 آنان در شرایطی که اقتصاد بسیار ورشکسته ای دارند در بعضی نقاط جهان دست به جنگ یا اسلحه ببرند تا اقتصادشان را با فروش اسلحه نجات دهند.

وی همچنین در مورد فیلم ظهور بسیار نزدیک است گفت: در این فیلم از سید خراسانی و سفیانی سخن گفته شده است درحالی که چنین برداشتی صدسال گذشته نیز بود اما معلوم شد که نمی توان برای ظهور مصداق تعیین کرد.

عباسی به عنوان مثال به چنین شایعاتی در زمان رسیدن نیروهای اسلام در هشت سال دفاع مقدس به نزدیکیهای بصره اشاره کرد و گفت: در همان زمان هم شایعه کرده بودند که اگر نیروهای اسلام به بصره برسند زمان ظهور حضرت است در حالی که معلوم شد همه چیز را نمی توان اینگونه تحلیل و تبیین کرد.

عباسی در پایان یادآور شد امام زمان(ع) ‌قرار است ظهور کند نه اینکه بیاید آمدنی در پی نیست بویژه آنکه این ظهور ارتباط به امادگی جامعه و مسلمان‌ها دارد و ما هنوز این آمادگی را در جامعه نمی بینیم


 
تحلیل و بررسی دکتر حسن عباسی از زمینه‌ها و پیامدهای تحولات اخیر جهان/1
ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٢  کلمات کلیدی:

دکتر حسن عباسی در یکی از جلسات درس‌های هفتگی خود در اسفند ماه 89 به بررسی تفصیلی ریشه‌های تحولات اخیر جهان پرداخت.

رجانیوز، متن کامل این تحلیل ارزشمند را در سه بخش ارائه می‌کند. در بخش اول و پیش‌رو، دکتر عباسی با تشریح جنگ‌های جهانی اول و دوم و سپس تعبیر از دوره 45 ساله پس از جنگ جهانی دوم به جنگ جهانی سوم، تحولات اخیر را در راستای آماده‌شدن غرب برای جنگ جهانی چهارم و سال 2012 می‌داند.

وی با ارائه مدل "کوسه ببری" برای مشابه‌سازی فرآیندهای اخیر، اشتباه بزرگ غرب در جا انداختن مدل آخر خود یعنی لیبرال دموکراسی را حرکت به سمت خشونت می‌داند. دکتر عباسی پایه حرکت‌های غربی‌ها در طول تاریخ برای برهم زدن نظم‌های موجود و دایجاد نظم‌های جدید را بهانه‌جویی عنوان کرده و توضیح می‌دهد که چگونهبا درایت و هنرنمایی استراتژیک رهبر انقلاب این بهانه‌جویی‌ها در قبال ایران ناکام ماند:

در این جلسه با یک فاصله هشت ساله، بحث روش تحلیلِ خطیِ پدیده های سیاسی و مبانی استراتژیک در سطح بین الملل را با توجه به تحولات منطقه در پی می گیریم. اینکه، اشاره کردم به هشت ساله به خاطر این بود که بحثی که الان در کشورهای منطقه در حال وقوع هست، ادامه تحولات بعد از 11 سپتامبر و مسایل خطی آن است.

با گذشت حدود دو ماه از این قضایا فرصت مناسبی است که از سه زاویه به این موضوع بپردازیم یکی موضوع عامِ روش تحلیلگری پدیده ها در عرصه سیاست بین الملل است، آن ضعفی که در زمینه مباحث درسی این‌چنینی در مقاطع دانشگاهی متعدد ما وجود دارد و آشنایی شما با چگونگی تحلیل پدیده های سیاسی و بین المللی و دیگری، موضوع روند خطی این اقدامات و مسایل است که در سطح نظام بین المل حائز اهمیت است. اتفاق هایی که در حال رخداد است، چه ابعاد و شرایطی دارد؟ شناخت این ها حایز اهمیت است.

نکته سوم هم بحث خود طرح ریزی استراتژیک است، اما این بار طرح ریزی استراتژیک در مسایل سیاست بین الملل. یعنی در نظام بین الملل و روابط بین تمدن ها نقش و کارکرد تأثیر جدی تحولاتی را که رخ می دهد، چطور باید طرح ریزی کرد. یک شق طرح ریزی استراتژیک را می توانیم، این جا در حوزه سیاست بین الملل، ببینیم.

در طی 10 سال گذشته در سال 1379 وقتی جورج دبلیو بوش، یعنی تقریبا در زمستان سال 1379 رییس‌جمهور شد، پیش بینی و ارزیابی که همان موقع به وجود آمد، این بود که تحولاتی که آقای بوش رقم خواهد زد، ادامه کار پدرش (یعنی جورج پدر) خواهد بود که قبل از کلینتون سرکار بود و صدام و عراق را از کشور کویت بیرون کرد.

این وقایع در همان روزهای اول ریاست جمهوری‌اش با بمباران منطقه پرواز ممنوع جنوب عراق اتفاق افتاد و پنج ماه بعد مسایل 11 سپتامبر به‌وجود آمد که این ها آمده بودند که یک چنین شرایطی را به‌وجود بیاورند و حکومت کنند. بنابراین، 10 سال از یک دوره‌ی پر تنش تاریخی در سیاست جهانی می گذرد. امروز نسبت تحولات غرب با جهان اسلام، به طرز چشم گیری و به طور پرشتاب در حال طی شدن است و این 12 کشوری که در جهان عرب مناسبات‌شان به هم ریخته و واژگونی دولت ها را یکی پس از دیگری به دنبال دارند، در کنار وقایع چشم گیری که در سطح جهان غرب در حال اتفاق افتادن است، همان رکود تجاری عمیق توام با تزلزل شاخص های اقتصادی که به ویژه، اوج آن را در کشور یونان می بینیم و همچنان روند فروپاشی بانک ها و نظام بیمه و شاخص های سهام در خود ایالات متحده همچنان رو به افزایش و استمرار است.

لازم است که ادامه آنچه را که ما در 10 سال گذشته بررسی کردیم، یک مرور اجمالی کنیم که بخش هشت ساله اش از بعد از علنی شدن جنگ جهانی چهارم است، چون سابقه تحلیل خطی در کشور محدود است و به ندرت در کشور تحلیلگرانی داریم که مباحث را به صورت خطی در طول دوران زمانی خودش مورد ارزیابی قرار دهند.

مبحث جنگ جهانی چهارم نیز که در دوره‌ای که توسط این طیف در ایالات متحده مطرح شد، منتج به اشغال عراق شد. حالا باید آن مباحث را با توجه به تحولات اخیر از یک سو و با توجه به وقایعی که در سال 2012 پیش بینی کردند که قرار است اتفاق بیفتد و یک چارچوبی را رقم زده اند که با پیش بینی های مبتنی بر نوستر داموس، آرماگدون و نبرد نهایی خیر و شر و از سوی دیگر وقایعی که در سال 2012 باید رقم بخورد، ارزیابی و تحلیل کنیم.

با این مقدمه ای که عرض کردم آنچه را که هشت سال پیش به طور جدی در رسانه ها تحت عنوان جنگ جهانی چهارم مورد بررسی قرار دادیم، امروز که این وقایع جدید یک نقطه عطفی در آن حوزه دارند، مجددا مورد بازنگری و در واقع نوعی باز تحلیل قرار می دهیم.

از این جهت ممکن است برخی از محورهایی را که اشاره می کنم، کسانی که به‌خصوص با بحث های 10 سال گذشته ما آشنا هستند، قبلاً شنیده باشند، اما نقطه کلیدی تر آن است که یک وقایع و مهره ها و قطعات پازلی که برای تحلیل می چینید، اگر 20 تا 50 تا است در یک دوره زمانی چند تا از این مهره ها حذف می شود و تعدادی مهره های جدید جای آن‌ها را می گیرند. روند خطی این مناسبات تغییر می کند آشنایی با این زمینه ها حایز اهمیت است چون عموما در جامعه ما تحلیل ها موردی است و امروز یک چیزی را مطرح می کنیم و بعد کلاً رها می شود و اینکه مدام برگردیم و مدام بررسی کنیم، نیست. در حالی که باید سابقه تاریخی و حافظه تاریخی نگری و تاریخی بودن این حوادث را همواره رعایت کنیم. این کلمه ای که در چهل سال اخیر باب شده که ما فقر تاریخی نگری داریم، یک بخش آن هم در همین مناسبات است. یک مرتبه اتفاقاتی در کشورهای عربی می افتد و 11 سپتامبری به‌وجود می آید و فقط همین حول و حوش را بررسی می کنیم.

در حالی که باید عادت داشته باشیم، از یک دوره زمانی پیشینی به طور مسلسل وار، مسایل را در کنار هم بچینیم تا بتوانیم ارزیابی درستی در آنالیز و تحقیقات این دست پدیده ها داشته باشیم که البته فرقی نمی کند فرهنگی باشد یا اجتماعی و سیاسی و امنیتی. برای اینکه این مناسبات را ادراک کنیم، ضروری است که حافظه تاریخی نسبت به آن پدیده را حفظ کنیم و مدام این پدیده را که در آن حافظه وجود دارد، به خاطر بیاوریم. بنابراین از این منظر یک بار دیگر پدیده جنگ جهانی دوم را با یک فاصله هشت ساله از نو بررسی می کنیم و می توانیم به آن مسایلی برگردیم که در هشت سال گذشته می گفتیم و با آن چیزی که امروز می گوییم که هم در رسانه ها و هم در بحث ها و جلسه ها و کلاس ها گفتیم، چه تمایزی داشته است.

سال 2012 که برای آن فیلم سینمایی و فیلم مستند ساختند، تکیه اش بر اساس گفته های آقای نوستر داموس است، البته یک پروژه عظیم سینمایی مانند فیلم 2012 امکان ندارد که دفعتا در شش ماه قبل به جمع بندی رسیده باشد و شش ماه بعد شروع به ساختن کنند و این به اصطلاح Production از چند سال قبل نیاز به برنامه ریزی دارد و توان زیادی هم در صحنه های بیرونی و هم در جوانب کامپیوتری اش نیاز است و این انرژی و زمانی که می گیرد، نشان می دهد که دغدغه ای که این ها بر روی این پروژه دارند، از خیلی قبل بوده است.

آن چه که در فیلم 2012 دیده می شود حکایت از یک روند خطی می کند که طبیعتا معلوم می شود که این ها از قبل نسبت به وقایعی که اتفاق خواهد افتاد از سال های قبل برنامه ریزی کرده بودند و این پروژه از مدت ها قبل کلید خورده بود.

ما امروز در تحولات بین الملل سرعت این پدیده ها و مشکلات را از نظر سیاسی در جهان عرب و اسلام؛ از نظر اقتصادی در جهان غرب و از نظر اجتماعی در جهان شرق در حال نظاره هستیم. به گونه ای روند تحولات و سرعت آن چشم گیر و بالاست که اگر آن نگاه کلی نداشته باشیم، جا می مانیم.

اما موضوع چیست که این قدر بر نگاه آقای نوستر داموس تکیه می کنند؟ این ها از سال های اول انقلاب گفتند که ایشان جنگ جهانی دوم را پیش بینی کرده بود و بعد هم انقلاب ایران و بعدا آرام آرام وقایع 11 سپتامبر و وقایعی از این دست را که تعداد زیادی کتاب و فیلم مستند، نوشته و ساخته شد که در مورد اینکه شرایط این دوره را پیش بینی کرده است. امروز هم نبرد نهایی خیر و شر را برای سال 2012 پیش بینی می کنند که آقای نوستر داموس چند قرن قبل امکانش را ارزیابی کرده است. این عدم ثبات و تعادلی که در نظام بین الملل می بینید، هر لحظه ممکن است بر روی اینکه سال 2012 یک جنگ جهانی عظیم رخ دهد، صحه بگذارد. ما باید بسترهای این را بررسی و ارزیابی کنیم، از هر گمانه زنی بی پایه باید عبور کرد (هر حرفی را که شما می زنید یا شما اطلاع دارید و یا برآورد اطلاعاتی دارید و یا اینکه برآورد تحلیلی دارید و یک الهام ها و گمانه هایی را مشخص می کنید و جهت می دهید و می گویید مبتنی بر این موارد، این اتفاقات می افتد) اگر اطلاعات و تحلیل توأمان در کنار هم صورت گرفت، امکان اینکه آن ارزیابی آینده را دقیق تر کند، قطعاً بیشتر است. یک بار ضمنی می گوییم که آیا اتفاق می افتد یا نه و یا اصلاً اظهارنظر نمی کنیم و یک بار آن قطعات پازل را دقیق در کنار هم می چینیم که آیا روند طبیعی تحولات منتج به چنین اتفاقی خواهد شد یا نه؟

ما این جنس اطلاعات را مورد ارزیابی قرار می دهیم یعنی در شرایطی که می گوییم سیاست عرصه اقدامات رئالی و واقعی است، واقعیت های عرصه سیاست بین الملل و مناسبات استراتژیک مربوطه را باید به گونه ای در کنار هم چید که خود به‌خود یک مقداری برای ما معلوم شود که آیا این اتفاق ممکن است بیفتد یا نه؟

همانطور که اشاره کردم، دقیقا یک دهه قبل در سال 1379 با روی کار آمدن جورج دبلیو بوش در همراهی با آقای بلر، تلاشی برای نظم جهانی مورد نظر جورج بوش پدر صورت گرفت و این ها با بمباران جنوب عراق شروع کردند، دقیقا همانجایی که پدر جورج دبلیو بوش تمام کرده بود و توپخانه اش تمام شده بود.


 
سازمان ملل،NGO ها،سازمان پزشکان بدون مرز و ... یگانهای ارتش آمریکا هستند
ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٩  کلمات کلیدی: دکتر عباسی ، سازمان ملل ، ngo ، دکترین

روز چهارشنبه 8 دی‌ماه 1389 یک خبر مهم، اما عادی شده و تکراری، در رسانه‌های غرب و سپس کشورهای جهان اسلام، انعکاس پیدا نمود: « آمریکا هشدار داد، هر قطعنامه‌ای که علیه اسراییل در سازمان ملل مطرح شود، بلافاصله توسط ایالات محتده وتو خواهد شد.»

این خبر مهم و تکراری، در شرایطی که رژیم صهیونیستی تعهدات خود را در مذاکره با دولت محمود عباس زیرپا نهاده و به شهرک‌سازی و یهودی‌سازی بیت‌المقدس ادامه می‌دهد، ما را برآن داشت تا دلیل این دریدگی ایالات متحده را از حسن عباسی، رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال جویا شویم.

• آمریکا یک بار دیگر اعلام کرد هر نوع قطعنامه علیه رژیم صهیونیستی را وتو می‌کند. نمی-پرسم چرا، چون همه بر تعهد آمریکا به رژیم صهیونیستی واقف هستند. پرسش من این است که نسبت آمریکا با سازمان ملل چیست که این‌گونه آن را ملک خود و ابراز هژمونی خود می‌نمایاند.
بله! بسم الله الرحمن الرحیم. خب، همان گونه که شما اشاره کردید، موضوع «وتو» قطعنامه ضد اسراییلی از سوی آمریکا در سازمان ملل موضوع روشن و شناخته شده‌ای است. آمریکا بارها چنین قطعنامه‌هایی را وتو کرده است، که خود نافی دو ارزش(مورد ادعای) آمریکاست، یکی حقوق بشر، و دیگری مقوله‌ی دموکراسی. در واقع با ایجاد حاشیه‌ی امن برای رژیم صهیونیستی، توسط وتو قطعنامه‌ها علیه اسراییل، به نقص سیستماتیک حقوق بشر پرداخته است. هم‌چنین با استفاده از پدیده ناعادلانه «وتو»، عملاً مقوله دموکراسی به چالش کشیده شده و پدیده‌ی«وتو» به ابراز دیکتاتوری جهانی آمریکا تبدیل شده است. یادآوری می‌کنم که سایر کشورهایی که از اختیار«وتو» برخوردارند، یعنی روسیه، چین، انگلیس و فرانسه، هیچ‌یک از پدیده ظالمانه«وتو» به اندازه آمریکا استفاده نکرده‌اند.
به پرسش شما می‌پردازم که در آن نسبت آمریکا با سازمان ملل را می‌جویید. در جمهوری اسلامی، قاعده این است که دکترین امنیت ملی، فوق دکترین دفاعی و هم‌چنین دکترین نیروهای مسلح ایران است. اما در ایالات متحده آمریکا، این قاعده برعکس است، یعنی استراتژی امنیت ملی، و استراتژی نظامی ملی، تابعی از دکترین نیروهای مسلح ایالات متحده هستند. شما را ارجاع می‌دهم به «دکترین نیروهای مسلح آمریکا» که در دوم ماه مه 2007 تنظیم شده است و در بیستم مارس 2009 اصلاح شده و تاکنون مبنای عمل ایالات متحده در جهان است.


در این آیین‌نامه، که مصوب ارتش آمریکاست و در صفحه نخست آن، آدمیرال نیروی دریایی «ام.جی.مولن» آن را ابلاغ کرده است، نکات حیرت‌انگیزی از نگاه ایالات متحده به جهان دیده می‌شود. این آیین‌نامه را در فضای سایبر به سادگی می‌توان یافت، چون دکترین‌ها فاقد طبقه‌بندی امنیتی هستند و هم‌چون قانون اساسی هر کشور، در دسترس عموم قرار می‌گیرند. در متن ابلاغیه این آیین‌نامه که مبنای عمل امپراطوری آمریکا در جهان است، دریاسالار مولن، نسبت استراتژی امنیت ملی و استراتژی نظامی ملی را با دکترین نیروهای مسلح آمریکا، مورد اشاره قرار داده است. یکی از نکات شگفت‌انگیز موجود در این سند ملی آمریکا، مربوط به نسبت ارتش آمریکا با سازمان ملل متحد است.

در صفحه‌ی VII-8 دکترین نیروهای مسلح ایالات متحده، نمودار CMOC آمده است که ترکیب تجسمی و فرضی از یک مرکز عملیات نظامی – غیرنظامی را به تصویر کشیده است. این نمودار، در راستای منافع ملی آمریکا، یک مرکز عملیات نظامی – غیرنظامی را برای یک صحنه اقدام منطقه‌ای یا جهانی معرفی می‌کند. ترکیب فرضی که برای مرکز CMOC معرفی می‌شود، پنج حوزه را دربرمی‌گیرد که یکی از آنها، سازمان ملل متحد است. در ترکیب فرضی CMOC ارتش آمریکا، سازمان ملل به عنوان یکی از بازوهای آن، نقش‌آفرینی کرده و نهادهایی چون «برنامه جهانی غذا»، «دپارتمان عملیات آشتی‌بانی سازمان ملل»، «کمیساریای عالی پناهندگان» و ... در خدمت CMOC آمریکا قرار دارند. در یک ضلع دیگر از اضلاع پنج‌گانه‌ی CMOC ارتش آمریکا، سازمان‌های غیردولتی بزرگ NGOs قرار دارند. از سازمان‌های غیردولتی!! شاخص در این نمودار که بازوی ارتش آمریکا در CMOC هستند، سازمان پزشکان جهان (بدون مرز)، و کمیته‌ی نجات، و حتی سازمان حمایت از کودکان را می‌توان دید.

از منظر طرح‌ریزی استراتژیک، معنی نمودار CMOC این است که ارتش آمریکا در هر منطقه‌ای از جهان که قصد انجام عملیات نظامی داشته باشد، یک چنین مرکزی ایجاد کرده و یکی از «یکان»های ارتش آمریکا، سازمان ملل متحد و نهادهای تابعه‌ی آن هستند. در واقع آدمیرال مولن، در این سند با صدای بلند جار زده است که «ایها الناس! من آدمیرال مولن، سازمان ملل و همه‌ی NGOs جهانی را به عنوان یکان‌های تحت امر خود، سازمان‌دهی کرده و به کار می‌گیرم. آیا شما در مورد امپراطوری میلیتاریستی و نظامی، که یک جزء آن سازمان ملل است، تردید دارید؟!!»
• من مبهوت شدم، نمی‌دانم که چه پرسش دیگری را مطرح کنم! واقعاً آمریکا در فرضیات نظامی خود سازمان ملل را تابع طرح‌های پنتاگن می‌داند؟!
بله. توصیه می‌کنم که شما گشتی در فضای سایبر بزنید، و سند 2009 دکترین نیروهای مسلح آمریکا را تهیه کرده و به تعبیر هنرپیشه‌های تلویزیون، «حالشو ببرید!» آن‌گاه راز برای شما گشوده می-شود که چرا ایالات متحده بی‌پروا از وتوی قطعنامه‌ای که علیه رژیم صهیونیستی مطرح شود، سخن می-گوید


 
مرکز تحت مدیریت حسن عباسی چه می‌کند، رسانه‌های بیگانه چه می‌گویند؟
ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢۸  کلمات کلیدی:

«(آیت‌الله) علی خامنه ای، رهبر ایران بود که نبرد علیه "تهدیدات نرم" را در صدر اولویت های نهادهای اطلاعاتی و امنیتی کشور قرار داد. از آن زمان تا کنون، سازمان های اطلاعاتی و پشتیبانان آنها نظیر مرکز تنظیم دکترین تحلیلی به رهبری حسن عباسی به صرف میلیون ها دلار برای تحقیق بر روی کارتون ها دست زده اند تا دسیسه های جاسوسی غرب جهت براندازی رژیم را برملا سازند.» این بخشی از نوشته گاردین در مورد دکتر حسن عباسی است. (http://www.guardian.co.uk/commentisfree/2010/nov/30/iran-nuclear-scientists-roadrunner)

به گزارش رجانیوز، چندی پیش نیز هفته‌نامه نیویورک تایمز، "دکستر فیلکینز" (DEXTER FILKINS) در مقاله‌ای باعنوان "شبکه تلویزیونی فارسی وان جذاب برای بینندگان اما تهدیدی برای دولت ایران" از مبارزه دولت ایران با جنگ نرم فرهنگی خبر داد.

در بخشی از این مقاله آمده بود : «"حسن عباسی" (Hassan Abassi) رئیس مرکز مطالعات استراتژیک و دکترین امنیت بدون مرز وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مصاحبه تلویزیونی خود علیه "جنگ نرم فرهنگی" غرب هشدار داده است. به اعتقاد آقای عباسی، جنگ آمریکایی "24" قصد دارد تا از طریق ارائه تصویری نامناسب از مسلمانان به عنوان تروریست، نفرت از مسلمانان و ترس از اسلام را در سراسر جهان اشاعه دهند.»

عباسی به دلیل تمرکزش بر روی تحلیل و تفسیر فیلم و سریال‌های خارجی و تبیین تاثیر آنها در ذهن و قلب جوانان، در فضای سایبر به‌عنوان یکی از فرماندهان جنگ نرم معروف است. به اعتقاد وی، رسانه عمده ترین سلاح در جنگ نرم و هالیوود مقر فرماندهی دشمن در این جنگ است.

علاوه بر رسانه‌های خارجی، هاشمی رفسنجانی نیز حسن عباسی را یکی از مخالفان اصلی خود می‌داند، به‌طوری که حتی در نامه 19 خرداد 1388 خود به رهبر انقلاب، تلویحا به این نکته اشاره کرده بود. در آن نامه، آمده بود: "... از آنجا که بخشی از این اظهارات قبلاً در رسانه‌های دولتی و آتش تهیه آن در سخنرانی مشهد مقدس مطرح شده..." ، "....در دور جدید تهمت‌ها و هجمه‌ها هم از حدود پنج سال پیش تاکنون دندان روی جگر دارم". عباسی در خرداد ماه 1383 در یک سخنرانی روشنگرانه در مشهد اقدام به افشاگری علیه هاشمی کرده بود که سی‌دی آن تا دورترین نقاط ایران نیز به صورت مردمی منتشر شده بود. به گفته برخی ناظران سیاسی، این افشاگری تاثیر به‌سزایی در روند انتخابات ریاست جمهوری نهم داشت.

در عین حال، عباسی برگزار کننده تنها کلاس آزاد علوم استراتژیک در ایران است و تاکنون هم تعداد 250 جلسه از این کلاس‌های آزاد برگزار شده است که در نوع خود رکورد کلاس‌های آزاد از اول انقلاب تاکنون است.

مرکز بررسی های امنیت بدون مرز (DACSB) به ریاست حسن عباسی، خصوصی بوده و تا کنون هیچ گونه حمایت مالی و اعتباری از طرف دولت نشده است. این مرکز به صورت نهاد مردمی است و جوانانی از سطوح مختلف دانشگاهی (لیسانس، فوق لیسانس و دکترا) به صورت داوطلبانه فعالیت‌های آن را انجام می‌دهند.

عباسی متولد 1345 با شش سال سابقه رزمندگی در دفاع مقدس هرگز مترصد پاسخگویی به ادعای شمخانی در برنامه امروز دیروز فردا نشد. شمخانی در آن برنامه ادعا کرده بود "عباسی که حتی یک روز هم سابقه جبهه ندارد، حق اعتراض به مدیریت فرماندهان جنگ را ندارد" که البته این اظهارنظر با واکنش یامین پور مجری برنامه مواجه شد.

حسن عباسی در 16 خرداد 1388 به علت پیش بینی فتنه سبز و مطرح کردن "مثلث ما نمی توانیم" در یک سخنرانی در جمع وبلاگ نویسان با شکایت حسن روحانی بازداشت شد که البته بعد از جریان فتنه 88، در دادگاه رفع اتهام و تبرئه شد.

عباسی، برگرفته از قرآن کریم "جامعه هجری" را تنها مدل ممکن در مقابل جامعه مدنی می‌داند و مدعی است استراتژی‌های مبتنی برفطرت تنها رهیافت بشر می تواند باشد. همان‌طور که در گزارش شماره 10مارشال سنتر (مرکز مطالعات امنیتی اروپایی) آمده بود، عباسی به عنوان یکی از طراحان "دکترین جنگ نامتقارن" در غرب شناخته می شود. این در حالی است که حسن روحانی با بودجه ای میلیاردی، ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام را در ساختمان 10 طبقه ای در نیاوران به عهده دارد.

طی ماه‌های اخیر، کلاس‌های علوم استراتژیک دکتر عباسی که در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار می شد، به دلیل حمایت نکردن مسئولین، به منطقه تهران نو- فلکه لوزی- پلاک30 منتقل شده است. این کلاس‌های آزاد پنج شنبه ها از ساعت 8 الی 12 با حضور بیش از 200 نفر داوطلب برگزار می شود


 
← صفحه بعد صفحه قبل →