آزادی بیان - سخنرانیهای دکتر حسن عباسی

سخنرانیهای دکتر حسن عباسی

گزارش کیهان از نشست «دانشجوی منتظر و رسالت نظام سازی و الگوسازی»
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٥  کلمات کلیدی:

وظیفه دانشجوی منتظر در عصر غیبت و تکلیفی که بر دوش اوست، از جمله سوال هایی است که از ابتدای ورود به دانشگاه در ذهن دانشجویان به عنوان افراد تأثیرگذار حتی در محیط کوچک پیرامونی خود، نقش می بندد. در شرایط کنونی و با توجه به موج بیداری اسلامی که سراسر منطقه و حتی دنیا را دربرگرفته است، این سوال در اذهان پررنگ تر می شود. در این راستا نشستی با عنوان «دانشجوی منتظر و رسالت نظام سازی و الگوسازی» در دانشگاه شهیدبهشتی برگزار شد که در آن آقای حسن عباسی به بیان دیدگاه های خود در این زمینه پرداخت.
آنچه در پی می آید گزارش این نشست به نقل از خبرگزاری دانشجو است :

عباسی با طرح این سوال که اگر حضرت بین ماست، پس چگونه و از کدام سمت به سوی ایشان برویم؟ گفت: رفتن به سوی حضرت حجت از جهت «شدن و صیرورت» است و مبنای صیرورت، این آیه قرآن است که می فرماید: «ان الله لایغیر ما به قوم حتی یغیروا ما بأنفسهم»؛ در هیچ قومی تغییر ایجاد نمی کنیم، مگر اینکه در نفس خودشان تغییر ایجاد کنند.
عباسی با بیان اینکه در چنین فضا و چارچوبی که اولا حضرت جایی نرفته است که بخواهد بیاید و ما منتظر ظهور ایشان هستیم نه منتظر آمدنش و ثانیا حضرت منتظر ماست، البته نه منتظر جسم ما، بلکه نفس ما در آن صیرورت و شدن باید به مرحله ای برسد که آماده تغییری باشد که خدا وعده داده است، امروز در بخش های مختلف جهان اسلام این حرکات رقم خورده است؛ مردم ایران، لبنان و فلسطین تلاش های گسترده ای در این زمینه کرده اند و بخشی از آنچه را که حضرت مد نظر داشتند، محقق کرده ایم و نتیجه اش این است که اکنون به نقطه ای رسیده ایم که اگر هر گروه از ما یک گام دیگر از نظر تحول انفسی به سمت حضرت برود، اتفاقات عجیبی رخ می دهد.

تاریخ انقضای نظام های غرب فرا رسیده است
وی در ادامه با اشاره به بحث هایی که رهبر انقلاب در مورد نظام سازی ایراد فرموده اند، گفت: یک نکته کلیدی که دغدغه رهبر است و امروز زمان آن است که انجام شود، این است که سیستم عامل کامپیوتر جهان ویروس گرفته است و آنچه تحت عنوان لیبرالیسم مطرح بود، ویروسی شده است و باید کامپیوترهای اداره جهان برداشته شود.
رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز با بیان این مطلب که دو نظام شناخته شده در 150 سال گذشته یعنی مارکسیسم و لیبرالیسم، اقتصاد، سیاست، فرهنگ، بهداشت و درمان و همه چیز جهان را اداره می کردند، گفت: ویندوز موسوم به لیبرالیسم ویروسی شده که قبل از آن نیز مارکسیسم ویروسی شده و کنار گذاشته شده بود؛ امروز بشر با یک خلا نرم افزاری یا همان خلا سیستم عامل روبه روست.
عباسی ادامه داد: همان گونه که اگر سیستم عامل کامپیوتر دچار مشکل بشود، نمی توان از آن استفاده کرد، امروز نظام عمومی جامعه بشری هم با چنین مشکلی روبه روست. ایران 75 میلیون جمعیت دارد و جهان هفت میلیارد نفر؛ این 75 میلیون و این هفت میلیارد سیستم عامل می خواهند که چگونگی اقتصاد، سیاست، فرهنگ، بهداشت و درمان را تعیین کند.
وی با تاکید بر کنار گذاشته شدن مارکسیسم و لیبرالیسم گفت: مسئله ما نقد غرب نیست، از این گونه حرف ها گذشته ایم؛ امروز نظام سازی یعنی بحث رسالت دانشجوی مسلمان در زمینه سازی برای بسط مهدویت و «شدن و صیرورت»، دغدغه ماست.


غرب را باید درست شناخت
رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز در ادامه با اشاره به جنایتی که در نظام معرفتی- فکری و فرهنگی بعد از انقلاب در دانشگاه های ما صورت گرفت، گفت: بعد از انقلاب اگر می گفتی غرب، می گفتند غرب یعنی کانت، هگل، افلاطون، ارسطو و فیلسوف ها را نشان می دادند.
عباسی ادامه داد: اگر غرب یعنی فلاسفه غربی، آیا به این فکر کرده ا ید که اگر کریستف کلمب در غرب نبود تا جایی که الان اسمش آمریکاست را کشف کند، غربیان از گرسنگی همدیگر را در اروپا خورده بودند؟ آیا به این فکر کرد ه اید که اگر مثلا تاسمانی نبود که استرالیا را کشف کند و غربیان بروند و پوست مردم بومی آنجا را بکنند، این ها تا الان از گرسنگی همدیگر را در اروپا خورده بودند؟
وی در ادامه افزود: آیا به این فکر کردید که انگلیس یک ششم ایران خاک دارد و الان جمعیتش اندازه ایران است؟ ولی جمعیت انگلیسی های بیرون خاک انگلیس حدود 300 میلیون نفر است؟ یعنی سرزمین آقای جان لاک. اگر همین جمعیت امروز کره زمین در درون خاک انگلیسی که یک ششم ایران است مانده بودند حتما تا حالا از گرسنگی خودشان را خورده بودند؟ و اصلا کسی فکر نمی کرد که باید تفکر فلسفی و چه و چه را رقم بزند.
رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز گفت: آیا به این اندیشیده اید که اساسا مالتوس وقتی نظریه جمعیتش را می گوید که جمعیت هر چند سال دو برابر می شود، ولی سرزمین ها دو برابر نمی شود، کسی این قطعه دوم نظریه مالتوس که به ملکه انگلستان داده شد که ما باید سرزمین گشایی کنیم ، باید برویم سرزمین های دیگر را بگیریم که سرریز جمعیت مان به آنجا برود را نمی داند؟
رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز گفت: در دوره اخیر جهت گیری غرب شناسی به این سمت رفته است که همه بورس وال استریت را بشناسید، چرا در 1500 شهر ایالت متحده مردم برای اعتراض، وال استریت را اشغال می کنند؟
وی ادامه داد: در دو فیلم سینمایی که الیور استون در سال 1987 بیست و سه سال پیش برای شناساندن وال استریت ساخت، تحت عنوان «وال استریت و پول هرگز نمی خوابد» مناسبات درون وال استریت را به سادگی نشان داد و در سال 2010 قسمت دوم این فیلم را ساخت و در آن مناسبات و روابطی را که درون وال استریت وجود داشت، روشن کرد.
عباسی در ادامه تاکید کرد: در کلاس های دانشگاه ها می گویند که در درون غرب مشکلاتی به وجود آمده، غرب اصطلاحا می خواهد خود را ریکاوری و بازیابی کند، نگران نباشید.

بنیانگذاری نظامی جدید مبتنی بر قرآن
رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز در ادامه با بیان اینکه بسیاری از نظام هایی که از آن استفاده می کنیم به درد جامعه ما نمی خورد و جامعه ما را پوشش نمی دهد، گفت: پوسته جامعه ما دین است ولی مغزش تفکر مدرن می باشد.
وی در ادامه افزود: اگر مهدویت و مباحث مهدویت را به سمت انگاره های جهت مند مناسب جهت دهی نکنیم، بی شک مهدویت به سمت موارد احساسی چون؛ ظهور نزدیک است و .. می رود.
عباسی با اشاره به ویروسی شدن سیستم عامل موجود جهان که اقتصاد، فرهنگ و سیاست را رقم زده، گفت: برای جایگزینی باید نظام جدیدی را تعریف کرد و غیر از شیعه چه کسی ادعا داشته طرح جایگزین دارد؟ چینی ها، ژاپنی ها، هندی ها، روس ها کدام کشور باید در جهان جایگزین را تهیه کند؟
وی با اشاره به اینکه آنچه اکنون در جهان حاکم است همان جامعه مدنی است، گفت: ساز و کاری که در جامعه مدنی مطرح است از سه لایه اصلی برخوردار است؛ دولت سازی، نظام سازی و ملت سازی، دولت سازی در رأس هرم، ساخت ملت در قاعده و حد وسط بین دولت و ملت نظام سازی نامیده می شود.

نظام سازی شبیه بافتن فرش است
وی در ادامه با تاکید براینکه نظام سازی حد وسط است، افزود: در ابتدا باید دولت سازی و ملت سازی کرد، سپس در حد وسط بین دولت و ملت دست به ساخت نظام زد، نظام سازی شبیه بافتن فرش است و به تارها که از بالا به پایین می آید نظام می گویند، پودها همان دولت چینی است، چراکه از پایین ترین لایه ای که در هر اداره وجود دارد تا بالاترین رأس یک دولت لایه لایه آنها را می چینند و ملت چینی همان چینش گره های هر فرش است.
رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز در ادامه به انحرافاتی که جامعه ما در این زمینه داشته اشاره کرد و در توضیح انحرافاتی که در بخش ملت سازی داشتیم به بیان حرف مارکس و اشتباهات نظام سرمایه داری که ما نیز به آن دچار شده ایم پرداخت و گفت: حرف مارکس این بود که سرمایه داری به سر عقل می آید و وقتی فرو می پاشد فئودالیزم و در مرحله بعد به کمونیزم می رسد.
همچنین وی با اشاره به تعبیری که مرحوم شریعتی از قول شوارتز نقل کرده، گفت: نظام سرمایه داری به سر عقل آمد و برای اینکه خودآگاهی طبقاتی به وجود نیاید، مردم را در پادگان ها، کارخانه ها و با ساختن خانه های سازمانی برای هر قشر، دور هم جمع کرد، ولی از هم جداشان کرد که به همدیگر اطلاعات را منتقل نکنند و با این کار جلوی خودآگاهی طبقاتی را گرفت.
وی با بیان اینکه شاه به پیروی از نظام سرمایه داری، پول های بادآورده نفت را در ساخت ارتش و صنعت نفت هزینه کرد، گفت: حداقل دو ارگان قبل از انقلاب خانه سازمانی داشتند یکی صنعت نفت و دیگری ارتش، با این کار، آگاهی ای که در پالایشگاه ایجاد می شد دیگر به جامعه منتقل نمی شد.
عباسی با انتقاد از تقلید کورکورانه ای که بعد از انقلاب در جامعه سازی رخ داد، گفت: پس از انقلاب کنار هر شهری به هر گروهی زمینی داده و برای هر گروه خانه های جدایی ساخته شد و این یعنی رنگ های فرش را جدا کرده و هر کدام را کنار هم در گوشه ای گذاشتند در حالی که جامعه یک هرم کامل است هرم دولت، ملت و نظام.
رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز با بیان اینکه یکی از معضلات اصلی فرهنگی ما این است که همان روش غلطی که غربی ها در پیش گرفتند را، در پیش گرفتیم، گفت: اگر در یک محله صنف های مختلف در کنار هم قرار گیرند خلقیات فرهنگی شان در هم اثر می گذارد.
وی یکی از دلایل بالا بودن مشکلات فرهنگی در جامعه را، تفکیک صنف های مختلف فرهنگی و شغلی از یکدیگر دانست و افزود: وقتی گروه های امنیتی و اطلاعاتی از میان مردم خارج می شوند سطح امنیت جامعه در ساعات غیر کاری پایین می آید، همچنین وقتی عناصر فرهنگی مانند معلمان در میان مردم نباشند سطح فرهنگی مردم کاهش میابد.
عباسی با تاکید بر اینکه ما در ملت سازی دچار مشکل هستیم، گفت: یکی از نمونه های اشتباه در ملت سازی ما این است که در دوره ملت سازی مردم را از هم جدا کردیم.
رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز گفت:
بنیادی ترین مشکل غرب در ملت سازی این است که مردم زمانی سرمایه حکومت و جامعه محسوب می شوند که یا ثروتمند باشند یا ثروت مادی تولید کنند.
وی در ادامه گفت: مدل کنونی کشور ما به این صورت است که رئیس جمهور مستقیماً با رای مردم انتخاب می شود، ولی ممکن است به سمت پارلمانی برویم که احزاب در انتخابات شرکت می کنند و هر حزبی که بیشترین رای را در مجلس می آورد، یک نفر را از میان خودش به عنوان رئیس جمهور انتخاب می کند، یعنی مردم رئیس جمهور را مستقیماً با رای خودشان انتخاب نکنند.

پروسه جامعه سازی یک پروسه صد ساله است
رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز با بیان اینکه پروسه جامعه سازی صد ساله است، گفت: 25 سال دولت سازی،
25 سال ملت سازی، 25 سال نظام سازی و 25 سال هم زمین یا ملک طول می کشد، البته ما در 32 ساله بعد انقلاب توانستیم تا حدودی هم ملت سازی کنیم و هم دولت سازی کردیم؛ چرا که برخی از بخش های دولت سازی مانند شورای شهرها هنوز به توانایی خود نرسیده اند، همچنین مبانی فکری نظریه حکومتی ولایت فقیه تازه بعد انقلاب مطرح شده است.

سیستم های یک جامعه از پیچیده ترین بخش جامعه تا ساده ترین بخش آن باید کارآمد باشند
عباسی با بیان اینکه حد فاصل دولت سازی و ملت سازی، نظام است، گفت: سیستم به معنی ایجاد ارتباط معنادار میان اجزا در یک کل است که در نسبت با محیط خدمات ارائه می کند؛ اجزای اداره یک حکومت 1400 قطعه است که در نسبت با هم تعریف می شوند.
وی با تأکید بر اینکه سیستم ها از پیچیده ترین بخش جامعه تا ساده ترین بخش آن باید کارآمد باشند و در صورتی که لایه لایه خرد می شوند نیز جواب بدهند.
رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز با بیان اینکه دوره کنونی، دوره جدیدی است که جامعه باید از اساس، قرآنی تعریف بشود، گفت: از این جامعه در قرآن به عنوان «هجر» نام برده شده است.
عباسی در ادامه گفت: در «جامعه هجری» انسان متمدن مطرح نیست و انسان مهاجر مدنظر است، یعنی آحاد جامعه در هر صورتی که فعالیت خودشان را انجام می دهند، باید آماده هجرت از خودشان به سوی خدا باشند.

در جامعه مهدوی مردم در هر جایی که هستند آماده هجرتند
رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز با بیان اینکه جامعه هجری همان جامعه مهدوی است، گفت: جامعه مهدوی، جامعه ای است که در آن مردم با حداکثر ظرفیت، قرآن را توسط حضرت دریافت می کنند، در این جامعه، عقل انسان ها به قدری موسع می شود که مردم در هر جایی که هستند آماده هجرتند.
وی با اشاره به ملت چینی در جامعه هجری گفت: در جامعه هجری انسان ها با توجه به ضریب ایمانشان و به میزان تولید ایمان برای دیگران، سرمایه جامعه و حکومت محسوب می شوند.
عباسی در ادامه با اشاره به لایه دوم یعنی لایه علمی جامعه مهدوی گفت: علمی که ضریب ایمان را بالا ببرد و ایمان را تثبیت کند، در این جامعه مدنظر است و در لایه سوم که سرمایه اجتماعی است، مناسبات میان افراد باید حول افزایش ایمان و تثبیت ایمان تعریف شود.
وی با بیان اینکه افرادی مانند آیت الله بهجت به ظرفیتشان شناخته می شوند، گفت: غالب افراد عادی جامعه به مظروف خود شناخته می شوند که اگر مردم در خود ظرفیت قرآن را ایجاد کنند، ظهور حضرت محقق می شود.
اسلام اقتصاد با مالکیت درجه یک را از بین می برد و اقتصاد با مالکیت درجه دو را جایگزین می کند
رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز با اشاره به نظام بیع گفت: چیزی به نام اقتصاد در اسلام وجود ندارد و مبنای دکترین اقتصاد در اسلام آیه 111 سوره توبه «أن الله اشتری» است که خدا می گوید من مشتری ام و هر چه بنده مؤمن تولید کند خدا آن را می خرد.
وی با بیان اینکه باید بساط اقتصاد نوین لیبرالیسم را از دانشگاه ها جمع کرد، گفت: اسلام اقتصاد با مالکیت درجه یک را از بین می برد و اقتصاد با مالکیت درجه دو را جایگزین می کند.
عباسی با بیان اینکه قرآن می گوید باید حکیم بشوید نه دکتر، گفت: حضرت علی می فرماید: «الحکمه ضاله المؤمن» یعنی در این سیستم هر چه در حکمت جلو رویم خوف از خدا بیشتر می شود و رأس حکمت، خوف از خداست، اما در نظام علمی کنونی فرد هر چه جلوتر می رود به خدا بی اعتمادتر می شود.
رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز خاطرنشان کرد: رسالت دانشجوی منتظر ظهور در نظام سازی این است که از بحث توصیفی عبور کند و به سراغ بحث تبیینی برود و سعی کند مطالعاتش تطبیقی باشد، یعنی آنچه در نظام غرب مطرح هست را مطالعه کرده و مابه ازای آن را در اندیشه دینی تبیین کند.
منبع : آرشیو روزنامه کیهان ، مورخ 05/09/90