﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>آزادی بیان - سخنرانیهای دکتر حسن عباسی</title>
    <description>سخنرانیهای دکتر حسن عباسی</description>
    <link>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <lastBuildDate>Tue, 06 Dec 2011 07:29:51 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>گزارش کیهان از نشست &amp;#171;دانشجوی منتظر و رسالت نظام سازی و الگوسازی&amp;#187;</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;span id="ctl00_CPH1_News1_lblText"&gt;وظیفه دانشجوی منتظر در عصر غیبت و تکلیفی که بر دوش اوست، از جمله سوال هایی است که از ابتدای ورود به دانشگاه در ذهن دانشجویان به عنوان افراد تأثیرگذار حتی در محیط کوچک پیرامونی خود، نقش می بندد. در شرایط کنونی و با توجه به موج بیداری اسلامی که سراسر منطقه و حتی دنیا را دربرگرفته است، این سوال در اذهان پررنگ تر می شود. در این راستا نشستی با عنوان &amp;laquo;دانشجوی منتظر و رسالت نظام سازی و الگوسازی&amp;raquo; در دانشگاه شهیدبهشتی برگزار شد که در آن آقای حسن عباسی به بیان دیدگاه های خود در این زمینه پرداخت.&lt;br /&gt;آنچه در پی می آید گزارش این نشست به نقل از خبرگزاری دانشجو است :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عباسی با طرح این سوال که اگر حضرت بین ماست، پس چگونه و از کدام سمت به سوی ایشان برویم؟ گفت: رفتن به سوی حضرت حجت از جهت &amp;laquo;شدن و صیرورت&amp;raquo; است و مبنای صیرورت، این آیه قرآن است که می فرماید: &amp;laquo;ان الله لایغیر ما به قوم حتی یغیروا ما بأنفسهم&amp;raquo;؛ در هیچ قومی تغییر ایجاد نمی کنیم، مگر اینکه در نفس خودشان تغییر ایجاد کنند.&lt;br /&gt;عباسی با بیان اینکه در چنین فضا و چارچوبی که اولا حضرت جایی نرفته است که بخواهد بیاید و ما منتظر ظهور ایشان هستیم نه منتظر آمدنش و ثانیا حضرت منتظر ماست، البته نه منتظر جسم ما، بلکه نفس ما در آن صیرورت و شدن باید به مرحله ای برسد که آماده تغییری باشد که خدا وعده داده است، امروز در بخش های مختلف جهان اسلام این حرکات رقم خورده است؛ مردم ایران، لبنان و فلسطین تلاش های گسترده ای در این زمینه کرده اند و بخشی از آنچه را که حضرت مد نظر داشتند، محقق کرده ایم و نتیجه اش این است که اکنون به نقطه ای رسیده ایم که اگر هر گروه از ما یک گام دیگر از نظر تحول انفسی به سمت حضرت برود، اتفاقات عجیبی رخ می دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاریخ انقضای نظام های غرب فرا رسیده است&lt;br /&gt;وی در ادامه با اشاره به بحث هایی که رهبر انقلاب در مورد نظام سازی ایراد فرموده اند، گفت: یک نکته کلیدی که دغدغه رهبر است و امروز زمان آن است که انجام شود، این است که سیستم عامل کامپیوتر جهان ویروس گرفته است و آنچه تحت عنوان لیبرالیسم مطرح بود، ویروسی شده است و باید کامپیوترهای اداره جهان برداشته شود.&lt;br /&gt;رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز با بیان این مطلب که دو نظام شناخته شده در 150 سال گذشته یعنی مارکسیسم و لیبرالیسم، اقتصاد، سیاست، فرهنگ، بهداشت و درمان و همه چیز جهان را اداره می کردند، گفت: ویندوز موسوم به لیبرالیسم ویروسی شده که قبل از آن نیز مارکسیسم ویروسی شده و کنار گذاشته شده بود؛ امروز بشر با یک خلا نرم افزاری یا همان خلا سیستم عامل روبه روست.&lt;br /&gt;عباسی ادامه داد: همان گونه که اگر سیستم عامل کامپیوتر دچار مشکل بشود، نمی توان از آن استفاده کرد، امروز نظام عمومی جامعه بشری هم با چنین مشکلی روبه روست. ایران 75 میلیون جمعیت دارد و جهان هفت میلیارد نفر؛ این 75 میلیون و این هفت میلیارد سیستم عامل می خواهند که چگونگی اقتصاد، سیاست، فرهنگ، بهداشت و درمان را تعیین کند.&lt;br /&gt;وی با تاکید بر کنار گذاشته شدن مارکسیسم و لیبرالیسم گفت: مسئله ما نقد غرب نیست، از این گونه حرف ها گذشته ایم؛ امروز نظام سازی یعنی بحث رسالت دانشجوی مسلمان در زمینه سازی برای بسط مهدویت و &amp;laquo;شدن و صیرورت&amp;raquo;، دغدغه ماست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;غرب را باید درست شناخت&lt;br /&gt;رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز در ادامه با اشاره به جنایتی که در نظام معرفتی- فکری و فرهنگی بعد از انقلاب در دانشگاه های ما صورت گرفت، گفت: بعد از انقلاب اگر می گفتی غرب، می گفتند غرب یعنی کانت، هگل، افلاطون، ارسطو و فیلسوف ها را نشان می دادند.&lt;br /&gt;عباسی ادامه داد: اگر غرب یعنی فلاسفه غربی، آیا به این فکر کرده ا ید که اگر کریستف کلمب در غرب نبود تا جایی که الان اسمش آمریکاست را کشف کند، غربیان از گرسنگی همدیگر را در اروپا خورده بودند؟ آیا به این فکر کرد ه اید که اگر مثلا تاسمانی نبود که استرالیا را کشف کند و غربیان بروند و پوست مردم بومی آنجا را بکنند، این ها تا الان از گرسنگی همدیگر را در اروپا خورده بودند؟&lt;br /&gt;وی در ادامه افزود: آیا به این فکر کردید که انگلیس یک ششم ایران خاک دارد و الان جمعیتش اندازه ایران است؟ ولی جمعیت انگلیسی های بیرون خاک انگلیس حدود 300 میلیون نفر است؟ یعنی سرزمین آقای جان لاک. اگر همین جمعیت امروز کره زمین در درون خاک انگلیسی که یک ششم ایران است مانده بودند حتما تا حالا از گرسنگی خودشان را خورده بودند؟ و اصلا کسی فکر نمی کرد که باید تفکر فلسفی و چه و چه را رقم بزند.&lt;br /&gt;رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز گفت: آیا به این اندیشیده اید که اساسا مالتوس وقتی نظریه جمعیتش را می گوید که جمعیت هر چند سال دو برابر می شود، ولی سرزمین ها دو برابر نمی شود، کسی این قطعه دوم نظریه مالتوس که به ملکه انگلستان داده شد که ما باید سرزمین گشایی کنیم ، باید برویم سرزمین های دیگر را بگیریم که سرریز جمعیت مان به آنجا برود را نمی داند؟&lt;br /&gt;رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز گفت: در دوره اخیر جهت گیری غرب شناسی به این سمت رفته است که همه بورس وال استریت را بشناسید، چرا در 1500 شهر ایالت متحده مردم برای اعتراض، وال استریت را اشغال می کنند؟&lt;br /&gt;وی ادامه داد: در دو فیلم سینمایی که الیور استون در سال 1987 بیست و سه سال پیش برای شناساندن وال استریت ساخت، تحت عنوان &amp;laquo;وال استریت و پول هرگز نمی خوابد&amp;raquo; مناسبات درون وال استریت را به سادگی نشان داد و در سال 2010 قسمت دوم این فیلم را ساخت و در آن مناسبات و روابطی را که درون وال استریت وجود داشت، روشن کرد.&lt;br /&gt;عباسی در ادامه تاکید کرد: در کلاس های دانشگاه ها می گویند که در درون غرب مشکلاتی به وجود آمده، غرب اصطلاحا می خواهد خود را ریکاوری و بازیابی کند، نگران نباشید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنیانگذاری نظامی جدید مبتنی بر قرآن&lt;br /&gt;رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز در ادامه با بیان اینکه بسیاری از نظام هایی که از آن استفاده می کنیم به درد جامعه ما نمی خورد و جامعه ما را پوشش نمی دهد، گفت: پوسته جامعه ما دین است ولی مغزش تفکر مدرن می باشد.&lt;br /&gt;وی در ادامه افزود: اگر مهدویت و مباحث مهدویت را به سمت انگاره های جهت مند مناسب جهت دهی نکنیم، بی شک مهدویت به سمت موارد احساسی چون؛ ظهور نزدیک است و .. می رود.&lt;br /&gt;عباسی با اشاره به ویروسی شدن سیستم عامل موجود جهان که اقتصاد، فرهنگ و سیاست را رقم زده، گفت: برای جایگزینی باید نظام جدیدی را تعریف کرد و غیر از شیعه چه کسی ادعا داشته طرح جایگزین دارد؟ چینی ها، ژاپنی ها، هندی ها، روس ها کدام کشور باید در جهان جایگزین را تهیه کند؟&lt;br /&gt;وی با اشاره به اینکه آنچه اکنون در جهان حاکم است همان جامعه مدنی است، گفت: ساز و کاری که در جامعه مدنی مطرح است از سه لایه اصلی برخوردار است؛ دولت سازی، نظام سازی و ملت سازی، دولت سازی در رأس هرم، ساخت ملت در قاعده و حد وسط بین دولت و ملت نظام سازی نامیده می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نظام سازی شبیه بافتن فرش است&lt;br /&gt;وی در ادامه با تاکید براینکه نظام سازی حد وسط است، افزود: در ابتدا باید دولت سازی و ملت سازی کرد، سپس در حد وسط بین دولت و ملت دست به ساخت نظام زد، نظام سازی شبیه بافتن فرش است و به تارها که از بالا به پایین می آید نظام می گویند، پودها همان دولت چینی است، چراکه از پایین ترین لایه ای که در هر اداره وجود دارد تا بالاترین رأس یک دولت لایه لایه آنها را می چینند و ملت چینی همان چینش گره های هر فرش است.&lt;br /&gt;رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز در ادامه به انحرافاتی که جامعه ما در این زمینه داشته اشاره کرد و در توضیح انحرافاتی که در بخش ملت سازی داشتیم به بیان حرف مارکس و اشتباهات نظام سرمایه داری که ما نیز به آن دچار شده ایم پرداخت و گفت: حرف مارکس این بود که سرمایه داری به سر عقل می آید و وقتی فرو می پاشد فئودالیزم و در مرحله بعد به کمونیزم می رسد.&lt;br /&gt;همچنین وی با اشاره به تعبیری که مرحوم شریعتی از قول شوارتز نقل کرده، گفت: نظام سرمایه داری به سر عقل آمد و برای اینکه خودآگاهی طبقاتی به وجود نیاید، مردم را در پادگان ها، کارخانه ها و با ساختن خانه های سازمانی برای هر قشر، دور هم جمع کرد، ولی از هم جداشان کرد که به همدیگر اطلاعات را منتقل نکنند و با این کار جلوی خودآگاهی طبقاتی را گرفت.&lt;br /&gt;وی با بیان اینکه شاه به پیروی از نظام سرمایه داری، پول های بادآورده نفت را در ساخت ارتش و صنعت نفت هزینه کرد، گفت: حداقل دو ارگان قبل از انقلاب خانه سازمانی داشتند یکی صنعت نفت و دیگری ارتش، با این کار، آگاهی ای که در پالایشگاه ایجاد می شد دیگر به جامعه منتقل نمی شد.&lt;br /&gt;عباسی با انتقاد از تقلید کورکورانه ای که بعد از انقلاب در جامعه سازی رخ داد، گفت: پس از انقلاب کنار هر شهری به هر گروهی زمینی داده و برای هر گروه خانه های جدایی ساخته شد و این یعنی رنگ های فرش را جدا کرده و هر کدام را کنار هم در گوشه ای گذاشتند در حالی که جامعه یک هرم کامل است هرم دولت، ملت و نظام.&lt;br /&gt;رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز با بیان اینکه یکی از معضلات اصلی فرهنگی ما این است که همان روش غلطی که غربی ها در پیش گرفتند را، در پیش گرفتیم، گفت: اگر در یک محله صنف های مختلف در کنار هم قرار گیرند خلقیات فرهنگی شان در هم اثر می گذارد.&lt;br /&gt;وی یکی از دلایل بالا بودن مشکلات فرهنگی در جامعه را، تفکیک صنف های مختلف فرهنگی و شغلی از یکدیگر دانست و افزود: وقتی گروه های امنیتی و اطلاعاتی از میان مردم خارج می شوند سطح امنیت جامعه در ساعات غیر کاری پایین می آید، همچنین وقتی عناصر فرهنگی مانند معلمان در میان مردم نباشند سطح فرهنگی مردم کاهش میابد.&lt;br /&gt;عباسی با تاکید بر اینکه ما در ملت سازی دچار مشکل هستیم، گفت: یکی از نمونه های اشتباه در ملت سازی ما این است که در دوره ملت سازی مردم را از هم جدا کردیم.&lt;br /&gt;رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز گفت:&lt;br /&gt;بنیادی ترین مشکل غرب در ملت سازی این است که مردم زمانی سرمایه حکومت و جامعه محسوب می شوند که یا ثروتمند باشند یا ثروت مادی تولید کنند.&lt;br /&gt;وی در ادامه گفت: مدل کنونی کشور ما به این صورت است که رئیس جمهور مستقیماً با رای مردم انتخاب می شود، ولی ممکن است به سمت پارلمانی برویم که احزاب در انتخابات شرکت می کنند و هر حزبی که بیشترین رای را در مجلس می آورد، یک نفر را از میان خودش به عنوان رئیس جمهور انتخاب می کند، یعنی مردم رئیس جمهور را مستقیماً با رای خودشان انتخاب نکنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پروسه جامعه سازی یک پروسه صد ساله است&lt;br /&gt;رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز با بیان اینکه پروسه جامعه سازی صد ساله است، گفت: 25 سال دولت سازی،&lt;br /&gt;25 سال ملت سازی، 25 سال نظام سازی و 25 سال هم زمین یا ملک طول می کشد، البته ما در 32 ساله بعد انقلاب توانستیم تا حدودی هم ملت سازی کنیم و هم دولت سازی کردیم؛ چرا که برخی از بخش های دولت سازی مانند شورای شهرها هنوز به توانایی خود نرسیده اند، همچنین مبانی فکری نظریه حکومتی ولایت فقیه تازه بعد انقلاب مطرح شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سیستم های یک جامعه از پیچیده ترین بخش جامعه تا ساده ترین بخش آن باید کارآمد باشند&lt;br /&gt;عباسی با بیان اینکه حد فاصل دولت سازی و ملت سازی، نظام است، گفت: سیستم به معنی ایجاد ارتباط معنادار میان اجزا در یک کل است که در نسبت با محیط خدمات ارائه می کند؛ اجزای اداره یک حکومت 1400 قطعه است که در نسبت با هم تعریف می شوند.&lt;br /&gt;وی با تأکید بر اینکه سیستم ها از پیچیده ترین بخش جامعه تا ساده ترین بخش آن باید کارآمد باشند و در صورتی که لایه لایه خرد می شوند نیز جواب بدهند.&lt;br /&gt;رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز با بیان اینکه دوره کنونی، دوره جدیدی است که جامعه باید از اساس، قرآنی تعریف بشود، گفت: از این جامعه در قرآن به عنوان &amp;laquo;هجر&amp;raquo; نام برده شده است.&lt;br /&gt;عباسی در ادامه گفت: در &amp;laquo;جامعه هجری&amp;raquo; انسان متمدن مطرح نیست و انسان مهاجر مدنظر است، یعنی آحاد جامعه در هر صورتی که فعالیت خودشان را انجام می دهند، باید آماده هجرت از خودشان به سوی خدا باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در جامعه مهدوی مردم در هر جایی که هستند آماده هجرتند&lt;br /&gt;رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز با بیان اینکه جامعه هجری همان جامعه مهدوی است، گفت: جامعه مهدوی، جامعه ای است که در آن مردم با حداکثر ظرفیت، قرآن را توسط حضرت دریافت می کنند، در این جامعه، عقل انسان ها به قدری موسع می شود که مردم در هر جایی که هستند آماده هجرتند.&lt;br /&gt;وی با اشاره به ملت چینی در جامعه هجری گفت: در جامعه هجری انسان ها با توجه به ضریب ایمانشان و به میزان تولید ایمان برای دیگران، سرمایه جامعه و حکومت محسوب می شوند.&lt;br /&gt;عباسی در ادامه با اشاره به لایه دوم یعنی لایه علمی جامعه مهدوی گفت: علمی که ضریب ایمان را بالا ببرد و ایمان را تثبیت کند، در این جامعه مدنظر است و در لایه سوم که سرمایه اجتماعی است، مناسبات میان افراد باید حول افزایش ایمان و تثبیت ایمان تعریف شود.&lt;br /&gt;وی با بیان اینکه افرادی مانند آیت الله بهجت به ظرفیتشان شناخته می شوند، گفت: غالب افراد عادی جامعه به مظروف خود شناخته می شوند که اگر مردم در خود ظرفیت قرآن را ایجاد کنند، ظهور حضرت محقق می شود.&lt;br /&gt;اسلام اقتصاد با مالکیت درجه یک را از بین می برد و اقتصاد با مالکیت درجه دو را جایگزین می کند&lt;br /&gt;رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز با اشاره به نظام بیع گفت: چیزی به نام اقتصاد در اسلام وجود ندارد و مبنای دکترین اقتصاد در اسلام آیه 111 سوره توبه &amp;laquo;أن الله اشتری&amp;raquo; است که خدا می گوید من مشتری ام و هر چه بنده مؤمن تولید کند خدا آن را می خرد.&lt;br /&gt;وی با بیان اینکه باید بساط اقتصاد نوین لیبرالیسم را از دانشگاه ها جمع کرد، گفت: اسلام اقتصاد با مالکیت درجه یک را از بین می برد و اقتصاد با مالکیت درجه دو را جایگزین می کند.&lt;br /&gt;عباسی با بیان اینکه قرآن می گوید باید حکیم بشوید نه دکتر، گفت: حضرت علی می فرماید: &amp;laquo;الحکمه ضاله المؤمن&amp;raquo; یعنی در این سیستم هر چه در حکمت جلو رویم خوف از خدا بیشتر می شود و رأس حکمت، خوف از خداست، اما در نظام علمی کنونی فرد هر چه جلوتر می رود به خدا بی اعتمادتر می شود.&lt;br /&gt;رئیس مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز خاطرنشان کرد: رسالت دانشجوی منتظر ظهور در نظام سازی این است که از بحث توصیفی عبور کند و به سراغ بحث تبیینی برود و سعی کند مطالعاتش تطبیقی باشد، یعنی آنچه در نظام غرب مطرح هست را مطالعه کرده و مابه ازای آن را در اندیشه دینی تبیین کند.&lt;br /&gt;منبع : آرشیو روزنامه کیهان ، مورخ 05/09/90&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/post/94</link>
      <comments>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/comments/15904/8476349/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-15904.post-8476349</guid>
      <pubDate>Tue, 06 Dec 2011 07:29:51 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>بیداری در موج پنجم - درباره والستریت و اختلاس 3000 میلیارد تومانی</title>
      <description>&lt;p&gt;سخنرانی حسن عباسی در آذرماه که در آن به مسایل جنبش والستریت می پردازد و سخنان تند و تیزی هم در خصوص فساد بانکی بزرگ کشور و اختلاس 3000 میلیارد تومانی ایراد می کند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;a href="http://www.netgasht.com/images/videos/movje5.avi" target="_blank"&gt;&lt;span style="font-size: 18pt;"&gt;&lt;strong&gt;دانلود کنید ( 18.2 mb )&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/post/93</link>
      <comments>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/comments/15904/8402246/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-15904.post-8402246</guid>
      <pubDate>Thu, 24 Nov 2011 15:20:39 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>در مردم سالاری منزه  هر شهروندی نباید حق رای داشته باشد</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;span id="ctl00_CPH1_News1_lblText"&gt;بسم&amp;zwnj;الله الرّحمن الرّحیم&lt;br /&gt;&lt;span id="ctl00_CPH1_News1_lblSuperTitr" class="News-SuperTitr"&gt;حسن عباسی در مصاحبه با نشریه 9 دی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقدمه&lt;br /&gt;تا انتخابات نهمین دوره&amp;zwnj;ی مجلس شورای اسلامی، پنج ماه دیگر فرصت باقی است. بسیاری از نخبگان، از ضرورت بهبود بخشی به کیفیت مردم&amp;zwnj;سالاری دینی در ایران سخن می&amp;zwnj;گویند. بالاخره در مقطع برگزاری هر انتخابات، فرصتی پدید می&amp;zwnj;آید تا در روند آزمون و خطا، نواقص و معایب رویه&amp;zwnj;های موجود مورد بررسی واقع شود و روش&amp;zwnj;های جای&amp;zwnj;گزین مطرح شود.&lt;br /&gt;درباره&amp;zwnj;ی ارتقاء کیفیت مردم&amp;zwnj;سالاری دینی، از حسن عباسی رئیس مرکز بررسی&amp;zwnj;های دکترینال پرسیدم که چه نکاتی را موثر می&amp;zwnj;داند.&lt;br /&gt;او بهبود مردم سالاری را در این مرحله متوجه مردم نمود و کیفیت رأی دهنده&amp;zwnj;ها، به عنوان انتخاب&amp;zwnj;کننده را بررسی کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;? ارتقاء کیفیت مردم&amp;zwnj;سالاری دینی را در انتخابات آتی در چه مواردی می&amp;zwnj;دانید؟&lt;br /&gt;بسم&amp;zwnj;الله الرحمن ارحیم. ارتقاء کیفیت مردم سالاری دینی به دو بخش مجزا تفکیک می&amp;zwnj;شود: ابتدا ارتقاء نقش دین در حکومت&amp;zwnj;داری که لزوماً به معنی غنی&amp;zwnj;سازی تصمیم&amp;zwnj;گیری در نهادها و سازمان&amp;zwnj;ها مبتنی بر انگاره&amp;zwnj;های دینی است. متاسفانه نقش دین و حدود الهی در مبانی نظری نهادهای اجرایی از آموزش و پرورش، تا اقتصاد بسیار محدود است. بخش دوم به ارتقاء نقش مردم در مردم&amp;zwnj;سالاری دینی بر&amp;zwnj;می&amp;zwnj;گردد: مردم به عنوان انتخاب&amp;zwnj;&amp;zwnj;شونده یا &amp;laquo;نامزد&amp;raquo;، و مردم به عنوان انتخاب&amp;zwnj;کننده یا &amp;laquo;رأی دهنده&amp;raquo;.&lt;br /&gt;برای ارتقاء نقش مردم به عنوان انتخاب&amp;zwnj;شونده یا &amp;laquo;نامزد&amp;raquo; باید به سمت بسط دامنه&amp;zwnj;ی شرکت&amp;zwnj;کنندگان در دایره&amp;zwnj;ی نامزدها رفت. متاسفانه گروه محدودی که با نگاه حزبی خود دایره&amp;zwnj;ی محدودی ترسیم کرده&amp;zwnj;اند و تنها اطرافیان و هم&amp;zwnj;گروه حزبی خود را مطرح می&amp;zwnj;کنند، غنی&amp;zwnj;سازی کیفیت &amp;laquo;نامزدها&amp;raquo; را خنثی می&amp;zwnj;کنند.&lt;br /&gt;نکته&amp;zwnj;ی مهم دیگری که به نظر می&amp;zwnj;رسد پس از سه دهه از انقلاب اسلامی، زمان پرداختن به آن رسیده است، موضوع غنی-سازی کیفیت &amp;laquo;رأی دهنده&amp;zwnj;ها&amp;raquo; است.&lt;br /&gt;امروز اگر یک شهروند ایرانی، هنگام رانندگی رفتار خطرناکی، مثلاً سرعت غیرمجاز داشته باشد، توسط پلیس متوقف شده و جریمه می&amp;zwnj;شود و حتی ممکن است گواهی&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;ی رانندگی او باطل، یا اتومبیل او توقیف شود. اما مشابه این مواجهه را در عرصه&amp;zwnj;ی سیاست نمی&amp;zwnj;بینیم. یعنی قانون&amp;zwnj;گذار اقدام نکرده است تا برخی افراد که رفتاری مغایر با حسن شهروندی دارند را از حق رأی دادن محروم کند. مثال می&amp;zwnj;زنم: اخیراً جنجالی در کشور برپا شد که حاکی از یک اختلاس بیش از 3000 میلیاردی به نام برخی بانک&amp;zwnj;ها بود.&lt;br /&gt;خب! کسی که با سندسازی و تقلب، در شرایط تحریم اقتصادی، چند هزار میلیارد اختلاس می&amp;zwnj;کند، آیا صلاحیت شهروندی دارد که حق رأی داشته باشد؟ کسانی که به عنوان تروریست اقتصادی، با پول&amp;zwnj;شویی و اختلاس و ارتشاء، فقر و فلاکت دیگر شهروندان را موجب می&amp;zwnj;شوند، آیا می&amp;zwnj;توانند حق انتخاب کردن کاندیدای مورد نظر خود را داشته باشند؟! قطعاً چنین افرادی، کسی را کاندیدا می&amp;zwnj;کنند، که در مجلس شورا، جاده صاف کن مطامع نامشروع آن&amp;zwnj;ها باشد، مگر شهرام جزایری در مجلس شورا پرسه نمی&amp;zwnj;زد؟&lt;br /&gt;یا یک تروریست چریکی، که با بمب&amp;zwnj;گذاری و ترور گرم، مردم را به وحشت انداخته و می&amp;zwnj;کشد، آیا می&amp;zwnj;تواند حق رأی دادن داشته باشد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;? چه گروه&amp;zwnj;هایی را در زمره&amp;zwnj;ی کسانی که باید از حق رأی محروم باشند در این دسته&amp;zwnj;بندی قرار می&amp;zwnj;دهید؟&lt;br /&gt;این دسته&amp;zwnj;بندی و مشخص کردن آن گروه&amp;zwnj;ها، وظیفه&amp;zwnj;ی مجلس شورای اسلامی است. یعنی مجلس باید با کار کارشناسی این مهم را انجام دهد، اما به عنوان نمونه موارد متعددی را می&amp;zwnj;توان نام برد مانند:&lt;br /&gt;1- قاچاقچیان مواد مخدر، که جرم آن&amp;zwnj;ها در دادگاه اثبات شده باشد. این افراد تروریست اخلاقی- اجتماعی هستند.&lt;br /&gt;2- اختلاس&amp;zwnj;گران، ارتشاء&amp;zwnj;گران و کسانی که درگیر پول&amp;zwnj;شویی هستند. اینان تروریست اقتصادی هستند. البته باید جرم آن&amp;zwnj;ها در دادگاه ثابت شده باشد.&lt;br /&gt;3- تروریست&amp;zwnj;های گرم، که با بمب&amp;zwnj;گذاری و خشونت، موجب وحشت مردم می&amp;zwnj;شوند، البته منوط به این که در دادگاه اثبات شده باشد.&lt;br /&gt;4- سارقان مسلح و متجاوزان به عنف، که در زمره&amp;zwnj;ی فسادکنندگان بر روی زمین هستند. به شرط این&amp;zwnj;که در دادگاه، جرم آن&amp;zwnj;ها اثبات شده باشد.&lt;br /&gt;5- زمین خواران که با نفی &amp;laquo;انفال&amp;raquo; حدود الهی را نقض می&amp;zwnj;کنند، البته مشروط بر این&amp;zwnj;که در دادگاه اثبات شود.&lt;br /&gt;6- جاسوسان، که اسرار کشور را به بیگانگان و دشمنان مردم می&amp;zwnj;دهند و امنیت ملی را با خطر مواجه می&amp;zwnj;کنند، مانند کسانی که در جمع منافقین، اسرار تاسیسات هسته&amp;zwnj;ای صلح&amp;zwnj;آمیز کشور را به دشمنان می&amp;zwnj;فروختند. البته منوط به این&amp;zwnj;که جرم آن&amp;zwnj;ها در دادگاه ثابت شود.&lt;br /&gt;7- فواحش مرد و زن، به عنوان تروریست&amp;zwnj;های اخلاقی، منوط به این&amp;zwnj;که جرم آن&amp;zwnj;ها در دادگاه اثبات شده باشد.&lt;br /&gt;8- معتادان به مواد مخدر، به عنوان تروریست&amp;zwnj;های اجتماعی. &lt;br /&gt;معتاد به مواد مخدر، کسی است که قوه&amp;zwnj;ی تشخیص خوب و بد را ندارد، و کسی که نمی&amp;zwnj;تواند سرنوشت خود را به خوبی رقم بزند چگونه صلاحیت دارد در تعیین سرنوشت عمومی مشارکت کند. البته مراجع مربوطه یعنی نهاد بهداشت و درمان و نهاد قضایی باید اعتیاد فرد معتاد را تأیید کرده باشند تا بتوان مدعی او شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;? خط مشی پیش&amp;zwnj;نهادی شما برای مسأله چیست؟&lt;br /&gt;خط مشی مطلوب این است که شعار &amp;laquo;مشارکت سیاسی شهروند مسئول&amp;raquo; باید به جای &amp;laquo;مشارکت سیاسی شهروند غیرمسئول&amp;raquo; بنشیند.&lt;br /&gt;اگر کسی در این جامعه زندگی می&amp;zwnj;کند، نسبت به دیگران مسئول است. اگر نوع زندگی او و رفتار او مخل زندگی دیگران است و با فساد و اختلاس و ترور و ... امنیت دیگران را به خطر می&amp;zwnj;اندازد، او غیر مسئول است و باید از حق رأی در انتخاب کاندیدای مورد نظر خود محروم باشد.&lt;br /&gt;در واقع، تنها شهروند مسئول، حق انتخاب کردن کاندیدای خود را دارد. شهروند مسئول ناظر به تاکید روایی &amp;laquo;کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته&amp;raquo;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;? در این صورت مشارکت عمومی کاهش نمی&amp;zwnj;یابد؟&lt;br /&gt;مشارکت بالای شرکت کننده&amp;zwnj;ها به چه قیمت؟! این نکته را در نظر بگیرید که در این صورت، کیفیت ارتقاء پیدا می&amp;zwnj;کند، هر چند ممکن است کمیت کاهش یابد. تأکید من برای این است که ارزش رأی مردم مشخص شود، و حق رأی دادن، یک حق بدون بها تلقی نشود. مالیات حق رأی در این است که هر یک از ما، شهروندانی مسئول باشیم. در واقع حق رأی، جایزه&amp;zwnj;ی کسی است که نسبت به سایر هموطنان خود، رفتاری مسئولانه&amp;zwnj;تر داشته است. در این صورت یک مردم&amp;zwnj;سالاری منزه پدید خواهد آمد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;? برای تحقق این پیش&amp;zwnj;نهاد شما، برای رسیدن به یک مردم&amp;zwnj;سالاری منزه، چه ساز و کاری می&amp;zwnj;تواند مطرح باشد؟&lt;br /&gt;این ساز و کار به عهده&amp;zwnj;ی قانون&amp;zwnj;گذار است. مثلاً یک فرد معتاد، مادامی که معتاد است، از حق رأی محروم باشد، و هرگاه ترک اعتیاد کرد، حق رأی به او بازگردانده شود. اما مثلاً یک اختلاس&amp;zwnj;گر میلیاردی که از اعتماد مردم و نهادها سوء استفاده کرده است، برای همیشه از حق رأی محروم شود. باز هم تاکید می&amp;zwnj;کنم، این پیش&amp;zwnj;نهاد است و ابعاد کارشناسی آن به عهده&amp;zwnj;ی قانون&amp;zwnj;گذاران است.&lt;br /&gt;با حذف قاچاقچیان و اختلاس&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;ها و تروریست&amp;zwnj;ها و فواحش و معتادان و جاسوسان، از جمع مردم شریفی که حق رأی دارند، صف &amp;laquo;انتخاب&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;ها&amp;raquo; پاک می&amp;zwnj;شود، و باید صف &amp;laquo;انتخاب&amp;zwnj;شونده&amp;zwnj;ها&amp;raquo; را نیز پاک کرد. این روند، موجب پدیدار شدن مردم سالاری دینی منزه می&amp;zwnj;شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;? آیا این الگو در دیگر کشورها امتحان شده است؟&lt;br /&gt;بله! در برخی کشورهای غربی که خود را اشاعه دهنده&amp;zwnj;ی دموکراسی معرفی می&amp;zwnj;کنند، در مورد برخی از افرادی که با هنجارهای آن جامعه سازگار نیستند، چنین محدودیت قانونی وجود دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;? این دست مطالعات، در چه حوزه&amp;zwnj;ای طبقه&amp;zwnj;بندی می&amp;zwnj;شود؟&lt;br /&gt;این مطالعات مربوط به پروژه&amp;zwnj;های &amp;laquo;دولت&amp;zwnj;سازی&amp;raquo;، &amp;laquo;ملت&amp;zwnj;سازی&amp;raquo; در علوم استراتژیک است. جمهوری اسلامی در دهه&amp;zwnj;ی چهارم عمر خود قرار دارد و ابعاد ملت&amp;zwnj;سازی- دولت&amp;zwnj;سازی خود را باید تعمیق بخشیده و تنزیه و تهذیب نماید، زیرا روش&amp;zwnj;های ابتدایی دولت&amp;zwnj;سازی- ملت&amp;zwnj;سازی دهه&amp;zwnj;های گذشته، دیگر کارآمد نیستند. حرکت به سوی مردم&amp;zwnj;سالاری دینی منزه، در واقع تمییز قایل شدن میان رأی&amp;zwnj;دهنده&amp;zwnj;ی مسئول با رأی&amp;zwnj;دهنده&amp;zwnj;ی غیرمسئول است. در روند دولت&amp;zwnj;سازی- ملت&amp;zwnj;سازی، گروهی از شهروندان، ساز و کاری را یافته&amp;zwnj;اند که در جامعه هر نوع رفتار نابهنجار و غیرقانونی را که مایل بودند انجام دهند و حق رأی سیاسی نیز داشته باشند. در روند بهبود پروژه&amp;zwnj;ی دولت&amp;zwnj;سازی- ملت&amp;zwnj;سازی جمهوری اسلامی، این حفره&amp;zwnj;ها و منفذها و زمینه&amp;zwnj;های فساد، باید بر روی انتخاب&amp;zwnj;کننده و انتخاب شونده&amp;zwnj;ی غیر مسئول، پوشیده گردد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/post/92</link>
      <comments>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/comments/15904/8390682/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-15904.post-8390682</guid>
      <pubDate>Tue, 22 Nov 2011 21:35:49 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>کنترل حیرت انگیز آژانس امنیت ملی آمریکا بر تمام فعالیت های اکترونیکی دنیا</title>
      <description>&lt;p&gt;سخنان دکتر عباسی در مورد آزانس امنیت ملی آمریکا رو فکر کنم&amp;nbsp;قبلآ توی سایت گذاشته بودم اما تو این ویدئو به صورتی کاملآ مستند سخنان دکت عباسی رو روی تصاویر مربوط به سازمان NSA که در سال 1997 گرفته شده گذاشته و دیگه کسی نمی تونه ادعا کنه دکتر عباسی مبتلا به توهم توطئه شده . خودتون فیلم و سخنرانی دکتر عباسی رو ببینید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;a href="http://www.netgasht.com/contents/dydny-anlyn-bbynyd/khntrl-hyrt-ngyz-ajns-mnyt-mly-amrykh-br-tmm-flyt-hy-khtrwnykhy-dny.html"&gt;برای دیدن فیلم کلیک کنید&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/post/91</link>
      <comments>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/comments/15904/8359507/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-15904.post-8359507</guid>
      <pubDate>Fri, 18 Nov 2011 09:13:51 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>فیلمی از هشدار ها و پیش بینی حیرت انگیز دو سال پیش دکتر عباسی درباره گلشیفته فرا</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;a href="http://www.netgasht.com/contents/dydny-anlyn-bbynyd/fylmy-hshdr-pysh-byny-hyrt-ngyz-dw-sl-pysh-dkhtr-bsy-drbrh-glshyfth-frhny.html"&gt;لینک صفحه حاوی فیلم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مشرق: اخبار متعددی درباره اکران فیلم جدید گلشیفته فراهانی در سایتها به چشم می خورد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مرجان ساتراپی، کارگردان سیاه این فیلم که با پوششی سفید و نیمه عریان پا روی فرش قرمز رونمایی فیلمش گذاشته ، بار دیگر ثابت کرد دلارهای غربی و لقمه حرام کمپانی صهیونیستی هالیوود خوب به او ساخته تا نقش اول در به فحشا کشیدن زن ایرانی در مقابل دوربین داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;گزارش این مجال به بررسی فیلم نمی پردازد بلکه به هشدارهای مردی توجه دارد که نه دو هفته پیش بلکه دو سال پیش درباره گلشیفته فریاد شد و مورد بی توجهی قرار گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در فیلمی که به تازگی تماشای آن در اینترنت رونقی دوباره گرفته ، آقای عباسی در جمعی به سخنرانی پرداخته و با اشاره به فیلم "جایی دیگر" به نویسندگی و کارگردانی مهدی کرم پور و با بازی گلشیفته فراهانی، می گوید:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;روزی که داستان فرار گلشیفته به عنوان یک دختر فراری جنوبی (که از راه غیرمشروع باردار شده است) به عنوان یک فیلم اکران شد این پیام هشدار وجود داشت که سناریوی بزرگتری طراحی شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://www.netgasht.com/images/aks/3sh9020.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به گزارش البرز، حسن عباسی همچنین دو سال پیش، از اینکه چند کارگردان گلشیفته را به عنوان شخصیت اصلی در فیلمهای دفاع مقدس بازی دادند نیز انتقاد نمود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;این استراتژیست در تحلیل فیلم "پیکره دروغین" که در آن لئوناردو دیکاپریو به این بازیگر زن ایرانی ابراز علاقه می کند توضیح می دهد که "زن نماد سرزمین و عقیده است" و ابراز علاقه یک غربی از بیرون بیمارستان به این فرد ، وانمود کردن علاقه غرب به میهن ایران است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عباسی هشدار می دهد که:&lt;br /&gt;این فیلم فقط برای جلب اعتماد مخاطب داخلی ساخته شده و به زودی زن ایرانی را به صورت عریان در رختخواب مرد غربی خواهند خواباند!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;نکته تاسف برانگیز این فیلم همینجاست. دو سال قبل عباسی هشدار داد اما مدیران و مسئولان فرهنگی چه کردند؟ منتقدان سینمایی که در نشریات تیتر زددند: "بالاخره دیده شدیم!" آیا حالا باز جرات دارند بگویند دیده شدیم؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://www.netgasht.com/images/aks/3sh9011.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;----------------------------&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;a class="contentpagetitle" title="عکس ها/ پله پله تا سقوط گلشیفته فراهانی" href="http://www.netgasht.com/contents/glry-tswyr-shkhs/khs-plh-plh-sqwt-glshyfth-frhny.html"&gt;عکس ها/ پله پله تا سقوط گلشیفته فراهانی&lt;/a&gt; &lt;/p&gt;</description>
      <link>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/post/90</link>
      <comments>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/comments/15904/7889042/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-15904.post-7889042</guid>
      <pubDate>Tue, 06 Sep 2011 00:10:04 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>عکسی منشر نشده از زمان تکاوری دکتر حسن عباسی</title>
      <description>&lt;p&gt;عکس زیر مربوط به دکتر حسن عباس رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز در سال 1362 در زمانی که ایشان به عنوان تکاور و نیروی ویژه در عراق و هور و بصره&amp;nbsp; عملیات چریکی می کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img src="http://www.netgasht.com/images/aks/abbasitakavar.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مناظره غیرمستقیم علی شمخانی و حسن عباسی درباره علت پذیرش قطعنامه 598 از سوی امام خمینی (ره) که از برنامه یکشنبه شب دیروز امروز فردا آغاز شد، دوشنبه شب و در یک همایش دانشجویی از سوی حسن عباسی ادامه یافت. در برنامه یکشنبه شب &amp;laquo;دیروز، امروز، فردا&amp;raquo; که به بررسی وضعیت جنگ پس از آزادسازی خرمشهر اختصاص داشت، دریادار علی شمخانی به عنوان میهمان حضور پیدا کرد و به بررسی نحوه انجام عملیات بیت&amp;zwnj;المقدس و تبعات آزادسازی خرمشهر برای رژیم بعث عراق پرداخت. در اواسط برنامه وحید یامین&amp;zwnj;پور از شمخانی درباره علت پذیرش قطعنامه 598 از سوی امام و پایان جنگ پرسید. یامین&amp;zwnj;پور همچنین این موضوع را مطرح کرد که بخشی از سیاسیون اعتقاد دارند که برخی از مسؤولان کشور در آن برهه زمانی، با ارائه تحلیل&amp;zwnj;هایی مبنی بر ناتوانی کشور در ادامه جنگ، امام را مجبور به پذیرش قطعنامه کردند. شمخانی در پاسخ، این اظهارنظر را رد و علت پذیرش قطعنامه را ضعف تجهیزاتی نیروهای دفاعی ایران و اقدامات گسترده غیرقانونی صدام نظیر استفاده گسترده از بمب&amp;zwnj;های شیمیایی علیه ایران عنوان کرد. در این زمان و هنگامی که یک میان برنامه پخش می&amp;zwnj;شد، حسن عباسی - تحلیلگر مسائل استراتژیک - با این برنامه تماس گرفت و از آقای شمخانی پرسید: &amp;laquo;اگر علت پذیرش اتمام جنگ، به خاطر استفاده عراق از سلاح شیمیایی بود، خب الان هم احتمال استفاده از سلاح هسته&amp;zwnj;ای در مقابل ایران وجود دارد؛ پس ما باید تسلیم شویم؟!&amp;raquo; عباسی پیش از این و در یک سخنرانی اعلام کرده بود که &amp;laquo;مثلث ما نمی&amp;zwnj;توانیم&amp;raquo; (حجت&amp;zwnj;الاسلام و&amp;zwnj;المسلمین هاشمی&amp;zwnj;رفسنجانی، میرحسین موسوی و محسن رضایی) در آن زمان، با بیان اینکه نمی&amp;zwnj;توانیم دیگر به اداره کشور و جنگ ادامه دهیم، امام را به تصمیم برای پذیرش قطعنامه رساندند. طرح این سوال از سوی حسن عباسی، شمخانی را به واکنش واداشت. شمخانی در اظهاراتی عباسی را فردی دانست که در جبهه نبوده است و شرایط آن زمان را نمی&amp;zwnj;داند. هر چند این اظهارنظر شمخانی در یک برنامه زنده و پربیننده تلویزیونی مطرح شد اما حسن عباسی در نشست دانشجویی &amp;laquo;من امپریالیستم، پس هستم&amp;raquo; که دوشنبه شب در تالار ابن&amp;zwnj;سینای دانشکده پزشکی دانشگاه تهران برگزار &amp;zwnj;شد، به اظهارات شمخانی واکنش نشان داد. به گزارش فارس، حسن عباسی در بخشی از سخنان خود در این همایش گفت: در ابتدای جنگ تحمیلی کشورمان رودرروی عراق قرار گرفته بود و در اواسط جنگ، ایران وعراق در هور مقابل یکدیگر ایستاده بودند، این در شرایطی بود که برخی دوستان زیر کولر جنگ را اداره می&amp;zwnj;کردند و آنهایی که اکنون متهم می&amp;zwnj;شوند در جنگ تحمیلی حضور نداشتند به آن سمت هور رفته و در بصره و حتی عراق جنگ چریکی می&amp;zwnj;کردند. وی افزود:&amp;zwnj; این دوستان پس از جنگ تحمیلی به تهران آمده و تهران&amp;zwnj;نشین شده و وزیر و وکیل شدند و یال و کوپال&amp;zwnj;هایی چون درجه و مدارک دکترا دریافت کردند و آنهایی که در آن سمت هور در جنگ&amp;zwnj;های چریکی شرکت داشتند امروز متهم به عدم حضور در جبهه&amp;zwnj;های جنگ تحمیلی می&amp;zwnj;شوند. عباسی خطاب به شمخانی خاطرنشان کرد: روزی که شما وزیر دفاع شدید چرا در مقابل نامه 130 نماینده مجلس که درباره بحث هسته&amp;zwnj;ای به مقام معظم رهبری فشار می&amp;zwnj;&amp;zwnj;آوردند نایستادید؟ آیا شما با آن یال و کوپال و درجه&amp;zwnj;های خود به عنوان وزیر دفاع در مقابل اینگونه اقدامات ایستادید؟ رئیس &amp;laquo;مرکز دکترینال امنیت بدون مرز&amp;raquo; در ادامه تصریح کرد: این درحالی است که این فرد اکنون 2 مسؤولیت تصمیم&amp;zwnj;سازی بزرگ در حوزه استراتژیک کشور را دارد اما براحتی در یک برنامه تلویزیونی اعلام می&amp;zwnj;کند &amp;laquo;ما در اواخر جنگ ترسیدیم&amp;raquo;. عباسی در ادامه اظهار داشت: افرادی با هویت رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح، عضو دائم شورای روابط خارجی کشور و یال و کوپال نظامی پیام&amp;zwnj;های ضدو نقیضی می&amp;zwnj;فرستند و هنگامی که به آنها هشدار می&amp;zwnj;دهیم اعلام می&amp;zwnj;کنند شما که در جنگ تحمیلی حضور نداشتید که در اینجا باید گفت، بیایید عریان شویم تا ببینیم تیر و ترکش در بدن شما بیشتر است یا در بدن کسانی که امروز متهم به عدم حضور در جنگ تحمیلی می&amp;zwnj;شوند؟&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/post/89</link>
      <comments>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/comments/15904/6770266/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-15904.post-6770266</guid>
      <pubDate>Sun, 01 May 2011 21:08:05 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>دکتر حسن عباسی: احتمال جنگ‌افروزی امریکا در سال 2012</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;رئیس مرکز مطالعات دکترینال بدون مرز گفت: بدهی خارجی ایالات متحده امریکا بر اساس گفته های مسئولان خزانه داری این کشور به 15 تریلیون دلار رسیده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به گزارش&amp;nbsp;واحد مرکزی خبر،&amp;nbsp;حسن عباسی در جمع دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی افزود: این درحالی است که بودجه سالانه امریکا حداکثر سه ونیم تریلیون دلار است و با این وضع اقتصاد امریکا شکست خورده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;وی با بیان اینکه بودجه سالانه ایران 350 میلیارد دلار در سال است، افزود: حداکثر بدهی خارجی ایران آن هم در شرایط تحریم به 50 میلیارد دلار می رسد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;عباسی با بیان اینکه این آمارها نشان از ورشکستگی اقتصاد امریکاست، یادآور شد: در طول هشت سال گذشته هزار بانک امریکا که هر کدام هم تراز بانک های تجارت و صادرات ایران هستند، اعلام ورشکستگی کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;وی شرایط کنونی اقتصادی امریکا را از هم گسیخته دانست و گفت: اقتصادی که هدف آن رسیدن به سود با هر روش و قیمتی است و درآمد آن از راه فروش اسلحه در زمان بحران ها بدست می آید طبیعی است که به چنین وضعی دچار شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;رئیس مرکز مطالعات دکترینال بدون مرز همچنین نظریه لیبرال دمکراسی در جهان بویژه میان ملت های مسلمان منطقه را شکست خورده ارزیابی کرد و افزود : ده&amp;zwnj;ها سال است که مسلمانان شعار دمکراسی خواهی امریکا را می شنوند اما مشاهده می کنند که امریکا از دولت های دیکتاتور و مستبد این ملت&amp;zwnj;ها حمایت مستمر می کند، بنابراین ایالات متحده در طول دهه های گذشته نتوانسته است پاسخ قانع کننده ای به این رفتار دو گانه خود بدهد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;عباسی در ادامه با اشاره به تبلیغ آخرالزمان در سال 2012 بویژه در هالیوود و رسانه های تبلیغاتی امریکا گفت: همزمان عده ای نیز در داخل کشور به یک&amp;zwnj;باره فیلمی به اصطلاح مستند به نام ظهور بسیار نزدیک است می سازند که این دو موضوع در شرایط کنونی یا در خوشبینانه ترین حالت از سادگی افراد است یا نگاه مغرضانه به مهدویت دارند چرا که موضوع داخلی با موضوع خارجی به هم ارتباط پیدا کرده است و برای ظهور زمان تعیین کرده اند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;عباسی با اشاره به نظریه کلازویتس مبنی بر جنگ افروزی امریکا در زمانی که اقتصاد کشورش بد یا خوب است گفت: بعید نیست تا رسیدن به 2012 آنان در شرایطی که اقتصاد بسیار ورشکسته ای دارند در بعضی نقاط جهان دست به جنگ یا اسلحه ببرند تا اقتصادشان را با فروش اسلحه نجات دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;وی همچنین در مورد فیلم ظهور بسیار نزدیک است گفت: در این فیلم از سید خراسانی و سفیانی سخن گفته شده است درحالی که چنین برداشتی صدسال گذشته نیز بود اما معلوم شد که نمی توان برای ظهور مصداق تعیین کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;عباسی به عنوان مثال به چنین شایعاتی در زمان رسیدن نیروهای اسلام در هشت سال دفاع مقدس به نزدیکیهای بصره اشاره کرد و گفت: در همان زمان هم شایعه کرده بودند که اگر نیروهای اسلام به بصره برسند زمان ظهور حضرت است در حالی که معلوم شد همه چیز را نمی توان اینگونه تحلیل و تبیین کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;عباسی در پایان یادآور شد امام زمان(ع) &amp;zwnj;قرار است ظهور کند نه اینکه بیاید آمدنی در پی نیست بویژه آنکه این ظهور ارتباط به امادگی جامعه و مسلمان&amp;zwnj;ها دارد و ما هنوز این آمادگی را در جامعه نمی بینیم&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/post/88</link>
      <comments>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/comments/15904/6744760/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-15904.post-6744760</guid>
      <pubDate>Thu, 28 Apr 2011 07:59:28 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و بررسی دکتر حسن عباسی از زمینه‌ها و پیامدهای تحولات اخیر جهان/1</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;دکتر حسن عباسی در یکی از جلسات درس&amp;zwnj;های هفتگی خود در اسفند ماه 89 به بررسی تفصیلی ریشه&amp;zwnj;های تحولات اخیر جهان پرداخت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;رجانیوز، متن کامل این تحلیل ارزشمند را در سه بخش ارائه می&amp;zwnj;کند. در بخش اول و پیش&amp;zwnj;رو، دکتر عباسی با تشریح جنگ&amp;zwnj;های جهانی اول و دوم و سپس تعبیر از دوره 45 ساله پس از جنگ جهانی دوم به جنگ جهانی سوم، تحولات اخیر را در راستای آماده&amp;zwnj;شدن غرب برای جنگ جهانی چهارم و سال 2012 می&amp;zwnj;داند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;وی با ارائه مدل "کوسه ببری" برای مشابه&amp;zwnj;سازی فرآیندهای اخیر، اشتباه بزرگ غرب در جا انداختن مدل آخر خود یعنی لیبرال دموکراسی را حرکت به سمت خشونت می&amp;zwnj;داند. دکتر عباسی پایه حرکت&amp;zwnj;های غربی&amp;zwnj;ها در طول تاریخ برای برهم زدن نظم&amp;zwnj;های موجود و دایجاد نظم&amp;zwnj;های جدید را بهانه&amp;zwnj;جویی عنوان کرده و توضیح می&amp;zwnj;دهد که چگونهبا درایت و هنرنمایی استراتژیک رهبر انقلاب این بهانه&amp;zwnj;جویی&amp;zwnj;ها در قبال ایران ناکام ماند:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در این جلسه با یک فاصله هشت ساله، بحث روش تحلیلِ خطیِ پدیده های سیاسی و مبانی استراتژیک در سطح بین الملل را با توجه به تحولات منطقه در پی می گیریم. اینکه، اشاره کردم به هشت ساله به خاطر این بود که بحثی که الان در کشورهای منطقه در حال وقوع هست، ادامه تحولات بعد از 11 سپتامبر و مسایل خطی آن است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;با گذشت حدود دو ماه از این قضایا فرصت مناسبی است که از سه زاویه به این موضوع بپردازیم یکی موضوع عامِ روش تحلیلگری پدیده ها در عرصه سیاست بین الملل است، آن ضعفی که در زمینه مباحث درسی این&amp;zwnj;چنینی در مقاطع دانشگاهی متعدد ما وجود دارد و آشنایی شما با چگونگی تحلیل پدیده های سیاسی و بین المللی و دیگری، موضوع روند خطی این اقدامات و مسایل است که در سطح نظام بین المل حائز اهمیت است. اتفاق هایی که در حال رخداد است، چه ابعاد و شرایطی دارد؟ شناخت این ها حایز اهمیت است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;نکته سوم هم بحث خود طرح ریزی استراتژیک است، اما این بار طرح ریزی استراتژیک در مسایل سیاست بین الملل. یعنی در نظام بین الملل و روابط بین تمدن ها نقش و کارکرد تأثیر جدی تحولاتی را که رخ می دهد، چطور باید طرح ریزی کرد. یک شق طرح ریزی استراتژیک را می توانیم، این جا در حوزه سیاست بین الملل، ببینیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در طی 10 سال گذشته در سال 1379 وقتی جورج دبلیو بوش، یعنی تقریبا در زمستان سال 1379 رییس&amp;zwnj;جمهور شد، پیش بینی و ارزیابی که همان موقع به وجود آمد، این بود که تحولاتی که آقای بوش رقم خواهد زد، ادامه کار پدرش (یعنی جورج پدر) خواهد بود که قبل از کلینتون سرکار بود و صدام و عراق را از کشور کویت بیرون کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;این وقایع در همان روزهای اول ریاست جمهوری&amp;zwnj;اش با بمباران منطقه پرواز ممنوع جنوب عراق اتفاق افتاد و پنج ماه بعد مسایل 11 سپتامبر به&amp;zwnj;وجود آمد که این ها آمده بودند که یک چنین شرایطی را به&amp;zwnj;وجود بیاورند و حکومت کنند. بنابراین، 10 سال از یک دوره&amp;zwnj;ی پر تنش تاریخی در سیاست جهانی می گذرد. امروز نسبت تحولات غرب با جهان اسلام، به طرز چشم گیری و به طور پرشتاب در حال طی شدن است و این 12 کشوری که در جهان عرب مناسبات&amp;zwnj;شان به هم ریخته و واژگونی دولت ها را یکی پس از دیگری به دنبال دارند، در کنار وقایع چشم گیری که در سطح جهان غرب در حال اتفاق افتادن است، همان رکود تجاری عمیق توام با تزلزل شاخص های اقتصادی که به ویژه، اوج آن را در کشور یونان می بینیم و همچنان روند فروپاشی بانک ها و نظام بیمه و شاخص های سهام در خود ایالات متحده همچنان رو به افزایش و استمرار است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;لازم است که ادامه آنچه را که ما در 10 سال گذشته بررسی کردیم، یک مرور اجمالی کنیم که بخش هشت ساله اش از بعد از علنی شدن جنگ جهانی چهارم است، چون سابقه تحلیل خطی در کشور محدود است و به ندرت در کشور تحلیلگرانی داریم که مباحث را به صورت خطی در طول دوران زمانی خودش مورد ارزیابی قرار دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مبحث جنگ جهانی چهارم نیز که در دوره&amp;zwnj;ای که توسط این طیف در ایالات متحده مطرح شد، منتج به اشغال عراق شد. حالا باید آن مباحث را با توجه به تحولات اخیر از یک سو و با توجه به وقایعی که در سال 2012 پیش بینی کردند که قرار است اتفاق بیفتد و یک چارچوبی را رقم زده اند که با پیش بینی های مبتنی بر نوستر داموس، آرماگدون و نبرد نهایی خیر و شر و از سوی دیگر وقایعی که در سال 2012 باید رقم بخورد، ارزیابی و تحلیل کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;با این مقدمه ای که عرض کردم آنچه را که هشت سال پیش به طور جدی در رسانه ها تحت عنوان جنگ جهانی چهارم مورد بررسی قرار دادیم، امروز که این وقایع جدید یک نقطه عطفی در آن حوزه دارند، مجددا مورد بازنگری و در واقع نوعی باز تحلیل قرار می دهیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;از این جهت ممکن است برخی از محورهایی را که اشاره می کنم، کسانی که به&amp;zwnj;خصوص با بحث های 10 سال گذشته ما آشنا هستند، قبلاً شنیده باشند، اما نقطه کلیدی تر آن است که یک وقایع و مهره ها و قطعات پازلی که برای تحلیل می چینید، اگر 20 تا 50 تا است در یک دوره زمانی چند تا از این مهره ها حذف می شود و تعدادی مهره های جدید جای آن&amp;zwnj;ها را می گیرند. روند خطی این مناسبات تغییر می کند آشنایی با این زمینه ها حایز اهمیت است چون عموما در جامعه ما تحلیل ها موردی است و امروز یک چیزی را مطرح می کنیم و بعد کلاً رها می شود و اینکه مدام برگردیم و مدام بررسی کنیم، نیست. در حالی که باید سابقه تاریخی و حافظه تاریخی نگری و تاریخی بودن این حوادث را همواره رعایت کنیم. این کلمه ای که در چهل سال اخیر باب شده که ما فقر تاریخی نگری داریم، یک بخش آن هم در همین مناسبات است. یک مرتبه اتفاقاتی در کشورهای عربی می افتد و 11 سپتامبری به&amp;zwnj;وجود می آید و فقط همین حول و حوش را بررسی می کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در حالی که باید عادت داشته باشیم، از یک دوره زمانی پیشینی به طور مسلسل وار، مسایل را در کنار هم بچینیم تا بتوانیم ارزیابی درستی در آنالیز و تحقیقات این دست پدیده ها داشته باشیم که البته فرقی نمی کند فرهنگی باشد یا اجتماعی و سیاسی و امنیتی. برای اینکه این مناسبات را ادراک کنیم، ضروری است که حافظه تاریخی نسبت به آن پدیده را حفظ کنیم و مدام این پدیده را که در آن حافظه وجود دارد، به خاطر بیاوریم. بنابراین از این منظر یک بار دیگر پدیده جنگ جهانی دوم را با یک فاصله هشت ساله از نو بررسی می کنیم و می توانیم به آن مسایلی برگردیم که در هشت سال گذشته می گفتیم و با آن چیزی که امروز می گوییم که هم در رسانه ها و هم در بحث ها و جلسه ها و کلاس ها گفتیم، چه تمایزی داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;سال 2012 که برای آن فیلم سینمایی و فیلم مستند ساختند، تکیه اش بر اساس گفته های آقای نوستر داموس است، البته یک پروژه عظیم سینمایی مانند فیلم 2012 امکان ندارد که دفعتا در شش ماه قبل به جمع بندی رسیده باشد و شش ماه بعد شروع به ساختن کنند و این به اصطلاح Production از چند سال قبل نیاز به برنامه ریزی دارد و توان زیادی هم در صحنه های بیرونی و هم در جوانب کامپیوتری اش نیاز است و این انرژی و زمانی که می گیرد، نشان می دهد که دغدغه ای که این ها بر روی این پروژه دارند، از خیلی قبل بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آن چه که در فیلم 2012 دیده می شود حکایت از یک روند خطی می کند که طبیعتا معلوم می شود که این ها از قبل نسبت به وقایعی که اتفاق خواهد افتاد از سال های قبل برنامه ریزی کرده بودند و این پروژه از مدت ها قبل کلید خورده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ما امروز در تحولات بین الملل سرعت این پدیده ها و مشکلات را از نظر سیاسی در جهان عرب و اسلام؛ از نظر اقتصادی در جهان غرب و از نظر اجتماعی در جهان شرق در حال نظاره هستیم. به گونه ای روند تحولات و سرعت آن چشم گیر و بالاست که اگر آن نگاه کلی نداشته باشیم، جا می مانیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اما موضوع چیست که این قدر بر نگاه آقای نوستر داموس تکیه می کنند؟ این ها از سال های اول انقلاب گفتند که ایشان جنگ جهانی دوم را پیش بینی کرده بود و بعد هم انقلاب ایران و بعدا آرام آرام وقایع 11 سپتامبر و وقایعی از این دست را که تعداد زیادی کتاب و فیلم مستند، نوشته و ساخته شد که در مورد اینکه شرایط این دوره را پیش بینی کرده است. امروز هم نبرد نهایی خیر و شر را برای سال 2012 پیش بینی می کنند که آقای نوستر داموس چند قرن قبل امکانش را ارزیابی کرده است. این عدم ثبات و تعادلی که در نظام بین الملل می بینید، هر لحظه ممکن است بر روی اینکه سال 2012 یک جنگ جهانی عظیم رخ دهد، صحه بگذارد. ما باید بسترهای این را بررسی و ارزیابی کنیم، از هر گمانه زنی بی پایه باید عبور کرد (هر حرفی را که شما می زنید یا شما اطلاع دارید و یا برآورد اطلاعاتی دارید و یا اینکه برآورد تحلیلی دارید و یک الهام ها و گمانه هایی را مشخص می کنید و جهت می دهید و می گویید مبتنی بر این موارد، این اتفاقات می افتد) اگر اطلاعات و تحلیل توأمان در کنار هم صورت گرفت، امکان اینکه آن ارزیابی آینده را دقیق تر کند، قطعاً بیشتر است. یک بار ضمنی می گوییم که آیا اتفاق می افتد یا نه و یا اصلاً اظهارنظر نمی کنیم و یک بار آن قطعات پازل را دقیق در کنار هم می چینیم که آیا روند طبیعی تحولات منتج به چنین اتفاقی خواهد شد یا نه؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ما این جنس اطلاعات را مورد ارزیابی قرار می دهیم یعنی در شرایطی که می گوییم سیاست عرصه اقدامات رئالی و واقعی است، واقعیت های عرصه سیاست بین الملل و مناسبات استراتژیک مربوطه را باید به گونه ای در کنار هم چید که خود به&amp;zwnj;خود یک مقداری برای ما معلوم شود که آیا این اتفاق ممکن است بیفتد یا نه؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;همانطور که اشاره کردم، دقیقا یک دهه قبل در سال 1379 با روی کار آمدن جورج دبلیو بوش در همراهی با آقای بلر، تلاشی برای نظم جهانی مورد نظر جورج بوش پدر صورت گرفت و این ها با بمباران جنوب عراق شروع کردند، دقیقا همانجایی که پدر جورج دبلیو بوش تمام کرده بود و توپخانه اش تمام شده بود.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;قبل از اینکه کلینتون سرکار بیاید، دیگر صدام از کویت اخراج شده بود و چند ماه بعد که 11 سپتامبر در سال 2001 رخ داد، دو ماه بعد در اوایل آبان و در ماه نوامبر 2001 آقای کوهن یکی از محافظه کارانی که نفوذ داشتند و همان مجموعه که بیشترین نفوذ را در دولت جورج دبلیو بوش داشتند، یک بحثی را تحت عنوان جنگ جهانی چهارم مطرح کرد. بحثی که در وال استریت ژورنال مطرح کرد، این بود که طبیعتا ما باید به&amp;zwnj;دنبال القاعده وارد افغانستان شویم و بعد از مواجهه با افغانستان به سراغ ایران برویم، یعنی در اولین مصاحبه رسمی آقای کوهن از گروه نومحافظه کاران، بلافاصله انگشت اتهام را بعد از القاعده و شخص بن لادن متوجه ایران می کنند و اینکه باید ایران را تنبیه و با ایران مواجهه کرد. بعداً آقای جیمز ولسی رییس پیشین CIA در دانشگاه کالیفرنیا مسئله جنگ جهانی چهارم را شفاف تر و علنی تر مطرح کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;قبلا جنگ جهانی چهارم را در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70، رییس پیشین سازمان اطلاعات فرانسه آقای الکساندر دمورانژ مطرح کرده بود و صریحا آن موقع در سال 1372 گفته بود. در ایران، توسط انتشارات روزنامه اطلاعات ترجمه شد و فکر می کنم که چاپ های متعددی خورد و جهت گیری نوعی از جنگ در آینده را مشخص کرد که بعدا دیدیم اتفاق افتاد. بنابراین، ابداع کلمه جنگ جهانی چهارم توسط کوهن و یا ولسی نبود بلکه رییس پیشین اطلاعات و امنیت فرانسه این مفهوم را ابداع کرد اما با یک تأخیر و فاصله 10 ساله، بعدا توسط کوهن احیا شد و ولسی آن را استمرار داد و ماه ها بعد مسئله محور شرارت مطرح شد. اینکه کشورهایی که هژمونی و نظم نوین آمریکا را نمی پذیرند، این ها طرف این جنگ هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ولی ما باید مشخص کنیم که جنگ جهانی اول و دوم و سوم چیست؟ که این ها مشخص کرده بودند. منظور از جنگ جهانی اول، جنگی است که در 1914 شروع شد و در سال 1919 خاتمه پیدا کرد و حاصل این جنگ دو اتفاق عظیم بود، یکی، فروپاشی امپراطوری روسیه تزاری و تبدیل آن به کشوری بلشویکی در سال 1917 تحت عنوان انقلاب اکتبر. در متن جنگ جهانی دوم هم شکل گیری یک قدرت جدید و فروپاشی یک قدرت سنتی به نام امپراطوری عثمانی بود که چند قرن حایل بین اروپا و شرق آسیا بود. یعنی در این مرحله که انگلیس برای خودش یک امپراطوری ایجاد کرده بود که از طریق دریاها هند را مستعمره خودش کرد، یک مانع عظیمی در منطقه ای که شما به عنوان بوسنی هرزگوین می شناسید در متن اروپا تا دروازه های اتریش، از آنجا امپراطوری عثمان وجود داشت تا بخشی از قفقاز و کل منطقه ای را که شما امروز تحت عنوان ترکیه، عراق، عربستان و بخش هایی از مصر را که می شناسید؛ کل این منطقه در اختیار امپراطوری عثمان بود. لازم بود در یک فضایی از این منطقه عبور کنند و این مانع را طی کنند تا دسترسی&amp;zwnj;شان به چین و هند و به&amp;zwnj;خصوص هند را که تحت عنوان کمپانی هند در اختیار امپراطوری انگلیس بود، تصاحب کنند، این مانع عظیم را کی توانستند از سر راه بردارند؟ در جنگ جهانی دوم. یعنی یکی از اتفاقات مهم که جنگ جهانی دوم سوای از شکل گیری انقلاب اکتبر روسیه که توسط لنین و تروتسکی و دوستان&amp;zwnj;شان بود، اتفاق افتاد، فروپاشی یکی از عظیم ترین ابعاد امپراطوری جهان اسلام بود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ما در جهان اسلام تا صد سال پیش دو قطعه اصلی داشتیم، یکی امپراطوری عثمانی بود که کشورهای زیادی را شامل می شد و یکی هم ایران بود. بخش دیگر جهان اسلام در هند بود که بعدا به پنج کشور هند، نپال، بنگلادش، پاکستان و سریلانکا تجزیه شد و ایران از یکی دو جزو اصلی&amp;zwnj;اش جدا شد که یکی افغانستان و دیگری بحرین بود که از ایران جدا شدند و عثمانی هم فروپاشید. ابعادی که از عثمانی جدا شد، به این 10، 15 کشوری که در منطقه می شناسید، تبدیل شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;این نظم نوین جهانی بود که 100 سال پیش شکل گرفت، یعنی این ها هر صد سال سعی کردند که یک نظمی را در جهان سامان دهند. در این دوره بود که این اتفاقات پیچیده ای که رخ داد 1914 تا 1919 وقتی جنگ در متن اروپا خاتمه پیدا کرد، چهره جهان تغییر پیدا کرد و پدیده ای به نام جامعه دول جهانی به وجود آمد که پایه همین چیزی است که به آن سازمان ملل می گوییم و 20 سال بعد جنگ جهانی دومی رخ داد که در فاصله 1939 شکل گرفت و تا 1945 ادامه پیدا کرد و قلب این توسط هیتلر در آلمان و موسیلینی در ایتالیا و امپراطوری ژاپن رخ داد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;این قطب کشورهای متحدین و یا کشورهای محور، روبروی کشورهای متفقین که از یک سو ایالات متحده بود، از سوی دیگر شوروی بود و قطب سوم هم چین، سه زاویه در مقابل این سه هجوم صورت دادند، این سه کشور، جنگ جهانی را رقم زدند و کشورهای اطراف خودشان را اشغال کردند. با جنگ جهانی دوم به&amp;zwnj;طور نسبی از طریق فیلم های سینمایی و اطلاعات عمومی که دارید آشنا هستید، حدود 56 میلیون نفر کشته شدند و گفته می شود که شش میلیون نفر یهودی در کوره های آسوشیتس کشته شدند و نکته جالب توجه این که فقط شوروی 22 میلیون نفر کشته داد، در مناطقی مانند اوکراین و خود روسیه و دروازه های سن پطرزبورگ و در خود دروازه های مسکو، آلمانی ها تا منطقه چچن تا نزدیکی های منطقه آذربایجان پیش آمدند که البته به دریای خزر نرسیدند، ولی تلاش&amp;zwnj;شان این بود که بتوانند، به این منطقه هم برسند و به چاه های نفت در این منطقه دسترسی پیدا کنند. بعد از پنج سال جنگ بی امان، جنگ جهانی دوم خاتمه پیدا کرد و جنگ جهانی سوم بلافاصله بعد از اینکه جنگ جهانی دوم تمام شد، آغاز می شود. دوره 45 ساله از 1945 تا 1990، دوره ویژه ای است که حدود 80 جنگ کوچک و بزرگ به وجود می آید و تلفات خیلی زیادی صورت می گیرد که این جنگ ها در راستای نظم جهانی است؛ نظمی که یک سوی آن ایالات متحده است و یک سوی آن قطب شرق و بلوک قرمز و سوسیالیست است. یعنی کشوری به نام شوروی و ایالات متحده، جهان را به دو قسمت تبدیل می کنند، جامعه بین الملل یا دول به سازمان ملل متحد تبدیل می شود و این سازمان ملل متحد، نظم نوین جهانی را رقم می زند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;دو کشور به سرعت اتمی و بعد فضایی می شوند و رقابت در حوزه اتمی و نظامی و در حیطه فضایی، این ها را در یک فضای تسلیحاتی قرار می دهد و کشورهای ناسیونالیست در یک سو با رهبری آمریکا و انگلیس می شوند و در سوی دیگر با انگاره های مارکسیستی زیر چکمه های شوروی می روند، رنگ آبی در شق غرب و رنگ قرمز در شق شرقی کره زمین رقم می خورد و پیمان ورشو و ناتو آرایش سیاسی اقتصادی، نظامی و فرهنگی این دو قطب می شود. این یک نوع world order New نظم نوین جهانی است که بعد از این نظم جهانی دوره امپراطوری عثمانی و غرب و نظم نوین دوره بین جنگ جهانی اول و دوم به نظم جهانی نوین سومی در دوره قرن بیستم منتج می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;جنگ جهانی سوم جنگ هایی را در متن خود داشت، مثل جنگ های سه گانه اعراب و اسراییل، جنگ کوره در 1953، جنگ ویتنام بین فرانسه و ویتنام، جنگ بین آمریکا و ویتنام، جنگ دومنیکن، جنگ لبنان، دوره جنگ هایی که در آفریقا اتفاق افتاد، جنگ هایی که بین آفریقای جنوبی و کشورهای شمال خودش به وجود آمد، جنگ های متعدد در آمریکای لاتین، جنگی که در منطقه ظفار اتفاق افتاد و ایران به سلطان قابوس کمک کرد. جنگ هایی که بین ایران و عراق در دو سه مرحله، هم در زمان قبل از انقلاب و هم در دوران دفاع مقدس اتفاق افتاد و جنگ بین هند و پاکستان.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;این جنگ های متعدد و تنوع آن ها با خسارات و تلفاتی که داشتند، چارچوب هایی را ایجاد کرد که طبیعتا مجموع این دوره را در دل آن نظم 45 ساله جهانی، جنگ جهانی سوم می گویند. جنگ جهانی چهارم با واقعه 11 سپتامبر شروع می شود و همانطور که کوهن و بعد هم ولسی اعلام کردند، جنگی است که این دوره را در بر می گیرد. ابتدا اعلام کردند که 25 سال تا سال 2025 به طول می انجامد. کشورهایی که قرار شد با آن ها برخورد شود، یکی دو مورد خارج از جهان اسلام بود که یکی اوکراین انقلاب نارنجی بود که آن را به زانو در آوردند و کشور دوم کره شمالی بود. اما بخش عمده ای از این کشورها در جهان اسلام بودند، رقبایی مانند ونزوئلا هم بعدها در عرصه پیدا شدند و در این لیست قرار گرفتند، اما قبلا همان کشورهای اسلامی را فهرست کرده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اول با اشغال افغانستان شروع کردند و سپس با اشغال عراق. کشورهای بعدی که در لیست بودند، (هرچند آقای کوهن بلافاصله بعد از افغانستان ایران را مطرح کرده بود، اما چون حمله به ایران دشوار بود، باید کشورهای پیرامون ایران را اشغال می کردند تا بتوانند به ایران نفوذ کنند)، لبنان، سوریه، سودان و کشورهای بعدی در آن لیست قرار گرفته بودند. این ها توانسته بودند در قرن گذشته همواره آن قطب مرکزی را هدف قرار داده و متلاشی کنند، بعد اجزای دیگر و حواشی را تحت تأثیر قرار دهند. در مورد ایجاد نظم جدیدی که پدر جورج دبلیو بوش اسمش را world order New گذاشته بود، هر وقت که آمریکا می خواست، ژاندارم جهان شود و این نظم جدید را رقم بزند، با یک مانع عظیمی به نام جمهوری اسلامی روبرو بود و صرف حضور جمهوری اسلامی، ایجاد نظم نوین جهانی مطلوب آن ها را به مخاطره می&amp;zwnj;انداخت.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;قلب آنچه که امروز در یک نگاه جهانی از نظم جهانی بحث می&amp;zwnj;شود، (چون صحبت از نظم که می کنیم دوباره بحث&amp;zwnj;مان وارد تئوری سیستم ها می شود) ایجاد ارتباط معنادار بین اجزا در یک کل است که در نسبت محیط خدمات ارایه کند. بین این 200 کشور در جهان ارتباط معنا دار به وجود می آید، یک سیستم ایجاد می کند و این سیستم به اصطلاح اختلال سیستمی پیدا کرد، آن اختلال سیستمی را چگونه شما باید کشف کنید؟ اینکه این ها گفته اند محور شرارت، منظورشان این بود که پدیده ای به نام ایران، عراق و کره شمالی در این هژمونی و سیستم ایجاد اختلال می کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حذف صدام و مهار و خنثی کردن کره شمالی و اما در نهایت مواجهه با ایران.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;نظم نوین جهانی چهارم شکل نگرفته است. اگر این را 10 سال پیش می گفتیم، شاید باور نمی&amp;zwnj;کردید، آمریکایی ها بر سر شانس بودند و همه دنیا با آن ها همکاری می کردند، افغانستان را اشغال کرده بودند. در ایران و در بدنه جامعه بورژوا و در بازار و یا در جاهای دیگر بارها من می شنیدم که می گفتند "تا الان افغانی ها می آمدند در ایران کارگری می کردند، از حالا به بعد ما باید برویم در افغانستان کارگری کنیم، چون آمریکا هر جا که آمد، ارزش پول آن کشور بالا می رود. افغانستان در آینده به یک الگوی دموکراسی تبدیل می شود"، بعد که به عراق حمله کرد، گفتیم که "افغانستان ویتنام می شود و عراق، لبنان".&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;این پیش&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;ها را همین افرادی که از ایران فرار کردند، در بی بی سی استهزا می کردند که این تحلیل گران مسایل استراتژیک خواب نما شده&amp;zwnj;اند، آیا کشوری که 21 روز در مقابل ارتش ایالات متحده دوام نیاورد، حالا تفنگ چی های ملاعمر قرار است که در افغانستان برای ناتو، ویتنام درست کنند!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;البته 10 سال گذشته و آن تحلیلگران با کروات هایی که دور گردنشان می اندازند و از دفتر بخش تحلیل گری معاونت سیاسی دفتر رییس جمهور وقت به شبکه بی بی سی منتقل شدند ، امرز دیگر خاطرشان نیست و فراموش کردند که ناتو از جمله همان کشور انگلیس که بی بی سی در آن مستقر است، به مثابه چهارپایی که درازگوش است و در گِل گیر می کند، در منجلاب افغانستان گیر کرده و دومینووار کشورهای عربی منطقه هم که قرار بود خاورمیانه بزرگ را برای این ها رقم بزنند، امروز در حال فروپاشی هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اما اتفاق اصلی و اساسی که می افتد، این است که بدانیم چگونه این ساختار و جنگ جهانی یعنی پدیده جنگ جهانی چهارم دچار مشکل و رکود شده است، نمی گویم که جنگ جهانی چهارم در دهمین سالگرد آن قضایا به شکست انجامیده است. از 25 سالی که گفته بودم، 9 سال گذشته است یعنی در هفت ماه آینده که دهمین سالگرد 11 سپتامبر می شود، از آنچه که جنگ جهانی چهارم نامیدند، از 25 سال، 10 سال گذشت و باید سر 10 سال این را بررسی کنیم و به کشورها نمره بدهیم، که نقش&amp;zwnj;شان در این قضایا چه بود. در نظام های رسانه ای باید برگردیم و ببینیم از این 25 سالی که این ها پیش بینی کرده بودند، چقدر از برنامه&amp;zwnj;اشان را در 10 سال اول محقق کردند، ولی من می خواهم یک بار دیگر بعد از فاصله نه سالی که از این قضایا گذشته و از هشت سال قبل که جنگ جهانی چهارم را مورد مداقه قراردادیم حالا ببینم که خود این جنگ جهانی چهارم امروز در چه موقعیتی قرار دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;جنگ جهانی چهارم، جنگی است که از 11 سپتامبر به بعد رخ داد، و آن سه تا جنگ جهانی را که معتقد بودند که در درون خانه مدرنیته رخ داده است (یعنی جنگ یکم و دوم و سوم) می گفتند متأثر از تقابل سه ایدئولوژی برتر بود، به خصوص در جنگ جهانی دوم که بعد از آن سه ایدئولوژی شاخص در جهان وجود داشت، ایدئولوژی سوسیالیست که آن موقع شوروی آن را نمایندگی می کرد و ایدئولوژی مارکسیست ها و قرمز که البته این ایدئولوژی اخیر، پدیده جدیدی نبود، در دوره صد ساله گذشته&amp;zwnj;ی ایران، از عصری که در ایران موسوم به دوره بعد از انقلاب مشروطه است، جریانی در ایران به نام عامیون به&amp;zwnj;وجود آمد، این ها بعدا به توده معروف شدند. کلمه فارسی توده را به جای عامیون گذاشتند و بعدا مفهوم عربی اشتراکیه که در سال های اخیر برایش حزب مشارکت را راه اندازی کردند. اشتراکیه معنی تحت اللفظی سوسیالیست هست، این مفهوم در ایران بسط پیدا کرد و جریان&amp;zwnj;های چپ مانند چریک های فدایی خلق و توده و در سال های بعد از انقلاب مجمع روحانیون مبارز و پدیده ای به نام حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;هیچ کشوری را در جهان نمی شناسید که در صد سال گذشته حزب چپ و سوسیالیزم و مارکسیست نداشته باشد. در خود انگلیس حزب کارگر و جریان&amp;zwnj;هایی که مانند این ها تکیه&amp;zwnj;شان را روی کار می گذارند، در درون فرانسه و کشوری مثل ایتالیا به اسم حزب کمونیست حضور دارند و در خود آلمان و در کشورهای دیگر در صد سال گذشته بودند. همین الان هم جریان ها چپ سوسیالیزم هستند. امروز دیگر، این گروه&amp;zwnj;ها تحت عنوان سوسیال- دمکرات ها شناخته می شوند. بنابراین، مفهوم معنای جریان چپ که روزگاری خالص و شاخص آن در کشوری مانند شوروی رقم خورد، در کوبا انقلابی رخ داد با کاسترو و تبدیل شد به کاسترویزم، در روسیه لنینیسم شد، بعد در دوره استالین استالینیسم شد، در کره شمالی کیمیل سونگیسم شد و عصر جُچِ ایسم (آن ایدئولوژِی را می گفتند جُچئیسم که مربوط به آقای کیمیل سونگیس پدر همین رییس جمهور فعلی کره شمالی است) و در جاهای مختلف، مفاهیم مختلف پیدا کرد در چین ماهیت بومی آن تبدیل به مفهومی به نام مانوییسم و جریان چپ شد. سوسیالیسم ایدئولوژی&amp;zwnj;ای بود که همه جهان را در نوردید و در همه کشورها حزب داشت، از جمله در کشور ما و 100 سال هم سابقه داشت و در دروه جمهوری اسلامی حتی در شق روحانی که در کنار امام راحل بودند، مجمع روحانیون مبارز شکل گرفت. این ها تفکر سوسیالیزمی داشتند، یک روزی سخنگوی حزب کارگزاران که لیبرال- دمکرات هست گفته بود: ما لیبرال دمکرات هستیم. سال 1385، 1386 خبرنگاری این را از حزب اعتماد ملی و احزاب جنبی شان که چپ هستند، پرسید و گفته بودند که ما حزب سوسیال-دمکرات هستیم یعنی مفهوم سوسیال دمکرات پدیده و فضایی است که در این دوره وجود داشته و هنوز هم مطرح است در سراسر جهان از جمله در کشور ما.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ایدئولوژی دوم که سعی کرده نظم نوین جهانی را رقم بزند و جهان سعی کرده است به&amp;zwnj;خصوص در 150 سال اخیر بر اساس آن شکل بگیرد، مقوله ناسیونالیزم است. ناسیونالیزم و یا اصالت قومیت که حالا اینجا گفته می شود اصالت ملیت و یا ملیت گرایی. شما بازهم همان طوری که هیچ کشوری نیست و نخواهد بود که سوسیالیزم و جبهه و جناح سوسیالیست و حزب مارکسیست و کمونیست نداشته باشد، هیچ کشوری را هم نمی شناسید که حزب ناسیونالیست و ملی گرا نداشته باشد، در خود ایران یک دوره ای جبهه ملی هست National farent جبهه ملی از لبنان و فلسطین و عراق که بگیرید تا کشور چین که گروه ملی چین در زمان مائو گروه کمینتانگ می شد، که چین ملی را در همین جایی که امروز اسمش را تایوان گذاشته اند می شناسید، کشور تایوان و یا چین قرمز، این، همان کشور چین ملی است که به آن چین تایپه می گویند. چین حزب ملی داشت، یعنی جناح کومینتانگ و چیانکایچک که روبروی آقای مائو بود، سینگمان ری در کره جنوبی هم، به همین نسبت. وقتی این جریان ملی گرایی به آفریقا می رود، هیچ کشوری را در آفریقا پیدا نمی کنید که جبهه ملی نداشته باشد و در فضاهای ملی گرایی نمی خواست از زیر یوق انگلیس، بلژیک، هلند و کشورهای استعمار گرای اروپایی در بیاید. هند هم با جبهه ملی آمد، اتفاقاتی که توسط ماهات ما گاندی بعدا ایندرا گاند رخ داد. در کنار ماهات ما گاندی کسی به نام جواهر لعل نهرو را می بینید. این ها همه ملی گرایی است و یا کاری که محمد علی جناح در استقلال پاکستان از هند انجام داد، باز این هم مفهومی به نام ملی گرایی است. سپس ایدئولوژی های ملی که در یک دورانی در ایران اوج آن با محمد مصدق و جبهه ملی است و این روند ادامه پیدا می کند و بخشی از تاریخ سیاسی ما و بازیگران سیاسی کشور ما را نیز رقم می زند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ایجاد یک چنین نظم جهانی را غیر از آن قطب سوسیالیست تا مارکسیست ها در نظام جهانی یک فکر و ایده و ایدئولوژی دیگری به وجود می آید به نام اصالت قومیت که می شود ناسیونالیست در جهان عرب یک ماهیت ویژه ای پیدا می کند و پان عربیسم می شود. قومیت را چون در یک کشور نمی توان مهار کرد، کشورهای متعدد به این ترتیب وجود دارد، پان عربیسمی در جهان رقم می خورد که در مصر نماد آن، جمال عبدالناصر می&amp;zwnj;شود. بین اصالت قومیت عربی یعنی ناسیونالیزم عربی با سوسیالیزم جمع می کند، چون چپ بود و تفکر مارکسیستی داشت. برخی از همین گروه&amp;zwnj;هایی که الان در مصر فعال هستند، ناصریست&amp;zwnj;ها هستند، یعنی طرفداران اندیشه ناصر که ملی گرایی عربی با پدیده ای به نام مارکسیزم را جمع کردند، این در عراق و سوریه تبدیل به حزب بعث شد که این حزب، ترکیب ناسیونالیزم عربی با سوسیالیزم بود و میشل عفلق که تئوریسین این حزب بود. در حزب بعثی که در سوریه ایجاد شد، یک اقلیت علوی و یک اکثریت اهل سنت توسط حافظ اسد حکومت کرد و در کشور عراق یک اقلیت بعثی عفلقی که ناسیونالیزم عربی و سوسیالیزم را ترکیب کرده بود، بر یک اکثریت شیعه ای حکومت کرد تا همین دوره ای که اواخرش به صدام ختم می شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;عجیب است که اگر این نسبت قومیت و قوم گرایی با سوسیالیست را کنار هم جمع کنید شاخص ترین آن حزب نازی می شود. حزب آقای هیتلر، حزبی بود که ناسیونالیست- سوسیالیست بود، وقتی شما می گویید حزب نازی منظور حزب ناسیونالیست سوسیالیست آلمان است یعنی جایی که ملی گرایی را مبنا قرار می دهند و اصالت نظام اشتراکی و سوسیالیزم و مارکسیزم را با آن ترکیب می کنند. این در آلمان حزب نازی هیتلر، در عراق حزب بعث و در مصر جریان عبدالناصر می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;روی این ایدئولوژی ها تأکید می کنم که این نظم جهانی را که می گوییم به هم زدن مرزها و آمدن و رفتن این دولت ها نیست چیزی که در کشورهای عربی در حال اتفاق افتادن است؛ بالاخره بعد از این قضایا، باید بگویند که ماهیت ایدئولوژیک&amp;zwnj;شان چیست در کشور خود ما هم دعوایی که سوسیالیست ها و حزب توده و جریان فدایی ها داشتند و بعد از انقلاب هم شقی در کشور به نام جریان چپ به&amp;zwnj;وجود آمد که باز از این قضیه نشأت می گیرد و باز چیزی که ما در سراسر جهان به عنوان ملی گرایی می بینیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اصالت قومیت در ایران و این قومیت گراییِ افراطی آن قدر جلو رفت که شاه دو سال قبل از انقلاب آمد تا تاریخ ایران را عوض کند. سال 1355 تبدیل شد به 2535 و به دوره کوروش و جشن های 2500 ساله برگشت. تاج گذاری کوروش را انجام داد و خرج عظیمی در بیابان های شیراز و منطقه استخر صورت داد و رفت آنجا و به کوروش گفت که بخواب که ما بیداریم و دو سال بعد هم آنگونه سرنگون شد. این گفته که کوروش بخواب ما بیداریم، فضای ملی گرایی بود، که روی همه چیز دست گذاشتند که همه چیز را به اصالت باستان گرایی برگردانند یعنی به ملی گرایی افراطی کشیده شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ایدئولوژی سوم لیبرالیزم بود و هست که اباحه گری و اصالت اباحه است. 100 سال پیش در ایران می گفتند: اعتدالیون که در مقابل آن عامیون بودند و بعدها اعتدالیون با جریانی به نام جبهه ملی ترکیب شدند و در نهایت تبدیل به نهضت آزادی شد. این نهضت آزادی و در واقع حوزه اعتدالیون تفکر لیبرالی را در 100 سال پیش در ایران دنبال می کردند، امروز همان پدیده ای است که در درون نظام، شما به عنوان حزب کارگزاران سازندگی می شناسید. یعنی همراهی و هماهنگی جریان موسوم به حزب کارگزاران سازندگی که خودشان می گویند، لیبرال-دمکرات هستند. در نسبت با نهضت آزادی که کلمه آزادی Freedom را می آورد، منظور از نهضت آزادی، اینجا نهضت لیبرالیستی است. نهضت لیبرال ماهیتی این چنینی دارد و این اصالت اباحه هم این گونه شد که در عمده کشورهای جهان این حزب به&amp;zwnj;وجود آمد ولی، غلظت آن در کشورهای غربی بیشتر بود و امروز در ایالات متحده، فرانسه، انگلیس، آلمان و جاهای دیگر این حزب هم حضور جدی دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;لیبرال ها که در فرانسه و اروپا و غرب که به دست راستی ها موسوم هستند، در دوره 10 سال گذشته خیلی قدرت نداشتند، بیشتر جریان چپ ها و جریان آقای تونی بلر و گوردون براون و ژاک شیراک و تیمش دومنیک دو ویلیپن و افراد دیگر جریانی که آقای شرودر و دیگران در آلمان بودند که این&amp;zwnj;ها جریان&amp;zwnj;های چپ هستند. جریان&amp;zwnj;هایی که متعاقبا بر سر کار آمدند، آرام آرام جریان راست را شکل می&amp;zwnj;دادند، اما در مجموع ایدئولوژی سومی که جهان را اداره می&amp;zwnj;کرد، در 150 سال گذشته سعی کرده، حزب&amp;zwnj;هایی نسبت به این&amp;zwnj;ها به وجود بیایند و جهان را اداره کنند، که این جریان، به جریان لیبرالیزم معروف است. بنابراین وقتی صحبت از نظم نوین جهانی می کنیم، دوستان عزیز غیر از ساختار آدم ها و احزاب به ایدئولوژی&amp;zwnj;های پایه شان نگاه کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;خب این سه ایدئولوژی چگونه در تقابل با همدیگر می خواستند، نظم جهانی را رقم بزنند که به جنگ جهانی چهارم کشیده شد؟ بهتر است برویم سراغ Bao Doctrine که طبق معمول آن چیزی که در قرآن به آن آیت شناسی گفتیم در اینجا تحت این عنوان در تفکر استراتژیک می شناسیم، تبیین این انگاره هاست.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;کوسه ای به نام کوسه ببری وجود دارد، انواع کوسه ها شناخته شده اند، کوسه ماکو، کوسه سفید که خطرناک&amp;zwnj;ترین نوع کوسه هاست، (خدا انشاءالله برایتان توفیق ایجاد کند و غواص شوید و بروید با این ها سر و کله بزنید، همیشه یکی از وحشت&amp;zwnj;هایی که غواص&amp;zwnj;های جهان در آب&amp;zwnj;های کرانه&amp;zwnj;ای دارند، روبرو شدن با حیوان درنده ای به نام کوسه است، البته این حیوان کاملا بی&amp;zwnj;آزار است و اگر کسی اذیتش نکند، دست به خشونت نمی&amp;zwnj;زند و وحشتی که از کوسه هست، وجود دارد، بی&amp;zwnj;مورد است، چون کوسه&amp;zwnj;ها اغلب کوچک هستند، ولی این کوسه ها، خطرناک&amp;zwnj;ترین&amp;zwnj;شان همان کوسه سفید است و کوسه سرچکشی و سفره ماهی که از خانواده کوسه&amp;zwnj;ها هستند)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یکی از مهم&amp;zwnj;ترین کوسه&amp;zwnj;ها، کوسه ببری است؛ کوسه ببری یک ویژگی اساسی در آیت شناسی دارد و یک نکته اساسی در شناخت مباحث استراتژیک. در واقع، تعداد بسیار زیادی بچه در رحم این کوسه شکل می&amp;zwnj;گیرد و تخم نمی&amp;zwnj;گذارد. بچه&amp;zwnj;زا هم از این شکلی که همه می شناسند و متعارف است، نیست؛ این کوسه&amp;zwnj;ها در رحم ارتزاق داخل جنینی هم ندارند، یعنی به رحم مادرشان وصل نیستند، بعد از اینکه شکل می&amp;zwnj;گیرند، یکدیگر را در شکم مادرشان می&amp;zwnj;خورند. انگار که مسابقات حذفی است، مثلا اگر 100 تا باشند، دو به دو با هم می جنگند و هر کدام برای اینکه زنده بماند، آن یکی را باید بخورد، این مسابقات حذفی، به فینال می رسد و در پایان کار دو تا از این کوسه ها شروع به خوردنِ همدیگر می کنند، این دو تا آن قدر بزرگ شده اند که کل آن رحم را شکل می دهند، وقتی شروع به خوردن هم می کنند تا آن یکی را از بین ببرند، در این هنگام، درد زایمان کوسه&amp;zwnj;ی مادر شروع می شود. یکی از این ها را از نزدیک دیدم که می رود و کف آب می خوابد و به خودش می پیچد تا آن مرحله تولد و خیلی صحنه دردناکی است، چون توأم با خونریزی شدیدی است و هم اینکه شناخت این آیات الهی است که برای معرفی وقایع و تحولات و مناسبات عالم که رقم خورده است، سمت و سویی است، ما در این زمینه متأسفانه کم کاریم و خیلی مانده است تا یک سری آیت شناس داشته باشیم، همانطوری که در مباحث آیات شناسی در این سال ها اشاره کردم در نشانه شناسی&amp;zwnj;ای که مدنظر قرآن هست، ایمان به آیات الهی که یکی از هفت متعلقه ایمان یکی همین ابعاد است و خیلی مانده است تا با آن حوصله ای که Biologist و زیست شناس های آن ها می روند و دوربین ها را در بیابان ها و جنگل ها و کویرها در قطب شمال و جنوب و در کف دریاها می کارند و این صحنه ها را از حیث زیست شناسی و علمی ثبت می کنند، ما این ها را از نظر حکمت، بررسی و مطالعه کنیم. شاید در نسل شما هم کسانی پیدا نشوند که بعداً این کار را انجام دهند و عمرشان را بگذارند و بروند این جانوران را فیلم برداری کنند، از منظر آیاتشان نه از منظر صرفا بُعد بیولوژیکی بررسی کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;کوسه ببری آن مدلش که این گونه در درون شکمش در واقع این کوسه های کوچک همدیگر را می خورند تا آن کوسه آخر به وجود بیاید، نمونه و معیاری در Bao Doctrine برای ما هست در شناخت این استراتژی هایی که برای ما رقم زده اند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;کوسه اومانیسم؛ اصالت بشر کوسه ای بود، در نظام پارادایمی (یعنی شما از این به بعد هر وقت صحبت از پارادایم شود، می توانید هر پارادایم را یک کوسه ببری فرض کنید) در کوسه اومانیزم یا اصالت بشر، رحمی وجود دارد به نام مدرنیته و در آن رحمِ مدرنیته جنین هایی شکل به نام ایدئولوژی های مدرن می گیرد که هر تعداد باشند و شما آن ها را بشمارید، سه تا از آن ها می رسند به مرحله فاینال و نهایی که یکی ناسیونالیزم، دیگری سوسیالیزم و آخری لیبرالیسم است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;سوسیالیزم، یعنی شوروی و مارکسیزم و لیبرالیزم یعنی ایالات متحده. این ها با هم درافتادند و جنگیدند و شق سومی به نام فاشیزم در آلمان و ایتالیا که ترکیبی بود و آن را در جنگ جهانی دوم نابود کردند و بلعیدند و جنگ جهانی سوم جنگی بود که بین لیبرالیزم و سوسیالیزم بود و این دو تا هم در فینال این قضایا وقتی همدیگر را زخمی و آلوده به انواع مشکلات و درگیری ها کردند، در نهایت سوسیالیزم در سال های 1989 و 1990 با فروپاشی شوروی نابود و بلعیده شد و آقای فرانسیس فوکویاما در همان دوران، مسئله پایان تاریخ را مطرح کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;این مفهوم پایان تاریخ چیست؟ یعنی اینکه بعد از اینکه نزدیک 300 الی 400 سال از شکل گیری این اومانیزم جدید، بعد از رنسانس، این کوسه ببری شکل گرفت و در رحمش که چیزی جز مقوله ویژه ای به نام مدرنیته نبود. در درون رحم مدرنیته انواع ایدئولوژی&amp;zwnj;ها مانند سوسیالیزم و لیبرالیزم و ناسیونالیزم و... شوینیزم، وطن پرستی افراطی، بود که یکی یکی کنار رفتند و این سه تا برجسته شد، بعدا یکی دو تا توسط لیبرالیزم نابود شد، آن یکی که متولد شد درسال 1990 با فروپاشی شوروی نظم نوین جهانی که پدر جورج دبلیو بوش که روی یکی از ناوهایشان بعد از جنگ عراق و کویت مطرح کرد، منظور این بود که فقط این یک کوسه مانده است و آقای فوکویاما که گفت تاریخ تمام شد، منظور این است که تنها ایدئولوژی که زنده ماند و به دنیا آمد لیبرالیزم بود و توانست ایدئولوژی های رقیب را شکست دهد و در چند جنگ جهانی فاتح نظام بین الملل آینده شود. دیگر در این نظام تنها یک سبک زندگی وجود دارد و آن هم لیبرالیزم است. این خوش بینی مفرط آقای فوکویاما یکی دو سال بعد با طرح منازعات تمدنی آقای ساموئل هانتیگتن به یأس گرایید و بعدا آقای فوکویاما از این نظر و با صراحتی که داشت یک مقدار برگشت و از دیدگاهش عدول کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اما واقعیت قضیه این است که مدل کوسه ببری و اینکه این ایدئولوژی ها چگونه با هم درافتادند و فاتح نهایی درآمد، یعنی ایدئولوژی لیبرالیزم توانست ساز و کاری را رقم بزند که ادعا کند می خواهد جهان را اداره کند، یک واقعه جدی است، چهار واژه اصلی و کلیدی&amp;zwnj;شان هم یعنی لیبرالیزم و دموکراسی وسیویل سوسایتی و هیومن رایس مشخصه های این کوسه ای است که در جهان به وجود آمده و باید جهان را اداره کند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اما این مدل نهایی برای زندگی بشر از هر چهار زوایه اش همانطور اگر سابقه بحث های جریان&amp;zwnj;های خودی را دنبال کرده باشید، هجوم بی امانی که به این مفاهیم و در این سال ها داشتیم و مواجهه ای که جمهوری اسلامی داشت تا اینکه این مفاهیم و بی آبرویی این ها را ثابت کند و به تعبیر شخص رهبری، تشت بی آبرویی لیبرالیزم از بام بر زمین افتاده، خود لیبرالیزم و غلط بودن محتوایش دروغ بودن دموکراسی خواهی که این ها دنبال می کنند و فقدان آنچه که حقوق بشری یا هیومن رایس می نامند و یا ضعف های جامعه مدنی، این چهار محوری که مورد هجوم در این سال ها واقع شد، امروز شما پیامدهایش را در صحنه بین الملل می بینید که دیگر نه لیبرالیزم الهام بخش است و نه دموکراسی خواهی و نه حقوق بشر مدل غربی و نه جامعه مدنی.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به بهانه 11 سپتامبر و خشونت به وقوع پیوسته در آن مرحله این ها به خشونت روی آوردند، بزرگ&amp;zwnj;ترین اشتباه استراتژیک و فوق استراتژیک این ایدئولوژی نهایی، این بود که به جای اینکه از مدل و چارچوب انگاره های کلید واژه استفاده کند روش خشونت را در پیش گرفت. در ایران در سال 2001 دولتی بر سر کار بود که شعارش گفت&amp;zwnj;وگوی تمدن ها بود و رییس جمهور وقت این شعار را به سازمان ملل برد و توسط 150 کشور تصویب شد تا سال 2001 یعنی سال اول قرن بیستم، به نام گفتگوی تمدن ها باشد. البته این گفت&amp;zwnj;وگوی تمدن ها موسسه ای بود که قبلا توسط رژه گارودی حداقل 10 سال قبل در فرانسه شکل گرفته بود و این ایده از او دزدیده شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به هر حال، در همان سال، جنگ جهانی چهارم و تمدن ها با مدل ایدئولوژی ساموئل هانتیگتون آغاز شد، بزرگ&amp;zwnj;ترین اشتباه لیبرال دموکراسی به عنوان تنها کوسه&amp;zwnj;ای که به دنیا آمده بود و تنها مدلی که به عنوان مدل اداره بشر رقم خورده بود، این بود که دست به خشونت زد یعنی چهار کلید واژه دموکراسی و لیبرالیزم و جامعه مدنی و حقوق بشر را به بدترین شکل ممکن با بهانه ای که دنبال کرده بود ایجاد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;البته کل تاریخ استراتژیک غرب بهانه جویی است. 11 سپتامبر هم به عقیده من بهانه است. در یک تحلیل استراتژیک؛ کشورهای غربی اساساً به صورت تاریخی مدل&amp;zwnj;شان این است که وقتی آمادگی دارند و می خواهند به جایی حمله کنند و یک واقعه و بر هم زدن نظم را صورت دهند، به دنبال بهانه می گردند. رهبری که توان تفکر استراتژیک دارد آمد و یک روز در سخنرانی&amp;zwnj;اش گفت: این آمریکا و غرب به دنبال بهانه جویی اند و این بهانه جویی&amp;zwnj;شان حد یقف ندارد. چهار تا پرونده برای ایران درست کردند، پرونده نبود دمکراسی در ایران، دوم نقض گسترده حقوق بشر در ایران، سوم حمایت گسترده از تروریزم و چهارم تلاش برای دستیابی به بمب اتمی.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اینجا یک پرانتز باز می کنم هنر استراتژیک مقام معظم رهبری را در دکترین تخصصی ایشان را که ممکن است هیچ وقت نتوانیم بنویسیم که یک رهبر با توان استراتژیکی&amp;zwnj;اش چگونه عمل کرد که در 10 سال گذشته، سه تا از این پرونده&amp;zwnj;ها را پشت پرونده چهارم بردند. این پرونده کشش خوبی داشت و آن سه تا پرونده را پشت این بهانه برد. ایشان ظرفیت و توان غرب را از سازمان ملل که آن ها از این سازمان سوء استفاده می کنند در سازمان ملل تا آژانس انرژی اتمی در طول این مدت و به خصوص از سال 82 به بعد در هفت سال اخیر مهار کرد و انرژی غرب را پشت پرونده انرژی هسته ای گرفت. نتیجه اش این شد که در نهایت ما امروز هم هسته ای شدیم و هم اینکه در نتیجه این بهانه این ها نتوانستند به ما حمله کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آن&amp;zwnj;ها می&amp;lrm;خواستند این چهار بهانه را آن قدر مطرح کنند که اگر یک روز خواستند به ما حمله کنند، جهان پذیرفته باشد، هنر عملیاتی جمهوری اسلامی این بود که اولا بهانه نداد و ثانیا در این چهارحوزه کارش را ادامه داد، یعنی ما انرژی هسته ای را دنبال کردیم، بدون اینکه آن ها اثبات کنند که ما دنبال بمب اتمی هستیم. حتی رهبر انقلاب فتوا دادند که داشتن سلاح هسته ای در دکترین دفاعی ما جایی ندارد و مراجع عظام تقلید هم به صحنه آمدند و بر نامشروع بودن این سلاح صحه گذاشتند و دیدید که این بهانه جویی ها تا جایی که این همه بازرس آمد و بازرسی&amp;zwnj;ها انجام شد، به نتیجه نرسید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مشروعیت بخشیدن به اینکه ما از حزب الله و حماس دفاع می کنیم، دفاع از تروریسم نیست و ما خودمان قربانی تروریسم هستیم و بخش دوم فقدان حقوق بشر که یک جریانی در داخل و جریان روشنفکری مریض رفتند پشت سر این ها و خود را به عنوان فعال حقوق بشر در شبکه VOA که هر جاسوسی که از ایران رفت، زیر اسمش فعال حقوق بشر نوشتند، مطرح کردند. این ها کسانی نبودند جز کسانی که باید بهانه&amp;zwnj;ها را رقم می زدند و مسئله چهارم هم ادعای نبود دمکراسی بود که در قضایای سال 88 که به خیابان ها آمدند و شعار مرگ بر دیکتاتور را سردادند، ایالات متحده آمریکا و اروپا و اسراییل، این مقوله را از خیلی سال ها قبل در ذهن برخی از این افراد قرار داده بودند، چون بخشی از این نظام بهانه جویی بود&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/post/87</link>
      <comments>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/comments/15904/6598805/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-15904.post-6598805</guid>
      <pubDate>Thu, 31 Mar 2011 22:35:53 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>سازمان ملل،NGO ها،سازمان پزشکان بدون مرز و ... یگانهای  ارتش آمریکا هستند</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;span id="ctl00_CPH1_News1_lblLead"&gt;روز چهارشنبه 8 دی&amp;zwnj;ماه 1389 یک خبر مهم، اما عادی شده و تکراری، در رسانه&amp;zwnj;های غرب و سپس کشورهای جهان اسلام، انعکاس پیدا نمود: &amp;laquo; آمریکا هشدار داد، هر قطعنامه&amp;zwnj;ای که علیه اسراییل در سازمان ملل مطرح شود، بلافاصله توسط ایالات محتده وتو خواهد شد.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این خبر مهم و تکراری، در شرایطی که رژیم صهیونیستی تعهدات خود را در مذاکره با دولت محمود عباس زیرپا نهاده و به شهرک&amp;zwnj;سازی و یهودی&amp;zwnj;سازی بیت&amp;zwnj;المقدس ادامه می&amp;zwnj;دهد، ما را برآن داشت تا دلیل این دریدگی ایالات متحده را از حسن عباسی، رئیس مرکز بررسی&amp;zwnj;های دکترینال جویا شویم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;bull; آمریکا یک بار دیگر اعلام کرد هر نوع قطعنامه علیه رژیم صهیونیستی را وتو می&amp;zwnj;کند. نمی-پرسم چرا، چون همه بر تعهد آمریکا به رژیم صهیونیستی واقف هستند. پرسش من این است که نسبت آمریکا با سازمان ملل چیست که این&amp;zwnj;گونه آن را ملک خود و ابراز هژمونی خود می&amp;zwnj;نمایاند.&lt;br /&gt;بله! بسم الله الرحمن الرحیم. خب، همان گونه که شما اشاره کردید، موضوع &amp;laquo;وتو&amp;raquo; قطعنامه ضد اسراییلی از سوی آمریکا در سازمان ملل موضوع روشن و شناخته شده&amp;zwnj;ای است. آمریکا بارها چنین قطعنامه&amp;zwnj;هایی را وتو کرده است، که خود نافی دو ارزش(مورد ادعای) آمریکاست، یکی حقوق بشر، و دیگری مقوله&amp;zwnj;ی دموکراسی. در واقع با ایجاد حاشیه&amp;zwnj;ی امن برای رژیم صهیونیستی، توسط وتو قطعنامه&amp;zwnj;ها علیه اسراییل، به نقص سیستماتیک حقوق بشر پرداخته است. هم&amp;zwnj;چنین با استفاده از پدیده ناعادلانه &amp;laquo;وتو&amp;raquo;، عملاً مقوله دموکراسی به چالش کشیده شده و پدیده&amp;zwnj;ی&amp;laquo;وتو&amp;raquo; به ابراز دیکتاتوری جهانی آمریکا تبدیل شده است. یادآوری می&amp;zwnj;کنم که سایر کشورهایی که از اختیار&amp;laquo;وتو&amp;raquo; برخوردارند، یعنی روسیه، چین، انگلیس و فرانسه، هیچ&amp;zwnj;یک از پدیده ظالمانه&amp;laquo;وتو&amp;raquo; به اندازه آمریکا استفاده نکرده&amp;zwnj;اند.&lt;br /&gt;به پرسش شما می&amp;zwnj;پردازم که در آن نسبت آمریکا با سازمان ملل را می&amp;zwnj;جویید. در جمهوری اسلامی، قاعده این است که دکترین امنیت ملی، فوق دکترین دفاعی و هم&amp;zwnj;چنین دکترین نیروهای مسلح ایران است. اما در ایالات متحده آمریکا، این قاعده برعکس است، یعنی استراتژی امنیت ملی، و استراتژی نظامی ملی، تابعی از دکترین نیروهای مسلح ایالات متحده هستند. شما را ارجاع می&amp;zwnj;دهم به &amp;laquo;دکترین نیروهای مسلح آمریکا&amp;raquo; که در دوم ماه مه 2007 تنظیم شده است و در بیستم مارس 2009 اصلاح شده و تاکنون مبنای عمل ایالات متحده در جهان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این آیین&amp;zwnj;نامه، که مصوب ارتش آمریکاست و در صفحه نخست آن، آدمیرال نیروی دریایی &amp;laquo;ام.جی.مولن&amp;raquo; آن را ابلاغ کرده است، نکات حیرت&amp;zwnj;انگیزی از نگاه ایالات متحده به جهان دیده می&amp;zwnj;شود. این آیین&amp;zwnj;نامه را در فضای سایبر به سادگی می&amp;zwnj;توان یافت، چون دکترین&amp;zwnj;ها فاقد طبقه&amp;zwnj;بندی امنیتی هستند و هم&amp;zwnj;چون قانون اساسی هر کشور، در دسترس عموم قرار می&amp;zwnj;گیرند. در متن ابلاغیه این آیین&amp;zwnj;نامه که مبنای عمل امپراطوری آمریکا در جهان است، دریاسالار مولن، نسبت استراتژی امنیت ملی و استراتژی نظامی ملی را با دکترین نیروهای مسلح آمریکا، مورد اشاره قرار داده است. یکی از نکات شگفت&amp;zwnj;انگیز موجود در این سند ملی آمریکا، مربوط به نسبت ارتش آمریکا با سازمان ملل متحد است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در صفحه&amp;zwnj;ی VII-8 دکترین نیروهای مسلح ایالات متحده، نمودار CMOC آمده است که ترکیب تجسمی و فرضی از یک مرکز عملیات نظامی &amp;ndash; غیرنظامی را به تصویر کشیده است. این نمودار، در راستای منافع ملی آمریکا، یک مرکز عملیات نظامی &amp;ndash; غیرنظامی را برای یک صحنه اقدام منطقه&amp;zwnj;ای یا جهانی معرفی می&amp;zwnj;کند. ترکیب فرضی که برای مرکز CMOC معرفی می&amp;zwnj;شود، پنج حوزه را دربرمی&amp;zwnj;گیرد که یکی از آنها، سازمان ملل متحد است. در ترکیب فرضی CMOC ارتش آمریکا، سازمان ملل به عنوان یکی از بازوهای آن، نقش&amp;zwnj;آفرینی کرده و نهادهایی چون &amp;laquo;برنامه جهانی غذا&amp;raquo;، &amp;laquo;دپارتمان عملیات آشتی&amp;zwnj;بانی سازمان ملل&amp;raquo;، &amp;laquo;کمیساریای عالی پناهندگان&amp;raquo; و ... در خدمت CMOC آمریکا قرار دارند. در یک ضلع دیگر از اضلاع پنج&amp;zwnj;گانه&amp;zwnj;ی CMOC ارتش آمریکا، سازمان&amp;zwnj;های غیردولتی بزرگ NGOs قرار دارند. از سازمان&amp;zwnj;های غیردولتی!! شاخص در این نمودار که بازوی ارتش آمریکا در CMOC هستند، سازمان پزشکان جهان (بدون مرز)، و کمیته&amp;zwnj;ی نجات، و حتی سازمان حمایت از کودکان را می&amp;zwnj;توان دید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از منظر طرح&amp;zwnj;ریزی استراتژیک، &lt;span style="color: #ff0000;"&gt;معنی نمودار CMOC این است که ارتش آمریکا در هر منطقه&amp;zwnj;ای از جهان که قصد انجام عملیات نظامی داشته باشد، یک چنین مرکزی ایجاد کرده و یکی از &amp;laquo;یکان&amp;raquo;های ارتش آمریکا، سازمان ملل متحد و نهادهای تابعه&amp;zwnj;ی آن هستند. در واقع آدمیرال مولن، در این سند با صدای بلند جار زده است که &amp;laquo;ایها الناس! من آدمیرال مولن، سازمان ملل و همه&amp;zwnj;ی NGOs جهانی را به عنوان یکان&amp;zwnj;های تحت امر خود، سازمان&amp;zwnj;دهی کرده و به کار می&amp;zwnj;گیرم.&lt;/span&gt; آیا شما در مورد امپراطوری میلیتاریستی و نظامی، که یک جزء آن سازمان ملل است، تردید دارید؟!!&amp;raquo;&lt;br /&gt;&amp;bull; من مبهوت شدم، نمی&amp;zwnj;دانم که چه پرسش دیگری را مطرح کنم! واقعاً آمریکا در فرضیات نظامی خود سازمان ملل را تابع طرح&amp;zwnj;های پنتاگن می&amp;zwnj;داند؟!&lt;br /&gt;بله. توصیه می&amp;zwnj;کنم که شما گشتی در فضای سایبر بزنید، و سند 2009 دکترین نیروهای مسلح آمریکا را تهیه کرده و به تعبیر هنرپیشه&amp;zwnj;های تلویزیون، &amp;laquo;حالشو ببرید!&amp;raquo; آن&amp;zwnj;گاه راز برای شما گشوده می-شود که چرا ایالات متحده بی&amp;zwnj;پروا از وتوی قطعنامه&amp;zwnj;ای که علیه رژیم صهیونیستی مطرح شود، سخن می-گوید&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/post/86</link>
      <comments>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/comments/15904/6172062/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-15904.post-6172062</guid>
      <pubDate>Wed, 19 Jan 2011 16:25:19 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>مرکز تحت مدیریت حسن عباسی چه می‌کند، رسانه‌های بیگانه چه می‌گویند؟</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;laquo;(آیت&amp;zwnj;الله) علی خامنه ای، رهبر ایران بود که نبرد علیه "تهدیدات نرم" را در صدر اولویت های نهادهای اطلاعاتی و امنیتی کشور قرار داد. از آن زمان تا کنون، سازمان های اطلاعاتی و پشتیبانان آنها نظیر مرکز تنظیم دکترین تحلیلی به رهبری حسن عباسی به صرف میلیون ها دلار برای تحقیق بر روی کارتون ها دست زده اند تا دسیسه های جاسوسی غرب جهت براندازی رژیم را برملا سازند.&amp;raquo; این بخشی از نوشته گاردین در مورد دکتر حسن عباسی است. (&lt;a href="http://www.guardian.co.uk/commentisfree/2010/nov/30/iran-nuclear-scientists-roadrunner"&gt;http://www.guardian.co.uk/commentisfree/2010/nov/30/iran-nuclear-scientists-roadrunner&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به گزارش رجانیوز، چندی پیش نیز هفته&amp;zwnj;نامه نیویورک تایمز، "دکستر فیلکینز" (DEXTER FILKINS) در مقاله&amp;zwnj;ای باعنوان "شبکه تلویزیونی فارسی وان جذاب برای بینندگان اما تهدیدی برای دولت ایران" از مبارزه دولت ایران با جنگ نرم فرهنگی خبر داد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در بخشی از این مقاله آمده بود : &amp;laquo;"حسن عباسی" (Hassan Abassi) رئیس مرکز مطالعات استراتژیک و دکترین امنیت بدون مرز وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مصاحبه تلویزیونی خود علیه "جنگ نرم فرهنگی" غرب هشدار داده است. به اعتقاد آقای عباسی، جنگ آمریکایی "24" قصد دارد تا از طریق ارائه تصویری نامناسب از مسلمانان به عنوان تروریست، نفرت از مسلمانان و ترس از اسلام را در سراسر جهان اشاعه دهند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;عباسی به دلیل تمرکزش بر روی تحلیل و تفسیر فیلم و سریال&amp;zwnj;های خارجی و تبیین تاثیر آنها در ذهن و قلب جوانان، در فضای سایبر به&amp;zwnj;عنوان یکی از فرماندهان جنگ نرم معروف است. به اعتقاد وی، رسانه عمده ترین سلاح در جنگ نرم و هالیوود مقر فرماندهی دشمن در این جنگ است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;علاوه بر رسانه&amp;zwnj;های خارجی، هاشمی رفسنجانی نیز حسن عباسی را یکی از مخالفان اصلی خود می&amp;zwnj;داند، به&amp;zwnj;طوری که حتی در نامه 19 خرداد 1388 خود به رهبر انقلاب، تلویحا به این نکته اشاره کرده بود. در آن نامه، آمده بود: "... از آنجا که بخشی از این اظهارات قبلاً در رسانه&amp;zwnj;های دولتی و آتش تهیه آن در سخنرانی مشهد مقدس مطرح شده..." ، "....در دور جدید تهمت&amp;zwnj;ها و هجمه&amp;zwnj;ها هم از حدود پنج سال پیش تاکنون دندان روی جگر دارم". عباسی در خرداد ماه 1383 در یک سخنرانی روشنگرانه در مشهد اقدام به افشاگری علیه هاشمی کرده بود که سی&amp;zwnj;دی آن تا دورترین نقاط ایران نیز به صورت مردمی منتشر شده بود. به گفته برخی ناظران سیاسی، این افشاگری تاثیر به&amp;zwnj;سزایی در روند انتخابات ریاست جمهوری نهم داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در عین حال، عباسی برگزار کننده تنها کلاس آزاد علوم استراتژیک در ایران است و تاکنون هم تعداد 250 جلسه از این کلاس&amp;zwnj;های آزاد برگزار شده است که در نوع خود رکورد کلاس&amp;zwnj;های آزاد از اول انقلاب تاکنون است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مرکز بررسی های امنیت بدون مرز (DACSB) به ریاست حسن عباسی، خصوصی بوده و تا کنون هیچ گونه حمایت مالی و اعتباری از طرف دولت نشده است. این مرکز به صورت نهاد مردمی است و جوانانی از سطوح مختلف دانشگاهی (لیسانس، فوق لیسانس و دکترا) به صورت داوطلبانه فعالیت&amp;zwnj;های آن را انجام می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;عباسی متولد 1345 با شش سال سابقه رزمندگی در دفاع مقدس هرگز مترصد پاسخگویی به ادعای شمخانی در برنامه امروز دیروز فردا نشد. شمخانی در آن برنامه ادعا کرده بود "عباسی که حتی یک روز هم سابقه جبهه ندارد، حق اعتراض به مدیریت فرماندهان جنگ را ندارد" که البته این اظهارنظر با واکنش یامین پور مجری برنامه مواجه شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حسن عباسی در 16 خرداد 1388 به علت پیش بینی فتنه سبز و مطرح کردن "مثلث ما نمی توانیم" در یک سخنرانی در جمع وبلاگ نویسان با شکایت حسن روحانی بازداشت شد که البته بعد از جریان فتنه 88، در دادگاه رفع اتهام و تبرئه شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;عباسی، برگرفته از قرآن کریم "جامعه هجری" را تنها مدل ممکن در مقابل جامعه مدنی می&amp;zwnj;داند و مدعی است استراتژی&amp;zwnj;های مبتنی برفطرت تنها رهیافت بشر می تواند باشد. همان&amp;zwnj;طور که در گزارش شماره 10مارشال سنتر (مرکز مطالعات امنیتی اروپایی) آمده بود، عباسی به عنوان یکی از طراحان "دکترین جنگ نامتقارن" در غرب شناخته می شود. این در حالی است که حسن روحانی با بودجه ای میلیاردی، ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام را در ساختمان 10 طبقه ای در نیاوران به عهده دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;طی ماه&amp;zwnj;های اخیر، کلاس&amp;zwnj;های علوم استراتژیک دکتر عباسی که در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار می شد، به دلیل حمایت نکردن مسئولین، به منطقه تهران نو- فلکه لوزی- پلاک30 منتقل شده است. این کلاس&amp;zwnj;های آزاد پنج شنبه ها از ساعت 8 الی 12 با حضور بیش از 200 نفر داوطلب برگزار می شود&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/post/85</link>
      <comments>http://tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/comments/15904/6168228/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-15904.post-6168228</guid>
      <pubDate>Tue, 18 Jan 2011 16:58:26 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
