آزادی بیان - سخنرانیهای دکتر حسن عباسی

سخنرانیهای دکتر حسن عباسی

دکتر عباسی:شکل گیری طیف بورژوا بستر مفاسد اقصادی است
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٧  کلمات کلیدی:

ثامن آنلاین: هشدارها و تحذیرهای یک دهه اخیر حسن عباسی رئیس مرکز بررسیهای دکترینال در خصوص نقش اقتصاد پول- محور و جایگاه ‌ بانک در آن، از یکسو و هشدارهای گاه و بیگاه وی نسبت به گسترش کاپیتالیسم در کشور، از سوی دیگر، ما را بر آن داشت که این مسائل را در تاریخ سه دهه پس از انقلاب اسلامی، با او به گفت‌و‌گو بنشینیم. وی که قائل به اقتصاد برکتمبناست، دکترین بیع مبتنی بر آیه 111 سوره توبه را اساس دکترین قرآنی اقتصاد میشناسد، گزارهای بنیادی که در سالهای اخیر بطور مبسوط به تدریس آن پرداخته است. از این منظر است که او معتقد است هنوز اقتصاد جمهوری اسلامی به اسلام نزدیک نشده است و این الگوی اقتصاد غربی است که بطور ناقص در ایرانِ امروز پیاده میشود.
 
 به عنوان پرسش نخست، به نظر شما اسلام واجد مکتب اقتصادی است؟
 
 بسم الله الرحمن الرحیم. آنچه در عربی اقتصاد یا میانه روی، در فارسی کدآمایی و در اندیشه غربی اکونومی نامیده می‌شود، در قرآن طرح جامعتری دارد که «بیع» نامیده میشود. در اقتصاد، هفت حوزه «تقاضا»، «استحصال منابع»، «تبدیل مواد به کالا»، «عرضه کالا»، «فروش»، «خرید» و «مصرف»، مبنای تفکیک مکاتب محسوب میشوند.
 
 
 
 دکترین کدآمایی، تولید محور است و چهار حوزه نخست را دربرمیگیرد. دکترین کاپیتالاکونومی نیز تولیدمحور است اما تنها تکیه بر حوزههای دو، سه و چهار دارد. دکترین بیع، مشتریمحور است و چهار حوزه پنج، شش، هفت، و یک را شامل میشود.
 
 تمایز این سه نوع اقتصاد ایرانی، غربی و قرآنی، در تولیدمحوری یا در مشتریمداری است؟
 
 نخیر، کدآمایی و اکونومی، «پول»مبنا هستند و فلزات گرانبها یا زمین یا پدیدهای دیگر را پشتوانه و مبنای اعتبار قرار میدهند، اما بیع، «برکت»مبناست. لذا مفهوم مشتریمداری در قرآن، با مشتریمداری کاپیتالاکونومی کاملاً متفاوت است. در کاپیتالاکونومی، تولید، محور است و توجه به مشتری نه در جهت نیاز وی که در جهت تولید است.


 
از یک پروژه چند میلیون دلاری حداقل باید یک مستند 50 دقیقه‌ای ساخته شود
ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱۱  کلمات کلیدی:

حسن عباسی در نشست مستند‌های سیاسی در جشنواره سینماحقیقت
 
خبرگزاری فارس:حسن عباسی در نشست بررسی سینمای مستند سیاسی با اشاره به اینکه نبود استراتژی مشکلی است که تمامی سینمای ما از جمله سینمای مستند، سال‌ها است با آن درگیر است، گفت: اگر قرار است یک مستندساز به حقیقت دست یابد و آن را منعکس کند، باید خود با مقولات مختلف آشنایی داشته باشد.

نشست تخصصی جشنواره بین المللی سینماحقیقت با موضوع بررسی سینمای «مستند سیاسی» با حضور دکتر حسن عباسی (فعال فرهنگی و سیاسی)، سیدناصر هاشم‌زاده (رمان‌نویس و فیلمنامه‌‌نویس) و محمود گبرلو نویسنده و منتقد سینما برگزار شد.

حسن عباسی در ابتدای این نشست با اشاره به این که سینمای مستند در جهان جایگاه ویژه‌ای دارد و امیدواریم در ایران نیز جایگاه واقعی خود را پیدا کند اظهار داشت: به همین دلیل است که «مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی» تصمیم گرفت تا نشست‌های تخصصی خود را به جریان مستند اختصاص دهد تا راهکارهایی مناسب برای مستندسازان جوان تبیین شود.

وی افزود: نبود استراتژی مشکلی است که تمامی سینمای ما از جمله سینمای مستند، سال‌‌ها است با آن درگیر است.

او ادامه داد: اگر قرار است یک مستندساز به حقیقت دست یابد و آن را منعکس کند، باید خود با مقولات مختلفی مثل فلسفه، عرفان، مذهب و بسیاری از مسائل دیگر آشنایی داشته باشد تا در بیانش دچار نقصان نشود.

سید ناصر هاشم‌زاده نیز در این نشست، با تأکید بر اینکه ما در سینمای مستند می‌توانیم به حقیقت دست پیدا کنیم، گفت: نباید فقط به‌دنبال فرم و تکنیک باشیم، به نظر من نیاز نیست که یک فیلم‌ساز مستند حتماً فیلسوف، عارف و یا عالم باشد تا بتواند این مفاهیم را در آثارش بیان کند، بلکه هنرمند کسی است که مبانی هنر را می‌شناسد و با اتصالی که به رحمانیت خداوند دارد، با تلاش به حقیقت دست پیدا می‌کند.

وی با بیان اینکه هنرمند نمی‌تواند جز این را توجیه کند، افزود: هنرمند نمی‌تواند حرفی غیر از حقیقت بزند. یعنی با دوربین‌اش یک زباله را نشان دهد و بگوید اینجا باغچه گل است، بنابراین مستندساز باید به حقیقت نظر داشته باشد.

عباسی در بخش دیگری از سخنانش گفت: فیلم‌ساز مستند باید برای ساخت آثار سینمایی سیاسی جست‌وجوگر باشد و با دیدی باز به مسائل نگاه کند تا بتواند تحلیل خوبی به تماشاگر ارائه نماید. چنانکه می‌توان از موفق‌ترین فیلم‌سازان سینمای سیاسی جهان به مایکل مور اشاره کرد. مستندسازی که تأثیرگذار بوده و در بیان حقیقت نسبتاً موفق عمل کرده است. همچنین سال گذشته فیلمی به نام جست‌و‌جوگر در جشنواره بین‌المللی فیلم فجر از سینمای امریکا به اکران درآمد که در آن به سرنوشت استادانی می‌پرداخت که به خاطر رد کردن نظریه داروین از دانشگاه‌های امریکا اخراج شده بودند. از این فیلم نیز می‌توان به عنوان یک فیلم موفق سیاسی یاد کرد.

سید ناصر هاشم‌زاده نیز در این نشست گفت: اگر سینمای مستند بخواهد به بعضی از ناهنجاری‌ها بپردازد، ممکن است به آن ایراد بگیرند و از آن به عنوان سیاه‌نمایی یاد کنند. اما فیلم‌ساز مستند باید طوری به موضوع بپردازد که نگاه رحمانی در آن وجود داشته باشد. یعنی اگر سیاهی‌ها را هم نشان می‌دهیم، باید برای اصلاح‌کردن آن باشد.

براساس این گزارش، حسن عباسی در بخش پایانی این نشست با بیان این که امروزه سینمای مستند از شأن، جایگاه و تأثیر بالایی در مناسبات جهانی برخوردارست، تصریح کرد: بسیاری از استادان و محققان ما می‌بایست به جای نوشتن پژوهش‌های 800 صفحه‌ای، به ساخت فیلم‌های 30 دقیقه‌ای مستند بپردازند و حرف خود را از طریق این رسانه که قابل فهم‌تر و تأثیرگذارتر است، بزنند.

وی در خاتمه صحبت‌هایش اظهار داشت: همچنین باید متولیان دولتی در بخش‌های اقتصادی و اجرایی توجیه شوند که وقتی یک پروژه چند میلیون دلاری را اجرا می‌کنند، در کنارش یک فیلم مستند 50 دقیقه‌ای نیز در مورد همان پروژه بسازند و به جای گزارش کارهای مکتوب، گزارش کاری با تولید فیلم مستند ارائه کنند.اگر امروز افلاطون زنده بود، او نیز فیلم مستند می‌ساخت


 
آخرین تحلیل دکتر عباسی در خصوص جنگ ایران و آمریکا / آیا نبرد نهایی نزدیک است؟
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۳  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم
 
 جنگ تمام‌عیار میان آمریکا و ایران بعید است. در علوم نظامی، بمباران موردی و نقطه‌ای تأسیسات غیرنظامی را جنگ نمی‌خوانند.
 
 در سال 2007 فرصتی پدید آمد تا با استراتژیست ایرانی حسن عباسی دیدار و گفت و گویی صورت گرفت. در سال 2007 با تصویب قطعنامه‌ی تحریم اقتصادی علیه ایران، امکان درگیری نظامی میان آمریکا و ایران جدی بود، به ویژه با پافشاری ایران بر پروژه‌ی هسته‌ای خود.
 اکنون پس از سه سال، مجددا فرصت مصاحبه‌ای پیش آمده است. او که امکان بمباران نقطه‌ای تأسیسات را در سال‌های اخیر، با توجه به استیصال آمریکا در برابر ایران، محتمل و عادی برآورده کرده است، اما هم‌چنان معتقد است که جنگ تمام-عیار میان آمریکا و ایران با شرایط موجود بعید است.
 
 شما چند بار حداقل 6 استراتژی آمریکا علیه ایران را مطرح کرده‌اید. به نظر شما کدام یک بر ضد ایران مخرب‌تر است؟
 حافظه‌ی خوبی دارید، اما باید بگویم تاکنون یازده استراتژی: از سال 2001، به ترتیب «هویج و چماق» (2002)- پلیس خوب، پلیس بد (2003)- مکانیسم ماشه (2004)- شوک و بهت (2005)- چیکن استراتژی (2005)- استراتژی قورباغه (2006)- آنفولانزای نیویورکی (2007)- اسناک استراتژی در دایم پارادایم (2008)- هویج سمی (2008)- آژاکس 2 (2009)- مده آ (2010).
 در مورد این که کدام یک برای ایران خطرناک‌تر بوده یا هست، پاسخ روشن است. وقتی آمریکا مدام مجبور به دکترین شیفت و پارادایم‌شیفت علیه ایران می‌شود، مشخص می‌گردد که استراتژی‌ها، دکترین‌ها و تنت‌های او بر ضد ایران ناکارآمد است.
 در بازی شطرنج مناسبات 30 سال گذشته‌ی آمریکا با ایران، کل مجموعه‌ی این دکترین‌ها، نتوانسته‌اند تأثیر قابل توجهی بگذارند. واقعیت این است که نظام تصمیم‌سازی استراتژیک آمریکا، که در عصر جنگ سرد از خود چهره‌ای افسانه‌ای نشان داده بود، اکنون فرسوده شده است. عصر شیلینگ‌ها، کیسینجرها، مک ناماراها، مکسول تیلورها، و هانتینگتون‌ها سرآمده است، و افق آینده نیز روشن نیست. ابرقدرت آمریکا، یک مشکل عادی هم‌چون نشت نفت در خلیج مکزیک را در طول سه ماه نتوانست مهار کند. این بیانگر ضعف مدیریت بحران توسط آمریکاست و آن ضعف نیز حکایت از فرسودگی و کهنگی توان تصمیم‌سازی استراتژیک در آمریکا دارد.
 
 با استراتژی‌های آمریکا و غرب علیه ایران مانند چیکن، آیا هنوز صحیح است که بگوییم احتمال یک برخورد مستقیم میان آمریکا و ایران کم است؟
 در چیکن استراتژی، امکان برخورد همواره بسیار زیاد است. در واقع آن استراتژی که بیش‌ترین احتمال برخورد را در ذات خود دارد، همان چیکن استراتژی است. زیرا در این دکترین، هر دو طرف، مانند دو اتومبیل برای بیرون کردن حریف از جاده-ی باریک، به سرعت به سمت هم می‌آیند. اگر حریف نپذیرد که از جاده منحرف بشود، باید آماده‌ی پذیرش هزینه‌ی برخورد با اتومبیل روبرو باشد. به این دلیل نام آن چیکن استراتژی نهاده شده است که حاکی از شجاعت یا ترس راننده‌ی آن اتومبیل، در آمادگی برای برخورد است. آغاز دوره‌ی چیکن استراتژی از سوی ایران و آمریکا در سال 2005 به این معنا بود که هر دو طرف آماده‌ی پرداختن هزینه‌ی تقابل هستند، حتی اگر این هزینه، در حد یک جنگ تمام‌عیار باشد. ویژگی استراتژی چیکن، در بالا بردن مستمر هزینه‌ی برخورد و تصادف از سوی طرفین است.
 پس در پاسخ به سؤال شما باید بگویم که با مطرح شدن چیکن استراتژی در پنج سال گذشته، همواره امکان برخورد نظامی وجود داشته است، اما چون هزینه‌ی برخورد روز به روز بالا می‌رود، این امکان، دچار نوسان می‌شود. دوره‌ی چیکن استراتژی آمریکا و شوروی در بحران موشکی 1962 کوبا دو ماه طول کشید تا هر دو طرف عقب نشستند. سال‌ها بعد رابرت مک نامارا گفت اگر در آن بحران جنگ شروع می‌شد، برآورد این بود که بیش از دویست میلیون نفر کشته می‌شدند. اکنون دوره‌ی چیکن استراتژی آمریکا و ایران در پرونده‌ی هسته‌ای، به مرز پنج سالگی نزدیک می‌شود، یعنی طولانی‌ترین دوره‌ی رویارویی در تاریخ استراتژی چیکن.
 جورج دبلیو بوش در سال‌های آخر حکومت خود اعلام کرد: «با این وصف برخورد میان آمریکا و ایران، جنگ جهانی سوم خواهد بود.»
 هر نوع درگیری نظامی میان آمریکا و ایران، به سرعت به بیش از 18 کشور تسری پیدا می‌کند. زیرا وقتی دو غول در اتاق کوچکی کشتی می‌گیرند، موجودات کوچک اطراف آنها، زیر دست و پا قرار می‌گیرند.
 
 در آخرین دیدار با شما در سال 2007، نظریه‌ی جهان سایبرنتیک را توضیح دادید و در ترسیم موقعیت ژئواستراتژیک جهان دو قطب قلب و مغز را در نظام جهانی معرفی کردید. آیا صحیح است که هنوز تصور کنیم سایه-ی جنگ پشت دروازه‌های ایران نیست؟
 اگر به خاطر داشته باشید، سه سال قبل در ترسیم موقعیت ژئواستراتژیک و ژئودکترینال جهان، گفتم که ایران به هارتلند جهان و آمریکا به بِرِین‌لند جهان تبدیل شده‌اند. آمریکا، برین‌لند جهان را در کنار جاده‌ی بالتیمور، در شمال واشنگتن‌دی‌سی در سازمان NSA پدید آورده است. اکنون NSA روزانه با رصد میلیاردها پیام تلفنی و اینترنتی و ماهواره‌ای در 9 هکتار سوپرکامپیوتر چینش‌شده‌ی خود، نقش مغز جهان را در کنترل پیام‌ها ایفا می‌کند.
 شبکه‌ی مخابراتی جهان و شبکه‌ی اینترنت و ماهواره‌های KH11 و اشلون، حکم سیستم عصبی این بدن را برای مغز جهان دارند. هر چه زمان می‌گذرد، جهان بیوسایبورگ بیشتر نمایان می‌شود: جهان یکپارچه‌ای که توسط NSA در آمریکا کنترل اطلاعات می‌شود، و آن جهان باید از این مغز دستور بگیرد. اما فراموش نکنید که مغز شما نمی‌تواند به قلب شما دستور بدهد که از تپش به‌ایستد. لذا آمریکا به عنوان مغز جهان نمی‌تواند ایران یعنی هارتلند جهان را تحت انقیاد و هژمونی خود درآورد. پس مجبور است به جنگ نظامی روی آورد. در حوزه‌ی تئوری سیستم‌های بیولوژیکی تأکید می‌شود که در بدن، مغز بدون قلب می‌میرد. اما قلب بدون مغز زنده می‌ماند. مشکل آمریکا این است، که همواره ایران را دست کم گرفته است.
 در پاسخ به سؤال شما که آیا صحیح است تصور کنیم سایه‌ی جنگ در پشت دروازه‌های ایران وجود ندارد، یادآور می‌شوم که آمریکا در سی سال گذشته با ایران در جنگ بوده است. در حوزه‌ی جنگ سخت، آمریکا صدام را در عراق تشویق کرد به ایران حمله کند و در آن جنگ هشت ساله از او پشتیبانی کرد. چند کودتا، مانند کودتای نوژه علیه ایران اجرا کرد. در چند دوره مانند واقعه‌ی صحرای طبس و یا جنگ نفت‌کش‌ها در خلیج فارس و شلیک به هواپیمای ایرباس، به ایران حمله‌ی نظامی نمود. در حوزه‌ی جنگ نیمه‌سخت، آمریکا سی سال است که ایران را محاصره‌ی اقتصادی نموده و مدام جنگ اقتصادی با ایران را تشدید می‌کند. در حوزه‌ی جنگ نرم، آمریکا در ژوئن 2009 از طریق قدرت سایبر خود در فیس بوک، توئیتر و یوتیوپ، و از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای با استفاده از گروه بورژوا و غرب‌گرای ایرانی ساکن غرب، یک کودتای مخملی را در طول جریان انتخابات ریاست جمهوری ایران دنبال کرد.
 پس آمریکا با ایران در 30 سال گذشته درگیر جنگ سرد و گرم بوده است. اما اگر منظور شما، یک جنگ تمام‌عیار نظامی مانند اشغال عراق است، باید بگویم، ارتش آمریکا، توان چنین جنگی علیه ایران را ندارد. آن‌چه برای آمریکا مشخص شد، در جنگ نیابتی اسراییل و حزب‌الله که اسراییل از سوی غرب، و حزب‌الله از سوی جهان اسلام، رو در روی هم قرار گرفتند، در نبردی 34 روزه مشخص شد آمریکا بر علیه ایران در یک جنگ تمام‌عیار نمی‌تواند پیروز شود. زیرا آمریکا و ایران هر دو از دکترین جنگ نامتقارن بهره می‌برند و البته هر یک، به شیوه‌ی خود این دکترین را اجرا می‌کنند. این مساله، کار را برای آمریکا دشوار می‌کند.
 در فردای هر جنگ تمام‌عیار آمریکا علیه ایران، آمریکا حتی موقعیت امروزی خود در منطقه را نیز نخواهد داشت. با وجود تحرکات آمریکا، ناتو و اسراییل در منطقه، امنیت جنوب غرب آسیا، مرهون امنیت و ثبات ایران است. اگر ثبات و امنیت جمهوری اسلامی ایران مخدوش شود، ثبات و امنیت منطقه‌ی جنوب غرب آسیا به هم می‌خورد. و بی‌ثباتی و ناامنی گسترده‌ی این منطقه، به سرعت جهان را بی‌ثبات و ناامن می‌کند. بی‌ثباتی جهانی موجب خلاء قدرت در مناطق گوناگون جهان شده و موجب شکل‌گیری بحران‌های منطقه‌ای متعددی می‌شود. در این شرایط، جنگ جهانی و هرج و مرج جهانی رخ می-دهد. یک جنگ جهانی بدون جبهه! آمریکا و غرب، اکنون از مهار هم‌زمان وقایع نظامی در عراق و افغانستان، و وقایع اقتصادی در یونان و سایر بخش‌های اقتصادی غرب، و مهار لکه‌ی نفتی خلیج مکزیک، در حوزه زیست‌محیطی، عاجزند. چگونه می-توانند با برهم‌زدن نظم منطقه‌ی جنوب غرب آسیا، هم نظم جهان را حفظ و کنترل کنند، و هم با قدرت عظیمی چون ایران، درگیر یک جنگ تمام‌عیار شوند. در واقع جنگ تمام‌عیار با ایران به مثابه گشودن ده‌ها جبهه متقاطع، مانند گرداب افغانستان و عراق، روبروی غرب است. ضمن این که آمریکا در جنگ کوچکی چون اشغال عراق، تاکنون بیش از هزار میلیارد دلار هزینه کرده است. به نظر شما آیا اقتصاد ورشکسته‌ی آمریکا، قادر است هزینه جنگ با ایران که قطعاً هزاران بار بیش از جنگ عراق خواهد بود را تأمین کند؟!
 
 جنگ تمام‌عیار نه! اما بمباران نقطه‌ای مثلا تأسیسات اتمی چه؟
 موضوع بمباران نقطه‌ای را نمی‌توان جنگ نامید، بلکه حتی نبرد و رزم هم نیست، و نظامی‌ها به آن پیکار می‌گویند. من تنها از جنگ تمام‌عیار سخن گفتم.
 
 به نظر شما اگر جنگ بشود قیمت آینده نفت در بازار جهانی چه می‌شود؟ آیا غرب می‌تواند تحمل کند؟
 در یک جنگ تمام‌عیار میان آمریکا و ایران، آسیب‌پذیرترین عناصر، چهار موردند که بیشترین صدمه را خواهند خورد:
 الف- خطوط لوله و چاه‌های نفت و گاز کل منطقه، از آسیای میانه و قفقاز تا جنوب شبه جزیره‌ی عربستان. این یعنی حدود دو- سوم انرژی فسیلی جهان.
 ب- وابستگی روز افزون جوامع به اینترنت در جهان بیوسایبورگ، آنها را در مورد یک جنگ تمام‌عیار که به حوزه‌ی زیرساخت‌های مخابراتی و اینترنتی کشیده شود، آسیب‌پذیر ساخته است. اختلال سخت‌افزاری در اینترنت، فلج سایبرنتیک را برای جهان در پی خواهد داشت.
 ج- دولت‌های کشورهای وابسته به غرب در منطقه که به دلیل وابستگی به بیگانه، پایگاه مردمی ندارند و متزلزل هستند، در اثر پس‌لرزه‌های جنگ تمام‌عیار آمریکا و ایران، فرو ریخته و جوامع آنها دچار انقلاب یا هرج و مرج می‌شود. هزینه‌ی مادی این مسأله برای غرب بیش از 50 تریلیون دلار است.
 د- در یک جنگ تمام‌عیار میان آمریکا و ایران، آسیب‌پذیری نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه، بسیار حائز اهمیت است.
 در میان این هزینه‌ها، طبیعتاً رکود اقتصاد جهانی که حاصل برهم‌خوردن نظم موجود در جهان است، مضاف بر سایر موارد است.
 قبلاً در سال 2005 مبتنی بر تئوری بازی‌ها اعلام کردم که در اثر درگیری تمام‌عیار آمریکا و ایران، قیمت نفت به بشکه‌ای 400 دلار می‌رسد. در آن زمان قیمت نفت زیر بشکه‌ای 60 دلار بود، که در دو سال بعد به 130دلار رسید، و مجدداً به 70 دلار تنزل یافت. این وضعیت شکننده، هم‌چنان ادامه دارد، و اگر درگیری نظامی تمام‌عیار میان آمریکا و ایران پدید آید، طبیعتاً قیمت نفت، از مرز 400 دلار نیز فراتر خواهد رفت و این از توان اقتصادی جهان خارج است، که شوک آن را تحمل کند.
 
 نقش حضور اسراییل در خیلج فارس در همراهی ناوهای جنگی آمریکا چیست؟
 ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا که اقیانوس هند را پوشش می‌دهد در کشور بحرین مستقر است.
 و همواره در 25 سال گذشته در خلیج فارس بین 60 تا 135 کشتی جنگی و زیردریایی غربی حضور دارند.
 لذا حضور زیردریایی‌ها و شناورهای اسراییل در خلیج فارس تأثیر خاصی در همراهی ناوهای آمریکایی ندارد.
 به چند نکته باید توجه کرد:
 الف- دو ناو سائر اسراییل در نبرد 34 روزه با حزب‌الله منهدم شد و این پیام ویژه‌ای برای آمریکا و اسراییل داشت.
 ب- خلیج فارس دریایی بسته، با عمقی بسیار کم است که به ندرت به 90 متر می‌رسد. چنین دریایی، محل مانور خوبی برای ناوهای جنگی نیست.
 ج- ایران در خلیج فارس، عظیم‌ترین قدرت دریایی چریکی را سامان داده است که کابوس وحشتناکی برای ناوگان پنجم آمریکا محسوب می‌شود.
 لذا بهتر است اسراییل، افتضاح حاصل از نابودی دو ناو سائر کلاس کرووت خود را در پهنه‌ی تاریخ نظامی دریایی خود پاسخ دهد. بیش از 20 سال قبل، آمریکا با بریجتون و شوروی با کورتوریف، مزه‌ی خلیج فارس را چشیده‌اند. همان را اسراییل در ساحل لبنان تجربه کرد.
 
 کشورهای عربی منطقه در جنگ احتمالی آمریکا با ایران در آینده، علی‌رغم مشارکت اسراییل آیا به آمریکا کمک می‌کنند؟
 برخی از کشورهای عربی مانند مصر، عربستان، اردن، کویت، قطر، و ... در جنگ صدام علیه ایران در کنار آمریکا و غرب به عراق کمک‌های مالی و نظامی بسیار زیادی کردند. در ماه‌های اخیر نیز، مطالبی از رهبران عربستان و امارات متحده عربی در دیدار با غربی‌ها منتشر شد که حاکی از اعلام حمایت این کشورها از حمله به ایران است.
 یک نکته قطعی است و آن این است که میان دولت‌های این کشورها و مردم آنها، شکاف عظیمی در این رابطه وجود دارد. کشورهای عربستان، کویت، بحرین، قطر، امارات، و ... به آمریکا پایگاه نظامی داده‌اند، و طبیعتاً در هر اقدام نظامی آمریکا، از این پایگاه‌ها برای حمله به ایران استفاده می‌شود. اساساً سرفرماندهی نیروهای آمریکا، در خاورمیانه یعنی «سِنتکام» CENTCOM در قطر مستقر است و از طریق این فرماندهی اقدام نظامی علیه ایران مدیریت می‌شود. طبیعی است که همراهی دولت قطر را خواهد داشت. با این حال، مردم این کشورها، مخالف این همراهی دولت‌هایشان با آمریکا و اسراییل هستند. در صورت حمله به ایران، بی‌ثباتی در منطقه، موجب فروریزی این دیکتاتوری‌های نفتی ضعیف منطقه توسط مردم آنها شده و همین موضوع عامل نگرانی آمریکا، اسراییل و شیوخ این کشورهاست.
 
 در سال 2007 نیروهای مسلح ایران را برای مقابله با تهدید آمریکا توانمند خواندید. این توانمندی کمی و کیفی اکنون چگونه است؟
 کمیت و کیفیت نیروهای ایران بیشتر شده است. ارتش ایران با چهار نیرو، و سپاه پاسداران با پنج نیرو و میلیشیای بسیج با یازده میلیون نفر عضو، در کنار ارتقاء توان تسلیحاتی ایران، در آمادگی خوبی به سر می‌برند.
 اما رکن اساسی قدرت، همان دکترین و استراتژی است. دکترین واکنش نامتقارن ایران است که منشاء بازدارندگی و یا موازنه می‌شود. البته بسیاری از دکترین‌های عملیاتی و ساختارهای تجهیزاتی متعارف ایران مخفی نگاه داشته شده است و درصحنه‌ی منازعه، برای طرفین درگیری روشن می‌شود.
 از نظر اقتصاد دفاعی، موقعیت ایران در نسبت با آمریکا بسیار بهتر است. آمریکا با فروپاشی نهادهای مالی خود به ویژه ورشکستگی بیش از 300 بانک این کشور و بدهی گسترده و کسری بودجه و بی‌کاری عظیم، توان حضور در یک جنگ تمام-عیار و طولانی مدت را ندارد. برآورد اولیه‌ی آمریکا برای هزینه‌ی اشغال عراق که توسط رامسفلد وزیر دفاع بوش مطرح شد 50 میلیارد دلار بود که تاکنون 20 برابر شده و از مرز 1000 میلیارد دلار نیز گذشته است. اکنون در افغانستان و عراق، اقتصاد جنگی آمریکا عملاً ناکارآمدی خود را نشان داده است.
 در حوزه‌ی کثرت نیروی انسانی و عامل انگیزه نیز، ایران به سادگی می‌تواند چند میلیون نیروی شهادت‌طلب، که انگیزه‌ی دفاع از کشور خود را دارند به صحنه بیاورد. اما آمریکا که برابر گزارش سال 2009 انستیتو بروکینگز، برای پس از اشغال ایران 1400000 یک میلیون و چهار صد هزار نفر نیرو نیاز دارد، از تأمین یک‌صدهزار نیرو برای عراق و افغانستان عاجز است، نیروهایی که انگیزه‌ی مشخصی برای حضور در کشوری با هزاران کیلومتر فاصله از مرز کشور خود ندارند.
 آمریکا تنها از برتری تجهیزات نسبت به ایران برخوردار است که این عامل نمی‌تواند به تنهایی پیروزی را به ارمغان آورد. پرسش این است که آیا آمریکا که در 65 سال گذشته‌ی پس از جنگ دوم جهانی حتی یک روز بدون جنگ را نگذرانده است، آماده‌ی نبرد نهایی و آرماگدون مورد ادعای هالیوود است؟! البته نسبت علاقه‌ی هالیوود به آپوکالیپس با تمایل رهبران کاخ سفید به نبرد نهایی، هنوز مشخص نیست


 
اطلاع رسانی
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٤  کلمات کلیدی:

دکتر عباسی شنبه ٢۶ تیر ماه در برنامه امروز دیروز فردا  در شبکه ٣ حضور پیدا می کند

این تیتری بود که در برنامه شبکه ٣ روز چهارشنبه به صورت زیرنویس دیدم اما در رجانیوز هم گزارش زیر آمده .اینکه واقعآ شنبه یا یکشنبه برنامه ای با حضور دکتر عباسی باشد بنده بی اطلاعم ، فقط دو خبری را که دیدم برای شما علاقمندان قرار دادم

برنامه «دیروز، امروز، فردا» یکشنبه (27 تیرماه) با موضوع «تهاجم فرهنگی و شبکه‌های فارسی‌زبان» به روی آنتن می‌رود.

علی زاهدی، تهیه‌کننده این برنامه در گفت‌وگو با ایسنا با اعلام خبر بالا خاطرنشان کرد: به احتمال بسیار برنامه‌ی «دیروز، امروز، فردا» تا ماه مبارک رمضان پخش خواهد شد و پس از آن این برنامه به پایان می‌رسد.

او از نقش رسانه‌ها در تهاجم فرهنگی به عنوان موضوعی یاد کرد که به احتمال زیاد در قسمت‌های باقیمانده در برنامه‌ی «دیروز، امروز، فردا» دنبال می‌شود.

زاهدی گفت: موضوع تهاجم فرهنگی و شبکه‌های فارسی‌زبان هفته گذشته با حضور حسن عباسی در برنامه‌ی «دیروز، امروز، فردا» به بحث گذاشته شد که یکشنبه این هفته با حضور یک مهمان جدید که تا پایان امروز حضور وی قطعی می‌شود، دنبال خواهد شد.

تهیه‌کننده «دیروز، امروز، فردا» با بیان این‌که برنامه‌ی یکشنبه شب در دو بخش پخش خواهد شد، در این زمینه اظهار داشت: آغاز برنامه ساعت 21 خواهد بود که یک ساعت به طول می‌انجامد، پس از آن پخش اخبار را خواهیم داشت و مجددا از ساعت 22و 15 دقیقه تا ساعت 23 «امروز، دیروز، فردا» پخش خواهد می‌شود.

برنامه زنده «دیروز، امروز، فردا» کاری از گروه اجتماعی و اقتصادی شبکه سه سیما است و اجرای آن را یامین‌پور بر عهده دارد.


 
عباسی در پاسخ به شمخانی:زیر کولر نبودیم در هور و بصره جنگ چریکی می کردیم
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٤  کلمات کلیدی:

در برنامه دیروز ، امروز ، فردا وحید یامین‌پور از آقای شمخانی درباره علت پذیرش قطعنامه 598 از سوی امام و پایان جنگ پرسید. یامین‌پور همچنین این موضوع را مطرح کرد که بخشی از سیاسیون اعتقاد دارند که برخی از مسئولان کشور در آن برهه زمانی، با ارائه تحلیل‌هایی مبنی بر ناتوانی کشور در ادامه جنگ، امام را مجبور به پذیرش قطعنامه کردند.

در این زمان و هنگامی که یک میان برنامه پخش می‌شد، دکتر حسن عباسی - تحلیلگر مسائل استراتژیک - با این برنامه تماس گرفت و از آقای شمخانی پرسید: "اگر علت پذیرش اتمام جنگ، به خاطر استفاده عراق از سلاح شیمیایی بود، خب الان هم احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای در مقابل ایران وجود دارد؛ پس ما باید تسلیم شویم؟!"

شمخانی در واکنش به این سوال گفت: عباسی و عباسی هایی که در جنگ نبودند نمی توانند تحلیل درستی از جنگ داشته باشند
و مستقیمآ دکتر عباسی را به نبودن در جنگ متهم کرد

در جواب این موارد و اتهام عدم حضور عباسی ، دکتر عباسی در در نشست "من امپریالیستم، پس هستم " در سخنانی گفت:

رئیس مرکز دکترینال گفت:متاسفانه فردی اکنون با داشتن دو مسئولیت تصمیم‌سازی بزرگ در حوزه استراتژیکی کشور به راحتی در یک برنامه تلویزیونی اعلام می‌کند که ما در اواخر جنگ ترسیدیم ".

به گزارش فارس، حسن عباسی رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز در نشست "من امپریالیستم، پس هستم " که بعدازظهر امروز در تالار ابن سینای دانشکده پزشکی دانشگاه تهران برگزار می‌شد، در ادامه سخنان خود گفت: در ابتدای جنگ تحمیلی کشورمان رودرروی عراق قرار گرفته بود و در اواسط جنگ ایران در مقابل کشور عراق در هور مقابل یکدیگر ایستاده بودند و این در شرایطی بود که برخی دوستان در داخل گلف و زیر کولر جنگ را اداره می‌کردند و آنهایی که اکنون متهم می‌شوند در جنگ تحمیلی حضور نداشتند به آن سمت هور رفته و در بصره و حتی عراق جنگ چریکی می‌کردند.

وی افزود:‌ این دوستان پس از جنگ تحمیلی به تهران آمده و تهران‌نشین شده و وزیر و وکیل شدند و یال و کوپال‌هایی چون درجه و مدارک دکترا دریافت کردند و آنهایی که در سمت هور در جنگ‌های چریکی شرکت داشتند امروز متهم به عدم حضور در جبهه‌های جنگ تحمیلی می‌شدند.

عباسی خاطرنشان کرد: روزی که شما وزیر دفاع شدید چرا در مقابل نامه 130 نماینده مجلس که در خصوص بحث هسته‌ای به مقام معظم رهبری فشار می‌‌آوردند نایستادید؟ آیا شما با آن یال و کوپال و درجه‌های خود به عنوان وزیر دفاع در مقابل اینگونه اقدامات ایستادید؟

رئیس مرکز دکترینال در ادامه تصریح کرد: این درحالی است که این فرد اکنون دو مسئولیت تصمیم‌سازی بزرگ در حوزه استراتژیکی کشور را دارد اما به راحتی در یک برنامه تلویزیونی اعلام می‌کند "ما در اواخر جنگ ترسیدیم ".

این کارشناس مسائل استراتژیک افزود: دشمنان کشورمان دارای کلاهک اتمی هستند اما وقتی که این دوستان باید به دولت در خصوص بازدارندگی کمک کنند، در رسانه ملی پالس‌های منفی می‌فرستند.

عباسی خاطرنشان کرد: ملت ایران با 7 هزار سال قدمت و ریشه و درحالی که دشمنان انقلاب اسلامی چنگ و دندان نشان می‌دهند، افرادی حق رسمی مردم را به رسمیت نمی‌شناسند.

رئیس مرکز دکترینال در ادامه اظهار داشت: افرادی با هویت رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح، عضو دائم شورای روابط خارجی کشور و یال و کوپال نظامی پیام‌های ضد و نقیضی می‌فرستند و هنگامی که به آنها هشدار می‌دهیم اعلام می‌کنند که شما که در جنگ تحمیلی حضور نداشتید که در اینجا باید گفت، بیایید عریان شویم تا ببینیم تیر و ترکش در بدن شما بیشتر است یا در بدن کسانی که امروز متهم به عدم حضور در جنگ تحمیلی می‌شوند؟

وی خاطرنشان کرد: امروز پس از 25 سال درحالی جنازه شهید علی هاشمی به وطن باز می‌گردد که برخی دوستان به خاطر وضعیت شخصی خود منافع ملی کشور را فدا می‌کنند.

عباسی در ادامه اظهار داشت: در یک نماد کلی اگر وضعیت گسترش تکنولوژی غیر نظامی را درنظر بگیریم تراکم آن در آمریکا و بخصوص آمریکای غربی و شرقی، متن اروپا، روسیه، ژاپن و کره مشاهده می‌کنیم.

عباسی خاطرنشان کرد: ‌این درحالی است که در این فضا ما اجازه نداریم که فناوری هسته‌ای داشته باشیم و به توان دفاعی لازم برسیم.

رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز در ادامه تصریح کرد:‌ قدرت موشکی ایران در ابتدا حضور در فضا است که اکنون به این مرحله رسیده‌ایم و با داشتن موشک‌هایی چون سجیل، شهاب 3 و ... به قدرت دفاعی لازم نیز رسیده‌ایم.
وی با تاکید بر اینکه رابرت گیتس اخیرا در گزارش اعلام کرده که ما نمی‌دانیم در مقابله با ایران چه کنیم البته ما نباید خوشبین باشیم، خاطرنشان کرد: امروز خط خرمشهر این است که ایران در مقوله هسته‌ای به نتیجه لازم برسد.

عباسی در ادامه گفت: آمریکا و غرب در خصوص صدور قطعنامه برای تحریم نفتی ایران با شکست مواجه شدند، چون ایران با اقداماتی چون صدور کارت سوخت، مصرف بنزین خود را کاهش داد و در نتیجه معادلات آمریکا و غرب را در این خصوص بر هم ریخت و کشورهایی چون ونزوئلا نیز از این قطعنامه حمایت نکردند.

این کارشناس مسائل استراتژیک در ادامه تاکید کرد: یک پیام واحد باید اکنون از سوی جمهوری اسلامی مطرح شود و گروه‌ها و جناح‌های سیاسی داخلی مختلف نباید پالس‌های منفی و مختلف را بفرستند.

عباسی با اشاره به اینکه استراتژی آمریکا سال گذشته بر علیه ایران استراتژی با عنوان آژاکس بود و اکنون استراتژی آژاکس 2 را در دستور کار خود قرار داده است، خاطرنشان کرد: کشور امریکا از 9 سال گذشته 10 استراتژی را بر علیه ایران به کار برده است که همه آنها با شکست مواجه شده است و این درحالی است که آمریکا با 3 استراتژی خود موفق شد اتحاد جماهیر شوروی را فرو بپاشد.

عباسی در خصوص سناریوهای آمریکا بر علیه ایران گفت: سناریوی اول آمریکا بر علیه ایران بمباران نقطه ایران است و سناریوی دوم آنها جنگ محدود منطقه‌ای بر علیه کشورمان است.

وی افزود: سومین سناریوی آمریکا بر علیه کشورمان جنگ تمام عیار است و چهارمین سناریو حمله نقطه‌ای اتمی به ایران و از جمله حمله اتمی به تأسیسات هسته‌ای کشورمان است.
این کارشناس مسائل استراتژیک تاکید کرد: آمریکا با پرونده‌سازی علیه ایران استراتژی حمله به کشورمان را آغاز کرد اما با روی کار آمدن دولت کنونی استراتژی آغاز شد که در نهایت تمامی معادلات آمریکا را در این خصوص برهم زد.
وی با اشاره به اینکه وضع اقتصادی آمریکا و غرب در شرایط کنونی وخیم است خاطرنشان کرد: در حال حاضر 60 تریلیون دلار بدهی غرب و آمریکا را به مخمصه انداخته است و کشور آمریکا 13.5 تریلیون دلار و ایتالیا 2.5 تریلیون دلار بدهی دارند که با توجه به این امر فروپاشی اقتصادی غرب بسیار جدی است.
وی افزود:‌با توجه وضعیت اقتصادی وخیم کنونی آمریکا تصمیم‌ گرفته صنایع اصلی بخش خصوصی خود را دولتی کرده و به نظامیان این کشور واگذار کند و بودجه عظیم نظامی آمریکا به این دلیل است که سازمان نظامی آمریکا بتواند این صنایع اصلی از بخش‌های خصوصی خریداری کند.

رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه امروز استراتژی آمریکا و رژیم صهیونیستی این است که جنگ پیشگیرانه را در نظر بگیرند، خاطرنشان کرد: دکترین عملیات آمریکا در سال‌های مختلف بر پایه بازدارندگی متوازن، بازدارندگی مبتنی بر تلافی بزرگ، بازدارندگی مبتنی بر واکنش و قابل انعطاف بوده است.

عباسی خاطرنشان کرد: در برنامه تلویزیونی که در خردادماه سال 81 داشتم به صراحت اعلام کردم که هزینه حمله آمریکا به ایران هزار و 836 بار بیشتر از هزینه حمله آمریکا به عراق و افغانستان است.
وی افزود: مراکز مطالعات استراتژیک آمریکا باید بداند که نظام جمهوری اسلامی ایران هزینه‌های حمله به این کشور را از نظر سیاسی و اقتصادی و ... به طور ثابت و ماهیانه مشخص می‌کنند.

عباسی در ادامه تاکید کرد: این اقدام را حزب‌الله لبنان در سال 85 به رخ رژیم صهیونیستی کشید.
وی افزود: جنگ 33 روزه حزب‌الله لبنان با رژیم صهیونیستی نوعی جنگ نیابتی بود یعنی رژیم صهیونیستی به نیابت از آمریکا و حزب‌الله لبنان به نیابت از ایران با یکدیگر جنگ کردند.
عباسی خاطرنشان کرد: در این جنگ نیابتی حزب‌الله لبنان 34 روز به مقابله با رژیم صهیونیستی پرداخت و این در حالی بود که اگر ایران با فرهنگ شهادت‌طلبی حزب‌الله در این جنگ در مقابل آمریکا شرکت می‌کرد 10 برابر بیشتر مقابله کرده و این جنگ 340 روز می‌کشید.
این کارشناس مسائل استراتژیک در ادامه تصریح کرد: با کشیدن شدن این جنگ به 340 روز مطمئناً آمریکا همان‌گونه که در هیچ فرسایشی مستقیم تمام عیاری نمی‌تواند شرکت کند در این جنگ نیز توان مقابله نداشت و هزینه آنرا نیز نمی‌توانست بپردازد.

عباسی در خصوص جنگ نرم دشمن بر علیه ایران گفت: آمریکا سعی داشت در حوزه جنگ نرم دشمن خود را دیوسیرت نشان دهد اما امروزه رسانه‌های آمریکایی بر روی پروژه شرمنده‌سازی کار می‌کنند.
وی افزود: پروژه شرمنده‌سازی از سوی آمریکا در سال گذشته انجام شد و همان‌طور که دیدیم دختری در ناآرامی‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران با برنامه‌ریزی کشته شد که بلافاصله با تصویربرداری که از این اقدام صورت گرفت یک میلیارد نفر در جهان این تصاویر را مشاهده کردند و آمریکا سعی داشت با این اقدام خود را نظام اسلامی ایران را در جهان شرمنده کند، این درحالی است که نظام اسلامی ایران سیاستش کشتن نیست.
وی با تاکید بر اینکه با جبهه دشمن نباید از در حسن نیت وارد شویم خاطرنشان کرد: آمریکا در گزارش NPR خود ایران را صراحتا به حمله اتمی تهدید کرد که مقام معظم رهبری در این خصوص تاکید داشتند نباید از این بابت آمریکا را رها کرد.
رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز اظهار داشت: زمینه تحقق گزارش NPR این است که آمریکا ترقه‌ای اتمی را در کشور خود منفجر کند و 2 تا 3 هزار نفر کشته شوند.
وی افزود: آمریکا قصد دارد با این خودزنی دوباره به سایر کشورهای جهان لشکرکشی کند.
عباسی خاطرنشان کرد:‌ ایران با توجه به اینکه بدنبال سلاح اتمی نبوده و صراحتا اعلام کرد که دستیابی به سلاح اتمی حرام است نشان داده است این کشور در صورت هر حمله اتمی در هر گوشه‌ای از دنیا نقش ندارد و این اقدام نوعی بازدارندگی است که دارای موفقیت‌هایی هم بوده است.
این کارشناس مسائل استراتژیک تصریح کرد: ادبیات بازدارندگی را باید از حوزه نهادهایی چون شورای عالی امنیت ملی و سیاست‌های کلان سیاست خارجی کشور به سطح جامعه و رسانه‌ها بکشیم تا بتوانیم به مقابله با فروپاشی تمدنی بپردازیم.

عباسی خاطرنشان کرد: آمریکا تلاش دارد به عنوان یک امپریالیسم شاخص بودن خود را در امپریالیست بودنش دریافت کند و کشور ما برای تضمین بقای تمدن خود باید در شیوه اقدام نامتقارن پاسخ آنها را بدهد.
وی در پایان تاکید کرد: امروز در 31 سالگی انقلاب اسلامی کشورما در بالاترین موضع و موقعیت قدرت قرار گرفته است اما آمریکا نسبت به 31 سال گذشته خود در ضعیف‌ترین موضع خود قرار دارد که به وضوح این امر احساس می‌شود


 
اساد حسن عباسی - جهان بدون مغز
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٢  کلمات کلیدی:

همانطور که قول داده بودم به دلیل اشتباه اعلام کردن تاریخ حضور دکتر عباسی در تلویزیون سخنرانی ایشان را با عنوان جهان بدون مغز که در 13 آبان سال 1388 در یزد برگزار شد را برای شما در وبلاگ قرار دادم - قسمتهای اول این سخنرانی تکراری بود به همین دلیل از آوردن آنها خودداری کردم که هم در وقت شما صرفه جویی شود و هم حجم فایل برای دانلود پایین تر باشد .
در این سخنرانی مطالب مفیدی در خصوص اینترنت و وابستگی کامل جهانی آن به سازمان اطلاعات آمریکا ، سازمانهای اطلاعاتی آمریکا ، تحت کنترل بودن کلیه خطوط مخابراتی و اینترنت توسط NSA

قسمت اول را آنلاین گوش کنید

قسمت دوم را آنلاین گوش کنید

در صورت تمایل به دانلود بر روی لینکهای زیر کلیک کنید

دانلود قسمت اول                         دانلود قسمت دوم

این هم لینک برنامه نقد سریال به کجا چنین شتابان که با حضور دکتر عباسی در شبکه تهران پخش شد

کلیک کنید


 
پایانی بر بایکوت رسانه ای دکتر عباسی
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٩  کلمات کلیدی:

شاید برای شما هم مانند  برنامه دیروز ، امروز ، فردا و حضور دکتر عباسی در این برنامه آنچنان که انتظارش را داشتید نبود چون اگر پیگیر مطالب ایشان بودید این برنامه تمامآ مطالب تکراری بود و اگر پیگیر نبودید دیدن یک سری مباحث تخصصی فلسفی در برابر مخاطب عام خیلی دلچسب نبوده . از طرفی انتظارات ما و شما با توجه به صراحت لهجه دکتر تبیین علمی و مستند وقایع اخیر انتخابات بود .اما آنچه بسیار خوشایند بود اصل حضور ایشان در صدا و سیما و آنچه خوشایندتر می نماید حضور پررنگ تر ایشان در رسانه ها بعد از این می باشد . به هر حال استاد حسن عباسی با توجه به اینکه دیگر ممنوعیتی برای حضورشان نیست ، گزینه ای نیست که بخواهد در تحلیل های صدا و سیما نادیده بگیرند . پیگیری خبرها نیز نشان می دهد استاد عباسی بعد از این حضوری مداوم در عرصه رسانه خواهند داشت چنان که موسسه هنری قرن ٢١ قرار است با ترجمه و انتشار سریال گمشدگان "لاست" ، در ابتدای هر قسمت از آن تجزیه تحلیل دکتر عباسی را از بعد استراتژیک و اهداف این سریال در آن مجموعه قرار دهد و این یعنی پایانی بر بایکوت رسانه ای ایشان .


 
← صفحه بعد صفحه قبل →